حفاظت از خانواده، رسالت دیرین و پایدار انسان

پانزدهم ماه می میلادی به نام «روز خانواده» نام‌گذاری شده است. این روز بهانه‎ای است در عرصه‎ جهانی، تا از منظرهای  مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و جمعیتی به این موضوع پرداخته شود.

در واقع، خانواده‎ اساس و مبنای اولیه‎ تشکیل نظام اجتماعی بوده و بهترین بستر برای تامین نیازهای روحی و معنوی بشر به شمار می‎رود. در این بستر است که نسل جدید انسانی به ارضای نیازهای تربیتی، اجتماعی و عاطفی‌اش می‎رسد. این بستر مطمئن اما در عصر کنونی دستخوش تحولات متعدد ناشی از وضعیت جدید اجتماعی، صنعتی و علمی شده است. وضعیت اسفبار کنونی بیش‎تر از همه دامنگیر کشورهای توسعه یافته گردیده است. اما این بیماری مسری به سرعت زیادی کره‎ خاکی را پیموده و کشورهای درحال توسعه را نیز گرفتار کرده است. معضل‎هایی چون اختلاف‎های خانوادگی، طلاق، فرزندان بی‌سرپرست و بزهکاری نوجوانان و جوانان، نشان دهنده‎ مشکلات اساسی در خانواده‎های عصر حاضر است.

از سوی دیگر، مرگ و میر مادران و نوزادان، بهداشت خانواده، سلامت مادران و… آفت‎های دیگری است که بیش‎تر از همه کشورهای درحال توسعه و عقب‌مانده را گرفتار کرده و کانون خانواده‎ها را متزلزل ساخته است. بنابر آمار موجود، روزانه حدود ۸۰۰ زن به دلیل عوارض بارداری یا زایمان می‌میرند. هر دو دقیقه، فقدان مادری، یک خانواده را دچار تزلزل و رفاه و بقای کودکان را تهدید می‌کند. امروزه اثبات شده در مورد نوزادانی که مادرانشان فوت کرده‌اند، احتمال اینکه قبل از دو سالگی بمیرند بسیار بیشتر است. ۹۰ درصد از زنانی که در طول بارداری یا هنگام زایمان می‌میرند، در آفریقا و آسیا زندگی می‌کنند و همین امر لزوم تمرکز و انجام اقدامات لازم را در این منطقه بیشتر می‌کند.

نام‌گذاری امروز که از سال 1994 مجمع عمومی سازمان ملل اعلام و همه ساله از آن تجلیل می‎گردد، به منظور حفاظت از همین رکن اساسی است. هرچند خانواده، کوچک‎ترین واحد اجتماعی است، در عین حال، بزرگ‌ترین و اثرگذارترین واحد تربیتی در جوامع نیز به شمار می آید. به گونه‎ای که می‎تواند منشأ تحول فردی و اجتماعی و رشد ارزش‎های انسانی در میان اعضای آن باشد.

گسترش رفاه عمومی خانواده و تاکید بر تحصیلات عالی فرزندان، علاوه بر حفظ انسجام از این کانون تاثیرگزار و فرهنگ‌ساز از جمله اهداف و موارد مهمی‌اند که مجامع جهانی برآن موارد تمرکز کرده‌اند. نهاد خانواده در همه جوامع به عنوان مهم‌ترین پایگاه انتقال عناصر فرهنگی، عقاید، آداب، دانش‎ها و مهارت‎ها به نسل جدید معرفی شده است. زیرا خانواده از یک سو زمینه‌ساز شکوفایی استعدادها و رشد جسمی، اخلاقی، اجتماعی، عاطفی و عقلانی کودکان و نوجوانان است و از سوی دیگر ، عامل موثری در در شکل‌گیری ارزش‌ها، ایجاد فرهنگ و تمدن بشری به شمار می‌آید.

واقعیت این است که نوع درآمد خانواده نقش مهمی در چگونگی آموزش و پرورش فرزندان خواهد داشت، مثلاً خانواده‌ای که درآمد کمتر و کودکان بیش‎تری دارد، به سختی می‌تواند هزینه تحصیل آنها را فراهم کند. یا اینکه کودکی که در خانواده فقیر پرورش می‌یابد، همواره در عدم اطمینان خاطر و احساس حقارت رشد می‌کند. تعلق داشتن به یک خانواده ثروتمند، رضایت خاطر کودک را در کسب شهرت اجتماعی بیمه می‌کند.

بنابراین، خانواده موفق و باثبات نیازمند موفقیت و ثبات اقتصادی است. و باید درجهت ارتقای معیشت و اقتصاد خانواده با توانمندسازی آنان برنامه‌ریزی شود. تنها در سایه این پیش‌نیاز است که جوانان می‌توانند به تشکیل خانواده بیندیشند، بر مهارت‌های عاطفی خود تمرکز کنند، فرزند بیاورند و آینده روشنی پیش روی فرزندان خود ترسیم کنند. البته اقتصاد تنها عاملی نیست که سبب تحکیم خانواده می‌شود اما بی‌تردید یکی از مهم‌ترین عوامل است. نگاهی به عوامل اجتماعی و اقتصادی و تاثیر آن بر کارکرد خانواده می‌تواند تصویر روشن‌تری از نقش این عامل در سیاست‌های کلی خانواده به دست دهد.

بسیاری از مربیان تعلیم و تربیت، روان‌شناسان و جامعه‌شناسان منشاء بسیاری از مشکلات رفتاری و اجتماعی دانش‌آموزان را ناشی از مسایل موجود در خانه می‌دانند. روابط نادرست عاطفی پدر و مادر، ناسازگاری میان اعضای خانواده، افراط و تفریط در حمایت و مراقبت، عدم توجه و نظارت بر دوستان و معاشران فرزندان و… از مسایل مهمی هستند که نقش اساسی در شکست تحصیلی آنان دارد.

به همین دلیل است که قریب به اتفاق محققان و اندیشمندان بر این باورند که سیاست‌های حمایت از خانواده می‌باید در نخستین گام، شرایطی را برای بهبود رفاه خانواده‌ها فراهم کند. برای حفظ بنیان خانواده هیچ معجزه‌ای در کار نیست اما، تامین نیازهای معیشتی خانواده و ایجاد امنیت و ثبات اقتصادی می‌تواند تاثیر بسزایی بر تحکیم خانواده و تضمین ثبات آن داشته باشد.

  • علی‌سینا مهترخیل

0 پیام برای این مطلب ثبت شده