حمله‎ی خودی، لرزه بر دیوار اعتماد

حملهی یک هراس‏افکن با لباس ارتش ملی به مربیان خارجی و داخلی در داخل دانشگاه نظامی کابل که منجر به کشته شدن یک افسر بلندپایه‌ی امریکایی شد، بار دیگر دیوارهای اعتماد میان نظامیان افغانستان و همکاران خارجی را فرو ریخته و صافی‏‌های جلب و جذب نظامیان را ناممطئن نشان داد.

این نوع حمله را نمیتوان ناشی از عقدههای شخصی یا برخاسته از منویات درونی یک فرد دانسته و چنین واکنشی را نمیشود با تفسیرهای ایدئولوژیک شخص مهاجم مورد ارزیابی قرار داد. زیرا حملهدرست زمانی اتفاق افتاده است که یکی از بلندپایهترین افسران نظامی ایالات متحده امریکا در آن دانشگاه و در تیررس هراس‏افکنی که با لباس ارتش در درون نظام رسوخ کرده بود، قرار داشته است.

لذا می‌توان این حمله را یک برنامهی از پیش تنظیم‌‏شده توسط این عنصر هراس‏افکن به حساب آورد که ممکن است از مدتها پیش مد نظر وی بوده و با شناخت کامل از هدف مورد نظر صورت گرفته است. تردیدی نیست که در پشت پردهی این حمله سازمانهای هراس‌‏افکنی و گروههای افراطی قرار داشته‏‌اند که با جهتدهی و برنامهریزی کامل به فرد مهاجم دستور شلیک به جان نظامیان خارجی و همقطاران داخلی اش را صادر کرده‏‌اند.

شوربختانه این اولین باری نیست که چنین اتفاقی رخ میدهد. پیش از این نیز موارد مشابهی از انجام چنین حملههایی وجود داشته و حملههای خودی موجی از بی‏‌اعتمادی میان مربیان خارجی، کشورهای حامی و نهادهای نظامی و امنیتی افغانستان را دامن زده است. با وقوع هر رخداد نیز قرار و تعهد مسئولان امنیتی به‏‌ویژه مسئولان جلب و جذب ارتش ملی این بوده است که صافی‏‌های مطمئنتری را برای استخدام نیرو به کار خواهند گرفت تا از ورد افراد مشکوک، افراطی و وابسته به سازمانهای هراس‏‌افکن جلوگیری گردد. چیزیکه تاکنون به کار گرفته نشده و یا هم موثر نبوده است.

اکنون اما با وقوع یک رخداد دیگر از این نوع، ضروری است تا پیگیری این حمله و علت و عامل آن از یکسو و اقدام‏‌های لازم جهت پیشگیری از حملههای مشابه آن از جانب دیگر روی دست گرفته شود.

تحقیق برای شناسایی بیشتر فرد مهاجم و پیگیری عوامل پشت پرده و تشخیص انگیزهی این عملکرد به مسئولان ارتش ملی و سایر نیروهای امنیتی کمک خواهد کرد تا ریشههای این چالش پیشینهدار را شناخته و با استفاده از آن در صدد پیشگیری از موارد مشابه در آینده باشند.

افزون برآن، مجازات کسانیکه در معرفی، ضمانت و طی مراحل ورود این عنصر به داخل دانشگاه نظامی ارتش نقش ایفا نموده‏‌اند، منجر به رعایت احتیاط بیشتر از سوی سایر افراد در چنین مواردی خواهد شد.

شکی نیست که هرگاه صافی‏‌های لازم برای تشخیص چنین عناصری در رهگذرهای جلب و جذب ارتش ایجاد نگردد، شکنندگی ارتش ملی از ناحیهی دشمنان خودی بیشتر شده و این افراد به مثابهی ستون پنجم دشمن، خطر جدی را متوجه نظامیان ارتش و مربیان آنان خواهد کرد.

چنانکه در گذشته نیز حمله‏‌های سنگین و خونینی از این ناحیه جان نظامیان داخلی و مربیان خارجی ارتش و پولیس را گرفته و تنشهای جدی را میان دولت کابل و حامیان جهانی آن به وجود آورده است. هشدار آلمان مبنی بر قطع کمکهایش در نتیجهی انجام حملات خودی به جان نظامیان این کشور، حملهی خونبار هراس‏‌افکنان با همدستی سربازان نفوذی ارتش به قرارگاه مرزی ارتش در کنر و موارد دیگری از این قبیل، ضربههای جدی و کاری بر بدنهی ارتش ملی وارد ساخته است.

بنابراین، هرگاه این حملهها از جانب همقطاران نفوذی ادامه یابد، انگیزهی آموزشی از سوی نظامیان خارجی کاهش یافته و روحیهو انگیزهی سربازان ارتش نیز آسیب خواهد دید. زیرا احتمال اینکه هر لحظهفردی با لباس ارتش به آنان حملهور شده و جان‏شان را بگیرد، ریسکپذیری بالایی را طلب دارد که هرکسی حاضر به پذیرش آن نخواهد شد.

هرچند جلوگیری از اینگونه حملهها و پیشگیری از ورود عناصر جاسوس و نفوذی در درون ارتش کار دشواری خواهد بود، ولی با وجود انگیزه و عزم جدی از جانب کارگزاران نظام سیاسی و مسئولان سیاسی– نظامی کشور، ایجاد هرگونه صافی و کاربرد هر نوع تدبیری که بتواند به این پدیده پایان دهد، دور از تصور نیست.

اما شوربختانه در رأس کلی نظام و تفکر افرادیکه در خط اول نظام سیاسی قرار دارند، اندیشههایی جا دارد که تبارز آنها در مراحل گوناگون هیچ کمکی به روند جلوگیری از حملههای خودی و کوتاه کردن دست هراس‏‌افکنهای نفوذی نکرده است.

با این حال امید میرود تا این بار تصمیمگیریهای جدی، کلی و کلان برای محو و یا کم از کم کاهش این پدیده روی دست گرفته شده و ارتش ملی که بازوی دفاعی و مایهی امید مردم است، از آسیبهای ناگواری شبیه به آنچه در دانشگاه نظامی کابل یا قرارگاه مرزی کنر و …. اتفاق افتاد، در امان مانده و این نیرو برای حفاظت از مردم و پاسداری از این سرزمین با انگیزه و روحیهی بیشتری تلاش و مبارزه نماید.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده