حجت‎الاسلام فاضل دره‎صوفی: شهید کاظمی، مجاهد فرهنگی و سیاست‎مدار صلح‌‏طلب بود

بار دیگر در آستانهی پانزدهم عقرب قرار داریم و این روز از تاریخ هرسال، یادآور یک حادثهی تلخ و خونینی است که در دامن ولایت بغلان اتفاق افتاد و در میان دهها شهروند بیگناه، تعدادی از نمایندگان صدیق و دلسوز این سرزمین را نیز قربانی کرد. در میان اعضای شهید و متعهد مجلس پانزدهم، شهید سید مصطفیکاظمی، رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس نیز قرار داشت که حرفهای ناگفته از او بسیار است تا به بهانهی سالگرد شهادتش یادآوری گردد، همانگونه که بسیاری از اهداف و نقشههای راه روشن وی نیز ناتکمیل ماند و به تصویر کشیده نشد.

برای رازگشایی شاخصهای رفتاری و شخصیتی شهیدکاظمی، ساعتی را به پای سخنان حجتالاسلام فاضل درهصوفی، یار صدیق، همسنگر جهاد و همراه سیاسی شهید سیدمصطفی کاظمی نشستیم؛ کسیکه روزهای تلخ و شیرین زیادی را با او سپری نموده و تجربههای جهاد و سیاست ایشان را در روزگار جوانی و میان‌سالی شاهد بوده است. بخشی از شاخصهای عمده در شخصیت رفتاری و گفتاری شهیدکاظمی از زبان این همراه همیشگی‏‌اش در موارد ذیل فشرده میگردد:

مجاهد و فعال فرهنگی

آقای درهصوفی روزگاری را به یاد میآورد که شهید کاظمی در سن و سال جوانتر از خودش در سال 1364 در صحنهی جنگ و جهاد وارد شده و در زادگاه خودش «دره لولنج» دره ترکمن پایگاهی را ایجاد نموده بود. به گفتهی این همسنگر شهید کاظمی، ایشان با ایجاد پایگاه نظامی، یک مرکز آموزشی را نیز در همان مقر نظامی پایهگذاری کرد و به آموزشهای ابتدایی، معارف اسلامی و سایر مسایل مورد نیاز مجاهدین پرداخت. زیرا او معتقد بود که «اگر ما نتوانیم مجاهدین را باسواد ساخته و به مفهوم جهاد، شیوهی دفاع مقدس، مبارزه با اشغالگران، مسایل روز و اهداف و انگیزهی واقعی انقلاب آشنا کنیم، مسلم است که اشتباهات زیادی صورت خواهد گرفت و نخواهیم توانست به اهداف واقعی‏‌مان برسیم

حجتالاسلام دره‏صوفی میافزاید که شهیدکاظمی در وظایف جهادی و کار و برنامههای فرهنگی‏‌شان در سنگرهای جهاد و پایگاههای نظامی آن روز بسیار موفقانه عمل میکرد و به خوبی راهکارهای اجرایی برنامههای جهادی و فرهنگی‏‌اش را بلد بود. شهیدکاظمی افزون برآنکه در زمان ضرورت در سنگرهای جهاد و مبارزه حضور مییافت در بسیاری اوقات مشغول برنامههای فرهنگی و آموزشی بود و مجاهدین را در راستای سوادآموزی و آشنایی با آموزههای دینی و جهادی تعلیم میداد.

این یار و همسنگر شهیدکاظمی، دوران جوانی و آوان جهاد عمر شهیدکاظمی را با فعالیتهای فرهنگی بیشتر به خاطر دارد و این دغدغه را جزیی از برجستگیهای شخصیت شهیدکاظمی میداند که این هدف همواره دنبال شد و پس از دوران جهاد نیز، جزیی از فعالیتهای مهم و اصلی شهیدکاظمی به شمار میآمد. وی خاطرنشان میسازد: «پس از شکست گروه طالبان، وقتی باهم وارد کابل شدیم، اولین اقدام شهیدکاظمی ایجاد مراکز فرهنگی و آموزشی بود که تاکنون نیز بخشی از آن‏ مراکز فعال اند. ایشان جوانان را تشویق میکرد، مورد حمایت مادی و معنوی قرار میداد و از هیچ تلاشی در عرصهی مساعدت جوانان در راستای علمآموزی دریغ نکرد. دوستانیکه با شهیدکاظمی آشنایی داشتند یا از وی حرف و سخنی شنیده‏‌اند، به نیکی میدانند که شهیدکاظمی چقدر برای رشد علم و ترقی فرهنگ جامعه کار و تلاش کرد و در این راه موفقانه گام برمیداشت و قاطعانه سخن میگفت

سیاستمدار صلح طلب

حجتالاسلام فاضل دره‏‌صوفی شاخص برجستهی دیگر شهید کاظمی را، آشتیخواهی و صلح‏‌طلبی وی میداند و مواردی را به خاطر دارد که شهید حاضر بود با منطق قاطع و صلابت عمل ویژه، جانب مقابل را به میز مذاکره حاضر نموده و به جای نزاع، از رهگذر صلح و آشتی وارد شود. به گفتهی ایشان «شهیدکاظمی در زمانیکه جنگهای احزاب در کابل اوج گرفت، مانند پروانهای در میان آتش پرواز میکرد و با تقبل خطر برای مصالحه و مذاکره، کار و تلاش میکرد. بارها از جانب دوستانش مورد انتقاد قرار میگرفت که چرا با قبول خطر، برای نزدیک کردن سران احزاب تلاش میکند، ولی شهیدکاظمی میگفت که حاضر است برای رسیدن به مذاکرهی احزاب و بیرون رفتن از جنگ داخلی، هر خطری را به جان خویشتن بخرد. ایشان یک وقتیکه داکترعبدالرحمن مرحوم توسط بعضی از مجاهدین بازداشت شده بود، با رفتن در قلب جنگ و نقطهی مرکزی آتشباریها یعنی دهمزنگ، وی را آزاد کرد و مانع تشدید آتشباریها میان دوطرف شد. هرچند تلاش شهیدکاظمی در اوج احساسات احزاب کمتر ثمر بخشید، ولی تلاشهای ایشان دراین خصوص فراموش‏‌نشدنی است. وی می‏‌افزاید:«زمانیکه بنده مسئول جبههای به نمایندگی از حزب وحدت در سال 1375 مسئول موقت جبهه بودم، شهیدکاظمی که مسئول کمیته نظامی حزب وحدت بود، با تأکید تمام به بنده توصیه میکرد که آقای فاضل! تا اندازهی نهایی سعی کنید که جنگ نشود و تحرکات شما بیشتر مذاکره‏‌آمیز باشد و همین توصیهها نیز در آن جبهه موثر افتاد و باعث شد کمتر جنگی در آن جبهه رخ دهد.» به گفتهآقای درهصوفی، وحدت ملی که برایند و نتیجهی صلح بود نیز یکی از آرزوهای همیشگی شهیدکاظمی بود که امروزه نیز چنین ساختاری ایجاد شده و مورد اتفاق بزرگان سیاسی ما قرار گرفته است.

رهبر متواضع

تواضع در عین اقتدار و برخورد سالم انسانی در اوج قدرت یکی دیگر از شاخصهای برجسته و برازندهی شهیدکاظمی است که حجتالاسلام دره‏‌صوفی از آن خاطرههای جالبی در حافظه دارد و اینگونه بازگو میکند: «موارد زیادی را به خاطر دارم که آقای کاظمی در مقابل برخوردهای اهانتآمیز برخی از افراد مغرض و مبغض، با کمال تواضع و حوصلهمندی و بردباری رفتار میکرد. به طور مثال در وقت ورود به مجالس، جای مناسبی برای ایشان خالی نمیشد و شهیدکاظمی به آرامی و لبخند در کنار همان افراد مینشست و با حفظ خون‌سردی‏اش لب به سخن میگشود و اوضاع را کنترول میکرد. این موارد بارها از سوی برخی از دوستان وی مورد انتقاد قرار میگرفت، ولی پاسخ شهیدکاظمی این بود که این نارساییها با نرمی و ملایمت قابل حل است

آقای درهصوفی خاطرهای را چنین به یاد می‏آورد: «حین رفتن به بغلان توسط هلیکوپتریکه از پنجشیر پرواز میکرد، در مسیر راه در مقر استادسیاف توقفی کردیم و استادسیاف ضمن اینکه برخورد عادی با سایر افراد داشت، شهیدکاظمی را در بغل گرفت و محکم فشرد و خطاب به ایشان گفت که از برخوردهای خوب شما، عرق شرم از پیشانی دشمنان‏تان به زمین ریخت.» این برخوردهای وی مختص به مورد خاص و محدود نبود. یک وقتی تعدادی از مردم که شمارشان به دهها نفر میرسید به خاطر موضوعی که ذکرش لازم نیست، در مقر شهید کاظمی در قلعه فتحالله رفته و بر ایشان تاختند، ولی برخورد نیک ایشان باعث شد تا یکی از آنان با لحن گریه‏‏‌آلود به من بگوید: «واقعاً ایشان اخلاق پیامبرگونه دارد و من پس از صحبت با ایشان آرزو کردم مرده بودم و این چنین شرم‌سار آقای کاظمی نمیشدم

به گفتهی آقای درهصوفی، اخلاق نرم و ملایم ایشان در صحنههای جنگ، عرصهی سیاست و مدیریت نیز جزیی از شخصیت ایشان شده و باعث پیروزی و غلبهی ایشان بر حریفان سیاسی‏‌اش میشد.

مدیر فوقالعاده

فراست در فراگیری دانشهای روز و مورد نیاز کاری در مرحلهی نوینی از حیات سیاسی شهیدکاظمی یکی دیگر از برازندگیهای ایشان بود. آقای دره‏‌صوفی این قدرت فکری شهیدکاظمی را در حد نبوغ میداند و میافزاید که وقتی ایشان در اجلاس بن به عنوان وزیر تجارت معرفی شدند، پس از بازگشت به کابل چند نفر استاد دانشکده اقتصاد را دعوت نمود و از آنان خواست تا اصول کلی اقتصاد را برای وی بازگو نمایند. من به خوبی به خاطر دارم که وقتی در نشست معرفی با روسای وزارت تجارت رفتیم، کارکنان عالیرتبهی وزارت تجارت با بی‏‌اعتنایی در جلسه حضور یافته و فکر میکردند که یک مجاهد در مسند وزارت تجارت نشسته و آگاهی از تجارت و اقتصاد نخواهد داشت. اما وقتی آقای کاظمی شروع به سخن گفتن نمود و اصول تجارت را بیان کرد، به خاطر دارم که روسای وزارت تجارت تکان خوردند و از درایت اقتصادی و تجاری ایشان به وجد آمدند.

پروندهی ناتمام حادثه بغلان

آقای درهصوفی با یادآوری از کارکرد خوب شهیدکاظمی در جریانهای سیاسی چون جبهه ملی، ریاست اقتصاد مجلس، نمایندگی از مردم و پیشرفتهای خوب و امیدوارکننده در عرصهی شفافیتخواهی تأکید میکند: «شهیدکاظمی فصل تازهای در باب وحدت ملی گشود و با قرار گرفتن در متن و بطن فعالیتهای سیاسی از جمله در جبههی ملی، حق بزرگی بر دولت وحدت ملی دارد. ما در نظر داریم تا ضمن دیدار جداگانه با رئیس‏‌جمهور و رئیس اجراییه از آنان بخواهیم تا پروندهی ناتمام حادثه‏‌ی بغلان در پانزدهم عقرب سال 1386 را مورد پیگری جدی قرار دهند. زیرا ما براین باور هستیم که این حادثه ناروشن نیست و زوایای آن برای شناسایی عوامل حادثه بسی آشکار است.

بنابراین، ما هم‏چنان پیگیر قضیه خواهیم بود و نخواهیم گذاشت تا این پرونده بسان سایر قتلهای زنجیرهای ناشکافته و مبهم باقی بماند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده