حکومت آینده وخواسته‏‌های مردم

اشتراک مردم و به‏‌ویژه اشتراک زنان در انتخابات 16 حمل حیرت و تحسین همگان را برانگیخت. انگیزه‌‏های اشتراک گسترده زنان در این انتخابات چه به دلیل آوردن تغییرات باشد و چه برای «نه گفتن» به جنگ و خشونت و کشتار و خون‌ریزی و چه از روی انگیزه‏‌های دیگر، حکومت آینده می‏‌تواند برای مطالبات آن‏ها پاسخ‏‌های مناسب بدهد؟

آیا حکومت آینده که میراث‏‌دار چالش‏‌های متعدد اقتصادی و سیاسی و اجتماعی است، تا چه اندازه می‏تواند انتظارات مردم را که با انگیزه‌‏های قوی سیاسی قدرت واقعی خودشان را در 16 حمل به نمایش گذاشتند، برآورده کند؟

آیا حکومت آینده صرف نظر از این که کدام یک از تیم‏‌های پیشتاز رقابت‏‌های انتخاباتی برنده انتخابات خواهند بود، ابزارها و توانایی‏‌های لازم برای مقابله با چالش‌‏های عدیده؛ از صلح با طالبان تا رفع و یا کاهش خشونت‏‌هاعلیه زنان را خواهند داشت؟

نامزدان ریاست‏‌جمهوری در دوماه پیکارهای انتخاباتی خود از تمام توان و فن و شگردهای جلب و جذب آرای بیشتر سود بردند تا بتوانند در صحنه‏‌ی رقابت‏‌های انتخاباتی با قدرت بیشتر ظاهر شده و افکار عمومی متنوع‌‏تری را نیز به سمت خود فرا بخوانند و شاید بتوان گفت صحنه‏‌ی کارزارهای انتخاباتی متنوع و گوناگونی که در کشور طی دوماه به وجود آمد، فرصت بسیار مساعدی را برای انتخاب بهتر برای مردم با هر گرایشی فراهم آورد.

اما آیا همین توانایی در تشویق هر چه بیشتر مردم در مشارکت و تعیین زعیم برای 5 سال آینده می‏تواند در رفع چالش‌‏ها و دشواری‏‌ها و معضلاتی که کشور با آن دست و گریبان است به ابزاری برای کارآمدی و انگیزه‌‏های قوی و نیرومند برای سازندگی، بازسازی و پیشرفت کشوری مانند افغانستان که شدیداً به صداقت کاری در سیاست و مسئولیت‏‌پذیری در امور اجرایی نیاز دارد، تبدیل شود؟

مبارزه با فساد، مبارزه اساسی با کشت کوکنار و تولید مواد مخدر، رواج سنت‌هایی که منجر به انواع خشونت علیه تمام افراد جامعه و به‌‏ویژه زنان می‏گردد و در عرصه‏‌ی سیاست خارجی و مناسبات جهانی جدای از روابط حسنه‏‌ای که دولت فعلی مدعی آن می‏‌باشد، حکومت آینده چگونه و با کدام پشتوانه‏‌های عملی و نظری می‏تواند بر این چالش‏‌های فراگیر و عمده فایق آید؟

اگر ما به تجربه‌‏های یک دهه گذشته متکی باشیم و فقط بخواهیم آن‏ها را در نتیجه‏‌گیری از قضایای فعلی و از جمله نتایج انتخابات در نظر بگیریم، شاید نتوانیم با امید بیشتری به روزهای پیش رو بنگریم. در گذشته جز در مواردی سراسر با احساسات مردم بازی صورت گرفته و جز شعارهای غیرواقعی و انجام کارهای پر سروصدای میان‏‌تهی، خاطره‏ دیگری در اذهان مردم باقی نمانده است.

اما در زمان حاضر اگر نامزدان انتخابات ریاست‌‏جمهوری به حضور مردم و قدرتی که در پشت این حضور پنهان شده به صورت عینی‏‌تر و ملموس‏‌تر واقف شده باشند و به این درک رسیده باشند که دیگر زمان بازی با احساسات مردم گذشته و دیگر نمی‏توان شعور و درک جمعی جامعه را نادیده و یا به سخره گرفت، باز جای اندک امیدی است.

در این میان زنان که با انگیزه‌‏های تازه‏‌تر و قوی‏‌تر به صحنه‏‌ی مشارکت سیاسی کشور در روز 16 حمل پا نهادند، می‏توانند با این حضور حیرت‏‌آور و تاثیرگذار در معادلات قدرت سیاسی، به تغییرات و مطالباتی که می‏‌خواهند، دست یابند و یا این که نقش زنان در همین حد از هرم قدرت سیاسی مردم‌سالار محدود و خلاصه خواهد شد؟

دیده شود از میان نامزدان برتر کدام یک چانس راهیابی به ارگ را خواهد یافت تا بتواند به برنامه‏‌ها و شعارهایی که درطول دوره‏ی رقابت‏‌های انتخاباتی برای مردم ارایه کرده، جامه عمل مناسب بپوشاند و در مرحله‏‌ی نخست در صدد کسب قناعت و در مرحله‌‏ی بعدی در صدد کسب رضایت شهروندان به‏‌ویژه زنان باشد.

 

انتظار می‏رود حکومت آینده چشم بر مطالبات زنان نبندد و بدون باورمندی برای ظرفیت‏‌سازی سالم برای زنان به برخوردهای سیاسی کوته‏‌فکرانه بسنده نکند. مانند دوره‏‌ی رئیس‏‌جمهور کرزی که به گفته خودش با رای زنان بر اریکه‏‌ی قدرت تکیه زد. با آن که زمینه‌ها و فرصت‏‌های قانونی و حقوقی برای حضور زنان به وجود آمد، اما حکومت نتوانست با دیدگاه‏‌های سنتی مخرب و جاافتاده درجامعه به شکل اساسی مبارزه کند و مولفه‌‏های زندگی سنتی را در شرایطی مطلوب به نفع زنان تغییر دهد.

 

0 پیام برای این مطلب ثبت شده