خروج پُرماجرای انگلیس از اتحادیه اروپا

همه‌پرسی انگلیس که با پاسخ مثبت به خروج این کشور از اتحادیه اروپا همراه شد، شوک بزرگی را نه‌تنها در جامعه‌ی بریتانیا، بل در سطح اتحادیه‌ی اروپای و حتی در سطح جهانی وارد کرد.

موضوع خروج انگلیس از اتحادیه اروپا مسألهی تازه نیست. پیش از این نیز به‌خصوص در دوره‌ی خانم تاچر، صحبت‌هایی برای خروج انگلیس از اتحادیه‌ی اروپایی مطرح بود، اما در عمل خیلی پی‌گیری نشد و به آینده موکول گردید. اما همچنان ‌که ورود بریتانیا به جامعه‌ی اقتصادی اروپا در سال 1973 بسیار پرسروصدا و با اما و اگرهای زیاد و در یک روند حداقل ده‌ساله همراه بود، خروج احتمالی این کشور نیز موضوع بسیار مهمی است و با واکنش‌های زیادی در سطح داخلی، اروپایی و فراتر از آن همراه بوده است.

بریتانیا از چهار منطقه‌ی انگلیس، ولز، اسکاتلند و ایرلند شمالی تشکیل شده و بسیار معنی‌دار است که مناطق انگلیس (53 درصد) و ولز (53 درصد) رأی به خروج و اسکاتلند (62 درصد) و ایرلند شمالی (56 درصد) رأی به ماندن در اتحادیه‌ی اروپایی داده‌اند. لندن به‌عنوان پایتخت نیز رأی به ماندن در اتحادیه داد. این در حالی است که اسکاتلند و ایرلند شمالی از دیرباز خواستار جدایی از بریتانیا و اعلام استقلال بوده‌اند، ولی هم‌زمان بسیار علاقه‌مند به پیوستن به اتحادیه‌ی اروپایی هستند. با این حساب در همه‌پرسی 23 جون (3 سرطان) نزدیک به 52 درصد رأی به خروج و 48 درصد رأی به ماندن در اتحادیه‌ی اروپایی دادند.

از جانب دیگر، انگلیس از کشورهای بسیار مهم و تأثیرگذار اروپایی است و یکی از سه ضلع قدرت در این اتحادیه در کنار آلمان و فرانسه محسوب می‌شود. عمدتاً از انگلیس به‌عنوان رهبری سیاسی و فراآتلانتیکی اروپا یاد می‌شود. لذا طبیعی است که خروج آن کشور آثار و پیامدهای بسیاری در ساختار سیاسی داخلی انگلیس، در روابط خارجی و اروپایی انگلیس و در تعاملات بین‌المللی و آتلانتیکی آن بر‌جای بگذارد. لذا تبعات سیاسی-حقوقی نتایج همه‌پرسی 23 جون بسیار گسترده و قابل توجه خواهد بود و بر آینده‌ی جغرافیای سیاسی بریتانیا تأثیرات شگرفی به ‌جا خواهد گذاشت.

با این حال، سوال عمده این است که مزایا و معایب عضویت بریتانیا در اتحادیه اروپا برای لندن چیست؟ آثار مثبت و منفی تداوم باقی ماندن در این اتحادیه‌ی فدرال و فراملی چیست؟

انگلیس عمدتاً یک کشور کمک‌کننده‌ی پولی به اتحادیه‌ی اروپاست و سالانه حدود پانزده میلیارد یورو به بودجه‌ی اتحادیه کمک می‌کند، بدون اینکه چیز زیادی عایدش شود. دولت طرفدار ماندن انگلیس در اتحادیه‌ی اروپایی، همواره معتقد بوده که لندن نقش اساسی در تأمین صلح و امنیت قاره‌ی اروپا و تحقق سیاست خارجی اتحادیه دارد. لذا خواهان ادامه‌ی مقتدرانه‌ی حضور خود و به‌صورت متعهدانه در این اتحادیه است. این در حالی است که انگلیس درصدد تغییر برخی مصوبات و مقررات مشترک اتحادیه‌ی اروپایی و بازتعریف آن در جهت منافع و دیدگاه‌های خود بوده و البته طی چند ماه گذشته به‌مقداری از این خواسته‌ها نیز دست یافته است. برخی امتیازات از اتحادیه گرفته و از برخی تعهدات اروپایی نیز مستثنا شده است. اگرچه از نظر طیف مخالف اتحادیه، این امتیازات اندک بوده و در برابر واگذاری بخشی از استقلال و حاکمیت انگلیس، چندان جذابیت ندارد. از طرفی باید در نظر داشت که انگلیس در زمان خروج هم منطقاً علاقه‌مند به روابط گسترده و تعاملات نزدیک با مجموعه‌ی اتحادیه‌ی اروپا و کشورهای عضو آن است.

اما حقیقت این است که انگلیس از همان ابتدا یک عضو غیرهمراه در جامعه‌ی اروپایی بود. دیدگاه‌ها و اهداف انگلیس با داشتن یک موقعیت جزیره‌ای در شمال اروپا، از همکاری‌های عینی با کشورهای اروپایی قاره‌ای که دارای مرزهای مشترک زمینی هستند، به‌خصوص با فرانسه، آلمان، ایتالیا، بلجیم و… متفاوت است.

از طرف دیگر، انگلیس، برخلاف دیگر کشورهای اروپای، تحت‌تأثیر فرهنگ و هویت این قاره نبوده، بل غالباً از تحولات فرهنگی اروپا فاصله داشته است. فرهنگ انگلیس بیشتر به تاریخ و فرهنگ آنگلوساکسون نزدیک بوده است و امروزه نیز انگلیس فرهنگی آنگلوساکسونی دارد.

سرانجام اینکه اگرچه خروج انگلیس از اتحادیه‌ی اروپایی فرایندی زمان‌بر خواهد بود و تا هفت سال به طول خواهد انجامید و به نظر می‌رسد لندن مجبور به بازتعریف نوع روابط و تعاملات خود با اتحادیه‌ی اروپایی خواهد بود. این وضعیت انتقالی شرایط را برای طرفین دشوار می‌کند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده