خشونت های پنهان و زنان بی پناه (به بهانه روز جهانی نهی خشونت علیه زنان/25 نوامبر)

بیست و پنجم نوامبر، روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان درحالی فرا می‎رسد که جامعه‎ی انسانی هنوز هم با این پدیده‎ی شوم به شدت و حدت همیشگی آن مواجه است و کشورهای سنتی چون افغانستان بیشتر از هر جای دیگر از آن رنج می‎برند. این درحالی است که هدف از نامگذاری این روز در 18 سال پیش،‌ محو خشونت علیه زنان بود.

در روز 25 نوامبر سال  ۱۹۶۰ سه خواهر اهل جمهوری دومینیکن با نام خواهران میرابل، پس از ماهها شکنجه، سرانجام توسط سازمان امنیت ارتش این کشور به قتل رسیدند. «جرم» این سه خواهر شرکت در فعالیت‎های سیاسی علیه رژیم دیکتاتوری حاکم بر دومینیکن بود. 21  سال بعد، یعنی در سال 1981 در همایشی که در بوگوتا، پایتخت کلمبیا با شرکت مدافعان حقوق زنان در امریکای لاتین و منطقه کارائیب تشکیل شد، پیشنهاد اختصاص دادن روز قتل خواهران میرابل به روز نهی خشونت علیه زنان مطرح گردید. هدف از این پیشنهاد آن بود که هم به تلاش و جسارت این خواهران ادای احترام شود و هم افکار عمومی بیش از پیش به سوی نهی خشونت علیه زنان سوق یابد. سال 1999 سازمان ملل نیز 25 نوامبر را به عنوان روز جهانی نهی خشونت علیه زنان به رسمیت شناخت.

امسال اما این روز درحالی در روی تقویم جهانی قرار گرفت و در افغانستان نیز از آن تجلیل ‎می‌شود که تنها چند روز پیش از آن،‌ زهرا خاوری‌ به عنوان یک زن در زیر شلاق خشونت در یک محیط دانشگاهی و علمی مجبور به خودکشی شد و با خوردن زهر، جان خویشتن را برای همیشه از جامعه‎ی مردسالار خشونت پیشه آزاد ساخت.

هرچند آمارهای ارائه شده از میزان خشونت در کشور هنوز هم نه در یک تحقیق جامع و معیاری مشخص شده و نه هم شامل همه انواع خشونت می‌شوند، ولی نسبت به گذشته تا اندازه زیادی مصداق‎های آن برملا شده است. در این میان اما،‌ آنچه از چشم‎ها پنهان مانده و کمتر در معرض دوربین رسانه‎ها قرار گرفته است،‌ خشونت‌های نامرئی اند که در زیر پوست اجتماع ما جریان یافته و آتش زجرآمیز آن تا مغز استخوان زنان را می‎سوزاند.

این نوع خشونت‌ها از آن رو نامرئی مانده اند که آثار خشونت فیزیکی معمولاً قابل مشاهده است. اما خشونت‌های نامرئی آن نوع خشونت‌هایی اند که آثار مخرب آن‌ها به چشم نمی‌آیند، ولی تحمل‌شان بسیار دشوار است. بدبختانه که بسیاری از این خشونت‎ها در کشورهایی چون افغانستان، خشونت به شمار نمی‎آیند. مخاطب ساختن زنان با کلمات زشت و دشنام‌گونه، حقیر شمردن آنان در محاورات عمومی و رفتارها و افکار مردمی،‌ دروغ گفتن، شیء شمردن و…. از جمله مواردی اند که شخصیت انسانی آنان را زیر سوال برده و بدترین خشونت مستمر درحق زنان است.

تمام این موارد،‌ بخشی از خشونت تعریف شده در اصطلاحات تخصصی به حساب می‌آیند. خشونت علیه زنان اصطلاح تخصصی است که برای توصیف کلی کارهای خشونت‌آمیز علیه زنان به کار می‌رود. مجمع عمومی سازمان ملل متحد خشونت علیه زنان را «هرگونه عمل خشونت‌آمیز بر پایه جنسیت که بتواند منجر به آسیب فیزیکی (بدنی)، جنسی یا روانی زنان شود» تعریف کرده است که شامل «تهدید به این کارها، اِعمال اجبار، یا سلب مستبدانه‌ی آزادی (چه در اجتماع و چه در زندگی شخصی)» می‌شود. اعلامیه رفع خشونت علیه زنان در سال ۱۹۹۳ بیان می‌کند که این خشونت ممکن است توسط افرادی از همان جنس، اعضای خانواده، و جامعه اعمال شود.

اهداف روز جهانی مبارزه با خشونت در قطعنامه سال 2000 شورای امنیت سازمان ملل با عنوان «زنان، صلح و امنیت»، پیشگیری مناقشات و خصومت‎ها در درون و در میان کشورها، تامین مشارکت زنان در حیات سیاسی و اجتماعی و نیز ممانعت از اعمال خشونت علیه آن‌ها به شمار می‌آیند. این قطعنامه مبنایی است برای آن ‎که خشونت‎های گوناگون علیه زنان بدون مجازات نماند و عاملان آن‌ها به پای میز محاکمه کشیده شوند.

با این وجود،‌ پرسش آن است که این اهداف تا چه اندازه در کارکردهای حکومتی و قوانین ملی ما تحقق یافته‌اند؟ پاسخ این است که متأسفانه در نظام فکری مردسالار ما، اشکالی از خشونت مردان در خانواده طبیعی محسوب می‌شود و به زنان می‌قبولانند که زن با لباس سفید به خانه بخت می‌رود و با کفن سفید از آن بیرون می‌آید. در چنین ساختار اجتماعی،‌ بسیاری از خشونت‎ها پنهان مانده و دادخواهی و دادرسی از آن نیز در پرده‎ی کتمان و نسیان باقی مانده است.

  • فرشته شهاب

0 پیام برای این مطلب ثبت شده