جوانان جویای کارو چشم‎انداز ناروشن

شکسپیر گفته بود: «خانهی من بر ستونها و زندگی من بر کارم استوار است، با برداشتن ستونها خانه و با بیکاری زندگیام را از من میگیرند.» او صدها سال پیش به‌خوبی تمام براهمیت مسئله بیکاری توجه نموده و آن را به‌عنوان اصل محوری و ستون اصلی حیات انسانی به‌تصویر کشید.

هرچه زمان گذشت و کوششها برای پیشرفت زندگی ابنای بشر شدت گرفت، مشکل بیکاری نیز فشارهایش را بر شانههای آنان بیشتر ساخت؛ به گونهای که امروزه مشکل بیکاری به‌صورت یکی از مسایل بسیار حاد کشورهای توسعه‏‌نیافته درآمده است. در کشورهای عقب‏‌افتاده جنبه‌های بیکاری در تارو پود جامعه نهفته و به‌صورت مزمن رونما گردیده است، این معضل در کشورهای فقیر به‌گونهای است که اگر راهکار مبارزه با آن ایجاد نشده و در یک فرایند مطلوب حل و فصل نشده و اشتغالزایی لازم ایجاد نگردد، اندک‏اندک به‌بحران خفتهای تبدیل خواهد شد که نظام سیاسی و ثبات اجتماعی را با خطر مواجه خواهد ساخت. جدا از پدید آمدن پیامدهایی چون فقر، اعتیاد، سرقت، فساد و…، ممکن است بیکاری خاستگاه انقلابهایی مشابه به خیزش مردمی درکشور تونس شود که سرآغاز یک بحران در خاورمیانه بود.

امروزه بیکاری بیش از پیش به‌منزله ی چشم‌گیرترین نشانه‏ توسعه ناکافی در کشورهای جهان سوم نمایان شده و افغانستان نیز در میان سایر بدبختیهایش با این پدیده نیز به صورت گستردهی آن مواجه است.

بخش زیادی از شهروندان کشورها در مقام پرسش از اساسیترین دغدغه‏‌شان، اشتغال و بيكاري را مهمترین مشكل خود بيان كرده‏‌اند و این موضوع در آخرین نظرسنجی یک موسسه خصوصی در افغانستان نیز برملا شد. علی افتخاری، سخنگوی وزارت کار و امور اجتماعی، آمار کل بیکاران کشور را چهار ونیم میلیون از جملهده میلیون واجدین شرایط کار اعلام می‏کند، ولی اتحادیه صنفی کارگران این آمار را غیرواقع‏‌بینانه می‏داند. معروف قادری، رئیس این اتحادیه با گلایه شدید از وضعیت کارگران در کشور، فراهم‏‌آوری زمینههای کاری مناسب را نیازمند تلاش جدی‏تر دانست و راهکارهای کنونی را برای محو این نقیصه کافی نمی‏داند. به‌گفتهی‏ قادری «براساس آمارها 13 میلیون نفر در کشور بیکار و یا قسماً بیکار هستند در حالیکه قانون اساسی دولت را مکلف ساخته برای تمامی اتباع کشور زمینه‏ کار سالم را مساعد سازد که تا هنوز مواد قانون اساسی در مورد کار رعایت نشده است».

اما بیکاری در افغانستان معضلی است که با گذشت هر سال و فراغت تعداد زیادتری از جوانان از مراکز آموزش عالی، به مقیاس بیشتری افزایش مییابد. براساس اعلام صندوق جمعیت سازمان ملل که هفته‏‌ی گذشته اعلام شد، تا پنج سال آینده شمار جوانانیکه واجد شرایط کار در افغانستان خواهند شد، به چهار میلیون نفر می‌رسد. این روند براساس ارزیابی انجام شده تا ۴۰ سال دیگر ادامه خواهد داشت و هر پنج سال بیش از ۳ میلیون نفر به افراد در سن قانونی کار افزوده خواهند شد.

به‌هر حال از لحاظ اجتماعی بیکاری در بسیاری از کشورهای در حال توسعه و حتی در مناطق شهری آن‏ها از جمله در کشور ما نسبت به‌کشورهایی که اکثریت نیروی کار وسیعاً متکی به‌درآمدهای مزد و معاش‏ب‌گیری یا بسترهای سنتی چون کشاورزی هستند،کمتر یک مشکل حاد شخصی است، بل از آن میتوان به‌عنوان یک معضل فراگیر و اجتماعی یاد کرد که هرگونه پیامدش دامن‏‌گیر همگان خواهد شد. به‌همین دلیل باید سراغ راهکارهای مبارزه با این پدیده با ایجاد راه حلهای همه‏‌جانبه‌رفت و با برنامهی وسیع و همه‏‌شمول جهت رفع این معضل حرکت کرد.

با این وجود،‌میکانیزم دقیق، راهکارهای همه‏‌جانبه و برنامهی منظمی نیاز است تا بتوان جلو رشد این پدیده را گرفته و فرایند بهتر را در پرتو چشمانداز روشنتری رقم زد. در غیر آن صورت این بحران خفته زمانی به آتشفشانی تبدیل خواهد شد که شعلههای آن غیرقابل خاموش شدن خواهد بود.

به نظر می رسد مواردی چون کنترول جمعیت و مدیریت آن به‌سمت کارآمد شدن و استفاده از جمعیت به‌عنوان یک نقطهی قوت ملی در قالب اجتماعی، کارآموز شدن معارف و آموزش پرورش به‏‌خصوص در سطح تحصیلات عالی راهکار فرهنگی مبارزه با بیکاری است. در بخش اقتصاد نیز دو راهکار کوتاه‏‌مدت و بلندمدت قابل ارائه و اجراست. در بخش اول میتوان به‌تشویق کارآفرینان، ایجاد شغلهای کوچک، افزایش تقاضای نیروی کار،‌تقویت بخش خصوصی و خصوصیسازی و در طرح درازمدت نیز سرمایهگذاری کلان راه اساسی به‌نظر میرسد. سرمایهگذاری در بخشهای زراعت، معادن، راه‌سازی و ترانزیتی شدن افغانستان از جمله راهکارهای درازمدت اقتصادی برای رفع و کاهش پدیدهی بیکاری میباشد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده