خطری که ایالات متحده نمی‌تواند نادیده بگیرد

جیمز متیس، وزیردفاع سه‌شنبه گذشته ارزیابی آزاردهنده‌ای درباره حضور امریکا در افغانستان و طولانی‌ترین جنگ این کشور ارایه کرد. وی به کنگره گفت:«ما وارد استراتژی وقت آزاد شده‌ایم»، کلمات هوشیارانه‌ای در رابطه به 8400 سرباز امریکایی که در آن کشور در خطر قرار دارند و تصدیق دیگر متیس مبنی بر این که امریکا و متحدان افغان و ائتلافش در حال «برد جنگ» نیستند.

متیس گفت که یک استراتژی مکمل باید تا اواسط ماه جولای آماده شود و توصیه‌ها این است که شامل افزایش کم از کم چند هزار سرباز بیشتر امریکایی باشد. در حکومت‌های دیگر امریکا این تصمیم از سوی فرمانده کل قوا گرفته می‌شد، اما رئیس‌جمهور ترامپ به متیس اختیار افزایش سطح سربازان را داده است.

این که این تفویض اختیار عاقلانه باشد یا فقط انتصاب یک جنرال چهارستاره بازنشسته برای‌انداختن‌مسئولیت‌شکست‌بهگردن وی، قابل بحث است. اما جای پرسش نیست که 16 سال بعد از آن که حملات 11 سپتامبر در افغانستان طرح‌ریزی شدند، جنگ، بُن‌بستی در نوسان به سمت شکست بوده است.

حمله هولناک31 می با یک تانکر فاضلاب مملو از مواد انفجاری در بیرون یک محوطه دیپلوماتیک در کابل90 نفر را کشت و دهها نفر دیگر را زخمی کرد.

در غیاب یک استراتژی متمرکز و منسجم همراه با عزم اجرای آن و بدون یک جدول زمانی مصنوعی برای خروج، حکومت ترامپ ممکن نیست بتواند جلوی شکست امریکا را گرفته و دهها میلیارد دالر را که سالانه خرج کرده هدر نداده و نیروهایش را بیرون بکشد.

برای انجام این امر ممکن است هرچند امنیت ملی را با امکان این که افغانستان یک بار دیگر تخته‌خیز حملات افراط گرایان شود، در خطر قرار دهد. راهی طولانی و پرمشقت در افغانستان برای موفقیت یا کم از کم ثبات وجود دارد.

مسئولان نظامی برخی از نکات مهم را مورد بحث قرار داده‌اند. این به معنای افزایش سه تا پنج هزار سرباز به عنوان مربی یا مستشار است. آن‌ها در نیروهای امنیتی افغان تقسیم می‌شوند تا در عملیات‌های جنگی و حمایتی و در به دست گرفتن ابتکار عمل دوباره بر ضد طالبان آن‌ها را کمک کنند. این پیام باید واضح باشد: امریکا در عزم خود قاطع و در تعهدش همانند حضور درازمدت در کوریای جنوبی پابرجاست.

این مسئله یک تاثیر مضاعف ممکن است داشته باشد. می‌تواند هشداری به بزرگترین گروه شورشی یعنی طالبان در نواحی مرزی کویته پاکستان باشد که دیگر نمی‌توانند منتظر خروج امریکا و تمرکز بر پیروزی باشند.

این استراتژی همچنان نیازمند رایزنی با کشورهای همسایه و عناصر میانه‌روتر و منطقه‌گراتر طالبان در کنار اصلاحات اساسی برای مبارزه با فساد از سوی رئیس‌جمهور غنی است که موفقیت قابل سنجشی را در بهبود محاکم و خدمات دولتی نشان دهد. افغانستان تقریبا در قعر شاخص جهانی مبارزه با فساد قرار دارد گرچه در سال‌های اخیر بهبودهایی را نشان داده است.

افغانستان ترامپ را مجبور می‌کند بین اهداف متضاد انتخاب کند: مبارزه با هراس‌افکنی بین‌المللی در خارج از کشور و تمرکز بر ملت‌سازی در داخل. نهادهای استخباراتی متقاعد شده‌اند که القاعده، داعش و تعدادی دیگر از این گروههای مرگبار ممکن است تحت چتر رژیم طالبان رشد کنند. این خطری است که ایالات متحده نمی‌تواند آن را نادیده گیرد

0 پیام برای این مطلب ثبت شده