حکومت آینده و میراث سیزده ساله

از زمانیکه رئیس‌‏جمهور کرزی وعده سپرد تا انتقال مشروع و سالم قدرت، میراث سیاسی وی خواهد بود، زمان زیادی نگذشت که شاهد بدترین انتقال قدرت بودیم و ماجرا تاکنون نیز پایان نیافته است.

بدون شک، انتقال ناسالم قدرت سیاسی یکی از موارد شوم میراث سیاسی آقای کرزی است، اما این عامل سیاه تنها فقره‌ای از میراث شوم سیزده سال حکومتداری نیست. موارد بی‏‌شماری وجود دارند که کار حکومتداری را برای رئیس‏‌جمهور آینده سخت و دشوار ساخته و پیچیدگیها و معضلات فراروی حکومت آتی را بیشتر میسازد. فقر، فساد لجام‏‌گسیخته و گسترده، ناامنی فزاینده، قانونگریزی نهادینه شده، نبود اصولگرایی در کارکرد ادارهها، تقدم و ترجیح روابط بر ضوابط، مدارا با دشمنان افغانستان، قدرنشناسی دوستان کشور و… از جمع صدها مورد ناهنجاریهای گوناگون سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی هستند که دست و پای دولت آینده را بسته نگهداشته و امکان یک شروع موفقانه و پیشرفت خوب را از آن می‏گیرد.

افزون بر تمام این موارد، چالش اساسی، نبود بودجهی لازم در خزانهی دولت است. زیرا رئیس‏‌جمهور آینده با خزانهی خالی روبرو بوده و چوکی حکومت را با ساختار نارسای آن در نبود هزینهی لازم برای رتق و فتق امور تحویل خواهد گرفت. این امر به معنای وجود موانع جدی فراروی وجههی کارکردی حکومت آینده است. نداشتن بودجه‌ی لازم برای نظام سیاسی که مقدمهی شکل‌گیری آن نیز با تنشهای زیادی آمیخته و فرایند آن چشمانداز روشنی را نوید نمیدهد، پیام‏آور این امر است که نظام سیاسی آینده نیز به لحاظ ارتباط مردمی از جایگاه ضعیفی برخوردار خواهد بود. زیرا وقتی دولت به لحاظ مالی از توانایی لازم برای رسیدگی به خواستههای شهروندان برخوردار نباشد، در تأمین رضایت آنان نیز ناموفق بوده و در نتیجه خطوط ارتباطی میان دولت– ملت به ضعف، گسست و شکست روبرو شده و این امر در مقبولیت دولت و نظام سیاسی تأثیر ناگوار و به‏سزایی خواهد داشت.

رئیس‏‌جمهوری که نتواند طبق خواست، اراده و آرزوی مردم کار نموده و به وعدههای آنان پاسخ مثبت دهد، اعتبار و جایگاه لازم را نیز در نزد مردم نداشته و محوبیت و مقبولیتش زیر سوال خواهد رفت. حضور رئیس‏‌جمهور که از جولانگاه قدرت برای کسب امتیاز و استفاده از موقعیت سیاسی برای رسیدن به اهداف فردی، سمتی و قومی کار گرفته و به خواستههای شهروندی مردم پاسخ مثبت نداده است، جایگاه ریاست‏‌جمهوری را بی‏‌ارزش ساخته و چنین تصویری را که رئیس‏‌جمهور کرزی از خود برجا گذاشته و برای خلف صالح خویش نیز خواستار چنین منزلت بوده، چنین وجههای را منتقل خواهد کرد.

سوگ‌مندانه که زمامداران سیاسی کشور از کمکهای سرشار سیزدهسالهی جامعه جهانی که به میلیاردها دالر رسید، استفادهی مثبت، سازنده و موثری جهت رشد زیربناهای کشور و تقویت منابع مالی پایدار برای افغانستان نتوانستند و این امر دولت افغانستان را به یک نظام نیازمند و وابستهی اقتصادی مبدل نمود. نظام سیاسی تحت زعامت آقای کرزی در خلای یک برنامه‏‌ی کاری منظم، مدون و سازمان یافته فعالیت کرد و نبود چشمانداز کارشناسی شده و دارای شاخصهای زمانی، حکومت آینده را نیز در حالت سردرگمی قرار خواهد داد. حکومت آتی ناگزیر است تا برنامهی کاری جداگانه‏‌ای طراحی نماید که این امر مستلزم دارایی و توانمندی مادی و معنوی به لحاظ سرمایههای مادی و نیروی انسانی است؛ چیزیکه ساختار کنونی فاقد آن است. سرمایهی مادی دولت همان است که برآن اذعان صورت گرفته و آن همانا خالی بودن خزانهی دولت است و در بُعد سرمایهی انسانی نیز متأسفانه شاخص لازم کاربردی که بتواند پاسخگوی نیازهای یک دولت کارآمد باشد وجود ندارد و مهمترین عنصر ضروری در وجود افراد که همانا «تعهد ملی» است وجود ندارد.

شکی نیست که دست خالی رئیس‏‌جمهور آینده به لحاظ مادی و معنوی به خودی خود در تشدید موقعیت ضعیف ریاست‏‌جمهوری در مقایسه با رئیس‏‌جمهور پیش از خودش نقش ایفا نموده و این امر زمینه را برای تحلیل مقایسهای ریاست‏‌جمهوری با افراد قبل از وی فراهم نموده و کفه‏‌ی ترازو را به نفع آقای کرزی سنگین خواهد کرد. در آن صورت است که مردم به ریاست‏‌جمهوری کرزی نمرهی امتیازی خواهند داد غافل از اینکه هرگونه ضعف و قوت خلف آقای کرزی بستگی به میراث سیاسی شخص وی نیز دارد.

بنابراین می‏توان گفت که میراثدار رئیس‏‌جمهور کرزی از حکومتداری سیزده ساله‏‌اش به جای اینکه کولهباری از تجربههای موفق را با خود داشته و با زیربناهای اداری و مالی غنی به قصر گلخانه جاخوش نموده و به کار و فعالیت بپردازد، ساختاری را تحویل خواهد گرفت که شاخصه‌های بنیادی آن فرسودگی اصول اداری، فساد اداری گسترده، ضعف شدید در روابط داخلی و بینالمللی و مسایلی از این قبیل خواهد بود. به یقین که این میراث سیاه در ناکامی و نابه‏سامانی سیاسی دولت آینده نقش به‏سزایی خواهد داشت.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده