خریدهای اشرافی‌عید

به روزهای عید بزرگ قربان نزدیک می‏‌شویم. مردم در این میان برای این که بتوانند به بهترین صورت ممکن از این رویداد دینی گرامیداشت به عمل آورده باشند به بازارهای شهر سرازیر شده اند. شهر بیشتر از روزهای عادی شاهد رفت و آمد شهروندان و ازدحام ترافیکی می‏‌باشد. هر کسی را که ببینی با دستان پر از بازارها بر گشته و یا با دستان خالی به طرف بازارها و مخصوصاً مندوی شهر روان است.

عید قربان در بین شهروندان کشور ما از اهمیت و ارزش بس والایی بر خوردار می‏‌باشد. مردم این عید را فرصت مناسبی می‏دانند برای این که کمی خود را از خستگی‏‌های زندگی روزانه رها کنند و در کنار آن به کارهای انجام نشده و دید و بازدیدهای خانوادگی نظیر بازدید از بزرگان خانواده و دوستان و اقاربی که در دیگر ایام، فرصتی برای سر زدن به آن‏ها باقی نمی‏‌ماند بروند و خود نیز در این دید و بازدیدها نیروی تازه‏‌تری را برای ادامه کار و بار زندگی به دست می‏‌آورند.

اما درکنار این مسایل فرح‏بخش و نشاط‏‌برانگیز روزهای عید، مسایل دیگری نیز وجود دارد.

مردم برای این که به صورت احسن و نیکو از روزهای خجسته عید بزرگ قربان تجلیل کرده باشند و کم و کاستی در این باره احساس نگردد تن به خریدهای گزاف عیدانه می‏زنند: خریدهایی که شاید برابر با توان مالی خانواده نباشد اما به خاطر برخی حاشیه‏‌های ناثواب بر دوش نان‏‌آور خانه تحمیل می‏گردد.

در حالی که فلسفه وجودی عیدهای دینی یا دیگر روزهای مقدس و باارزش پرهیز از تشریفات و تجملات و بیهوده‏‌گرایی‏‌های ناپسند است. درعید قربان خداوند از حضرت ابراهیم می‏خواهد فرزندش به نام اسماعیل را برای کسب رضایت خدا و اثبات بندگی خود در جایگاهی دور و بی‏ریا قربانی کند. عید قربان عید خالی از ریا و تظاهر است و برای همین است که مسلمانان در روز ده ذی الحجه از هر رنگ و نژاد و قوم و تبار به طواف خانه‏‌ای مکعب شکل و سیاه رنگ می‏‌پردازند که به دست این ابرمردِ بندگی و اطاعت ساخته شده تا دورنگی‏‌ها و رنگارنگی‏‌های دنیای دون را به دور بیندازند. همه در گرداگرد یک خانه می‏چرخند تا پلیدی‏‌ها را از وجود خود برانند و نفس خود را با انوار و لطایف یزدانی انباشته کنند و به زندگی عادی خود سر و سامانی دیگر بخشند. اما در شهر و دیار ما گویا وضع این گونه رقم نمی‏خورد. عید به فرصتی برای انجام کارهای ناپسند و نکوهیده تبدیل می‏شود و هر کس به بهانه عید دست به هر کاری می زند تا خوش باشد و خوش بگذراند و به جنبه‏‌های روحانی و معنوی این عید بزرگ توجه چندانی ندارد درحالی که همان کارهای ناثواب را نیز در جمع خوشی‏‌ها و تجلیل از عید قلمداد می‏کند.

تلویزیون‏‌های کشور با نشر برنامه‏‌های شاد و کنسرت‏‌هایی که بسیاری از ارزش‏‌های دینی را زیر پا می‏‌نهند به گمان خود از عید بزرگی چون قربان گرامیداشت به عمل می‏‌آورند اما شاید کمتر متوجه اهمیت و گران‏قدری این عید که عید رستگاری و بندگی است باشند و می‏‌خواهند که مردم را با برنامه‏‌های نه چندان مفید اما وقت‏‌گیر و سرگرم‏‌کننده مصروف بسازند.

روزهای عید سپری می‏‌شوند اما اگر دستاوردی به دست نیاید چه سود در حالی که معنای لغوی این واژه بر بازنگری و بازگشت به خود و اعمال و رفتار انسان دلالت دارد. ما در ظاهر از عید با تشریفات و خریدهای اشرافی و تجمل‏‌گرایی‏‌های خودخواهانه استقبال می‏کنیم، اما در واقع اصول نهفته در ذات و فلسفه عید را زیر پا می‏‌گذاریم و از آن عبور می‏کنیم و این یعنی برخورد مصرف‏‌گرایانه با مهم‏ترین و بااهمیت‏‌ترین شعایر دینی که در آن از ریا و تظاهر منع شده است.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده