حاج محمدمحقق، معاون دوم ریاست اجرائیه ج.ا.ا: شهیدکاظمی شخصیت تاثیرگذار در تاریخ کشور

اعوذ و باالله من‌الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله و الصلات و السلام علی رسول الله وعلی آله و صحبه و من والاه. قال الله تعالی فی کتابه الکریم:

وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ

یاد آن سرو به خون خفته‌ی ما باد بخیر

یاد آن سرور و سر دسته‌ی ما باد بخیر

ده سال از عروج خونین شهید سیدمصطفی کاظمی و یاران شهیدش در پارلمان می‌گذرد و این به عنوان یک داغ در دل ملت ما و تمامی دوستان و یارانش قراردارد. امروز حضور پرشکوه بزرگان کشور ما در این مجلس، جناب رئیس صاحب اجرائیه‌ی حکومت وحدت ملی افغانستان، داکترصاحب عبدالله عبدالله، جناب رئیس صاحب ولسی جرگه افغانستان، وزیران محترم کابینه، رهبران احزاب جهادی، جوانان و بزرگان ما نشان‌دهنده عُمق پیوند معنوی و ایمانی با شهیدمصطفی کاظمی عزیز و همه یاران شهیدش است.

یاد شهدا تنها این نیست که سوگواری کنیم و از آن به عنوان یک حادثه تاسفبار یاد کنیم. بل سالگردها و یادآوری‌ها به خاطر بازخوانی اندیشه و آرمان این بزرگان هستند تا ما بار دیگر این رویدادها را بازخوانی کنیم  و در جامعه به عنوان یک الگو مطرح ‌کنیم و این یادآوری برای ما بسیار مفید است. کسانی که در راه خدا و در راه  اسلام  و وطن قربانی دادند می‌توانند برای ملت و مردم ما سرمشق خوبی باشند. خود یادآوری در قرآن کریم آمده است: ذکر فان‌الذکرا تنفع المومنین. یادآوری کردن از احکام اسلام، یادآوری کردن از اندیشه‌های اسلامی، یادآوری کردن از کسانی که به عنوان سمبول ارزش‌های دینی مطرح است. این‌ها جز یادآوران به حساب می‌روند. یعی یک سنت حسنه‌ای که در تاریخ اسلام ماندگار است. ما مثلاً از بزرگان دین مان تجلیل می‌کنیم از میلادهای بزرگان از میلاد رسول الله اعظم روحی و ارواح العالمین له الفدا، میلاد ائمه دین، شهادت‌ها و یا وفات‌شان به خاطری این که همه این‌ها را در زندگی‌مان سرمشق و الگو قرار دهیم.

شهید سیدمصطفی کاظمی به عنوان یکی از طلایه‌داران جهاد افغانستان مطرح بوده و شخصیت تاثیرگذاری در تاریخ کشورمان بوده است. او با نیم قرن زندگی پربارش ( ۴۶ سال عمر پربار) در تاریخ کشورمان ثبت شده و به عنوان یک چهره‌ی  تاثیرگذار ماندگار است. او دوران جهاد، دوران مقاومت، دوران دموکراسی و حضور در کابینه افغانستان و مشارکت در روندهای کلان ملی نقش بسیار آشکار و تاثیرگذار خود را داشت. آشنایی من با شهیدکاظمی از سال ۱۳۶۷ شروع شد. ما با هم یک سال پیشتر از تشکیل حزب وحدت و جلسات مقدماتی و در کنگره‌های مقدماتی که در هزاره‌جات برگزار می‌شدند، آشنا شدیم.

او از ما جوانتر بود. وقتی که به جلسات حزب وحدت در کنگره لعل و سرجنگل که اولین گردهمایی بزرگ برای تشکیل حزب وحدت در سراسر هزاره‌جات بود، آمدیم من و شهیدکاظمی وظیفه گرفتیم که منشور اتحاد این جلسه را بنویسیم. او نویسنده بافهم و بادیانت و باکمالی بود. لذا به رغم بگومگوهایی که با احزاب داشتیم و تفاوت نظرهایی که وجود داشت یک نتیجه مقبول و مطلوبی را از این بحث‌ها گرفتیم و منشور ۱۶ ماده‌ای را نوشتیم و به کنگره لعل پیشنهاد کردیم. این منشور در آن جا منتشر شد که اولین پایه‌های وحدت و هماهنگی در میان احزاب جهادی و مردم مناطق مرکزی بود.

شهیدکاظمی در دوران جهاد و مقاومت نقش برجسته‌ای داشت. من سه سالی را در جبهه مقاومت در بلخاب، دره صوف و یکاولنگ در نقطه کوهستانات مناطق شمال و مناطق مرکزی بودم. پشتوانه جبهه‌ی ما بزرگانی چون استاد شهیدربانی و آمرصاحب شهید در پنجشیر بودند. در آن جا در تخار، پنجشیر…..با شهیدکاظمی، مرحوم سترجنرال حسین انوری و مرحوم عرفانی در تصمیم‌گیری‌ها مشورت می‌کردیم. موقعی که اجلاس بن تشکیل شد، ایشان به حیث عضو فعال در اجلاس بن اشتراک کردند و به حیث وزیر تجارت انتخاب شدند. همانطوری که جناب رئیس صاحب اجرائیه گفتند شهیدکاظمی با اینکه فرصت فراگیری تحصیلات عالی برایش مساعد نشد، اما با یک استعدادعالی و با دانشی که از دوران جهاد و هم از دوران رهبری وزارت تجارت کسب کرده بود، یک درخشش خوبی داشت. شهیدکاظمی با ابتکاری که داشت سهولتی برای تجاران و سرمایه‌گذاران فراهم ساخت و زمینه دسترسی ساده آن‌ها را به گرفتن جواز تجارتی آماده ساخت و نوعی عدالت، ثبات و سهولت را در کار و بار تجارتی در چوکات وزارت تجارت آورد. همچنان در قسمت وسایل صادرات و در بخش واردات نظرات بسیار کاربردی و موثر داشت.

از ویژگی‌های دیگر ایشان این بود که بسیار پاک و پاکیزه زندگی کرد. با اینکه او دسترسی به منابع زیادی داشت اما درویشانه و بی‌تعارف و بی‌تجمل زندگی کرد. باید انصاف داد که ایشان هم جزو انگشت‌شمار کسانی بود که زندگی خوب و باقناعتی داشت. ویژگی دیگر ایشان این بود که در برخورد با مسایل و رویدادها بسیار صادق و راست بود. به قول و تعهد خود وفادار بود. از همان زمانی که ما در تشکیل اداره موقت آمدیم، نوعی بی‌مهری درباره مجاهدین وجود داشت. نه به عنوان شکایت بل به عنوان حکایت این را یاد می‌کنم که برای مجاهدین بسیار نام‌های بد و نامناسبی را نسبت می‌دادند. از جنایتکار جنگی گرفته تا جنگسالار، هر نام بدی که بود، آن را به مجاهدین نسبت می‌دادند. یگان مشکلاتی که بین احزاب و مردم اهل تشیع بودند، حزب وحدت همین دو شاخه‌اش بود که در دایکندی و برخی مناطق مرکزی یگان مشکلات بود. یگان مشکلات در شمال بین این دو شاخه بود. من با ایشان نشستی داشتم و گفتم، برادر می‌فهمی بهانه‌طلبی‌هایی که مهمان‌های ما درباره مجاهدین دارند که این‌ها در دولت‌سازی کار ندارند، همواره از راه جنگ می‌خواهند خواسته‌های خود را تامین کنند، گفتم بیایید یک کاری کنیم که گذشته، گذشته، آینده طوری باشد که تمام مردم دنیا قناعت کنند که ما، مردم‌سالار هستیم نه جنگسالار. ما اهل تعادل و تعامل و اهل حکومتداری هستیم نه  مردمان بی‌نظم و بی‌قانون. گفتم بیایید تمام مشکلات را حل کنیم از بعضی افرادی که در مناطق مرکزی بودند و از کسانی که در شمال بودند، تقاضا کردیم و آن‌ها را خواستیم و فیصله کردیم و به مشکلات پایان دادیم. این فیصله هم در زمان حیات‌شان و هم بعد از شهادت‌شان تاثیرات خود را دارد. هیچ‌گونه مشکلی در مناطق به وجود نیامد.

موضوع دیگر اینکه شهیدکاظمی صادق بود. طبیعی است وقتی کسی که در مقام وزارت تجارت یا در هرجایی و مقامی باشد، مراجعه کنندگان بعضا امتیازات غیرقانونی از او می‌خواهند. یکی از مسایل، مسئله قرارداد مواد نفتی بود. یکی از همین افراد زورمند آمده بود به ایشان گفته بود که تانک تیل حیرتان، تانک کجا….تانک کجا تمامش را به فلان شرکت واگذار کن. حالا نامش را نمی‌گیرم که کدام اشکال پیش نیاید. هرقدر سر کاظمی شهید فشار آورد او گفت نی برادر این جا بازار آزاد است. قرارداد را به داوطلبی می‌گذاریم، چندین شرکت در پروسه هستند. هر قراردادی کیفیت و شرایط خوب داشت و از شفافیت لازم برخوردار بود، برنده می‌شود. شهیدکاظمی زیر بار فشار نرفت و شرکت زورآور را جواب کرد.

بناء ایشان از نگاه شخصیتی یک الگو بود. می‌شود که روش زندگی ایشان را مطالعه کرد واز کارکردهایش الگو گرفت. همه دوستان و همکارانش؛ چه کسانی که  در حزب اقتدارملی هستند و یا دیگر همسنگران شان از اقوام و تبارهای مختلف افغانستان می‌توانند که روش زندگی شهیدمصطفی کاظمی را الگوی زندگی خود قرار دهند.

به روح تمام شهدای افغانستان درود می فرستیم. از بزرگانی که شهید شدند، شهید استادربانی، شهید استادعبدالعلی مزاری، آمرصاحب شهید- قهرمان ملی کشور ما- همچنین حاجی قدیر، حاجی عبدالحق، شهیدصادقی و بزرگوارانی که از سران احزاب جهادی هستند به روح همه اتحاف دعا می‌کنیم.

همچنین در ارتباط با مسایل سیاسی کشور توصیه من به حیث یک عضو حکومت در رابطه به خواسته‌های جریان‌های سیاسی و احزاب آن است که حکومت سعه صدر نشان دهد. حرف‌های احزاب سیاسی و جهادی را بشنود و یک کاری کند که قناعت تمام طرف‌ها درباره چگونگی مکانیزم برگزاری انتخاب حاصل شود. اینکه این انتخابات یک انتخابات موجه است.

این‌ها مردمان کمی نیستند، ایتلاف حراست و ثبات، مردمان بسیار ریشه‌داری هستند که در این ایتلاف عضویت دارند. ایتلاف جبهه نوین افغانستان، ایتلاف محور، ایتلاف جبهه ملی برای نجات افغانستان و دیگر نهادها و ایتلاف‌های سیاسی. این‌ها مردمان اهل مفاهمه و عادل هستند وقتی که حرف‌های این‌ها شنیدیم و به طرف انتخابات رفتیم؛ انتخابات همه‌پذیر و قناعت‌بخشی خواهیم داشت. اگر نه، حرف‌های این‌ها را نادیده گرفتیم و به طرف انتخابات رفتیم. آن وقت است که مشکلات پیش می‌آید. آن وقت ممکن است که جنبه‌های دیگر تقویت شود که راه حل انتخابات نیست.

اوضاع و احوال امنیتی کشور به شدت شکننده است و در یک سال اخیر وضعیت بدتر شده است. به‌خصوص این مسئله که یک جایی را دشمن می‌گیرد و ما دوباره گرفته نمی‌توانیم. این مسئله روی روحیه مردم تاثیر منفی دارد. یکی از جاهایی که این رویداد تکرار شد، میرزاولنگ است که گرفته و باز پس گرفته نشد.

بار دیگر به روح شهدای افغانستان اتحادف دعا می‌کنم. خداوند آن‌ها را از ما و شما راضی داشته باشد.

والسلام و علیکم و رحمت‌الله و برکاته

0 پیام برای این مطلب ثبت شده