حکومت وحدت ملی‌عبور از بُن‌‏بست؟

در روزهای اخیر، زمان تعیین شده رئیس‌‏جمهور برای تشکیل دولتِ وحدتِ ملی به سر رسیده است، اما تا کنون به جز از شایعات پی‌هم هیچ نشانه و گزارشی دقیق و قابل اعتماد در ارتباط به انتخاب وزرای جدید بخ گوش نمی‌رسد. حتا در روزهای اخیر اظهار نظرهای متفاوت مقام‌های ارشد حکومت وحدت ملی این گمانه را تقویت بخشیده است که مشکلات اساسی و جدی برای تحقق این امر در میان جناح‌های تشکیل دهنده حکومت وحدت ملی وجود دارد. در این میان آنچه ملموس و عینی می‌باشد ادامه کار نهادها و وزرای رئیس‏‌جمهور قبلی با مسئولیت سرپرستی وزارت‌خانه‌ها و ادارات می‌باشد.

از جانب دیگر عدم تعیین کابینه حکومت وحدت ملی طبق زمان‏بندی اعلام شده همانند مبهم بودن بسیاری از وعده‌های دیگر رئیس‏‌جمهور هم چون تعیین ضرب‏‌الاجل برای فیصله نهایی قضیه کابل‏‌بانک و یا برطرفی آمرین امنیتی نواحی کابل و … اثر منفی روانی بر نهادها و وزارتخانه‌ها و جامعه برجای گذاشته است.

به معنای دیگر از زمان اعلام سرپرستی مسئولیت‌های حکومت قبلی در کابل و ولایات از سوی رئیس‏‌جمهور و عدم تعیین تکلیف جدید از مرکز موجب شده است هم مسئولین موقف و موقعیت خود را متزلزل تصور کنند و هم صلاحیت شان در انجام مسئولیت بخاطر سرپرست بودن محدود شود.

حال پرسش این است که اعلام کابینه جدید چرا این قدر به تاخیر افتاده است؟ آیا این تاخیر در تشکیل و اداره‏ای که خود را «حکومت وحدت ملی» می‌خواند، قابل توجیه است؟ دیگر اینکه پیامدهای این تاخیر بر وضعیت جاری و آینده کشور چه خواهد بود؟

در باب تاخیر اعلام کابینه‏‌ی حکومت وحدت ملی هرچند در روزهای آغازین با خوش‏‌بینی‌های زایدالوصف سیاسی و اجتماعی همراه بود، اما با گذشت زمان متاسفانه اندک‏‌اندک افشا گردید که «حکومت وحدت ملی» نیز شوربختانه از ساختار و ترکیب مطلوبی آنگونه که می‏‌نمایاند برخوردار نیست بل این ترکیب نیز بسان ائتلاف‌ها و پیمان‌های سیاسی گذشته کشور نه از سرخردورزی و درک شرایط حساس کشور و اهمیت دادن به مسئله افغان شمول بودن ساختار حکومت که آیینه تمام‏‌نمای «وحدت ملی» باشد، به وجود نیامده است بل این ساختار معلول فشارهای بیرونی و چال سیاسی پنهان برای کسب فرصت بوده است.

کسانی که مدعی بوده‏‌اند که برای پایان بخشیدن به بحران انتخاباتی و سقوط کشور به کام بحران، اینک پل مستحکم عبور از بحران را ایجاد نموده‏‌اند، اکنون خود یا عامل دیگربار بحران گردیده‏‌اند و یا به خاطر فقدان درک و نبود برنامه درست سیاسی و حکومت‌داری در گرداب بحران تازه تر گیر مانده‏‌اند. به معنای دیگر مسئله ناموجه تاخیر انتخابات که به بهانه تفسیرهای متضاد از توافقنامه سیاسی و نیز تمامیت‏‌خواهی‌های شخصی و تیمی و جناحی به وجود آمده است، نشان داد که حکومت‌گران وحدت ملی عاجزتر از آن هستند که بتوانند این جامعه بحران‏زده و کشور مصیبت زده را به ساحل امن و آرامش و اعتماد مدیریت نمایند. در غیراین صورت، عنوان «حکومت وحدت ملی» در واقع برآیند گفت‏‌وگو و تعامل خردورزانه و مدیریت دلسوزانه رهبران و تیم‌های سیاسی بود که پیش از اعلان چنین عنوان دهان پرکن تمهیدات آن چیده می‌شد یا کم از کم با چالش اینگونه سنگین روبرو نمی‌گردید. آنچه در روزهای اخیر بخ عنوان عامل تاخیر در اعلام کابینه از سوی تیم‌های تشکیل‏‌دهنده حکومت وحدت ملی یاد می‌شود نشان از جنگ قدرتی است که این کسب قدرت معطوف به مدیریت سالم و دلسوزانه کشور هرگز ندارد، بل معطوف به زیاده‏‌خواهی و امتیازخواهی‌های جناحی دارد. بنابراین تا اینجای کار معلوم گردیده که افغان‌ها هنوز در میدان سیاست به پای کودک نوآموز هم نیستند و فقط در میدان قتل و قتال اند که «غازی» اند و شیفته «بهشت موعود

اما در باب پیامدهای تاخیر در اعلام کابینه‏‌ی حکومت وحدت ملی، در نخستین نگاه گذرا در سطح جامعه و نیز توجه به کارکردهای نهادها و ادارات دولتی و انجام مسئولیت نیروهای امنیتی می‌توان دریافت که چه پیامدهای سنگین و سختی را تحمیل ساخته است. فقر و بیکاری گذشته چند برابر افزایش یافته است. افزون بر آن سردی زودرس سرمای زمستان زندگی را بر اکثریت قاطع مردم بیکار و فقیر ما تنگ و حتا تحمل‏‌ناپذیر ساخته است. کاهش ارزش ارز کشور در برابر ارزهای خارجی گویای آشفتگی اقتصادی کشور در زمینه شروع دوباره فعالیت‌های اقتصادی و سرمایه‏‌گذاری است.

ناامنی‌ها و عملیات‌های طالبان و دیگر گروه‌های مخالف حکومت روزبه‏‌روز تشدید گردیده و شرایط را در ولایت‏‌ها و مناطق دوردست بر مردم به شدت تنگ گردانیده است. یکی از دوستان جلال‏‌آبادی می‏‌گفت پیش از این اگر کسی جان خود را در انفجار و انتحار از دست می‌داد همه افسوس می‌خوردند، اما حالا همه به جای افسوس خوردن می‏‌گویند که او از رنج زندگی و هردم‏‌شهیدی راحت شد.

بنابراین، حال معلوم نیست که روند اوضاع کشور برخلاف بعضی از تابش‌های فریبنده سرابی که خود را می‌نمایاند، با این کوته‏‌بینی سیاسی و ناتوانی مدیریتی و افزون‏‌خواهی جناحی و گرایش‌های شدید در به کار بستن شیوه‌های استبدادگرایانه و تمرکزگرایی، راه حلی برای اعلام کابینه‏‌ی جدید پیدا خواهد شد یا خیر؟

0 پیام برای این مطلب ثبت شده