خط سوم، روایتی از جدال سنت و مدرنیته

محیط، دانشگاه کابل است. گروهی از دانشجویان که بر سر ارزش‌های مدرن با هم به مشاجره می‌پردازند. هم‌کلاسی‌هایی که در دو دنیای متفاوت به سر می‌برند. بخش نخست دخترانی هستند که سعی دارند مولفه‌های دموکراسی را حمایت کنند، حضور خود را در هر عرصه بنمایانند و نشان دهند که زنان نیز می‌توانند دوشادوش مردان درس بخوانند، کار کنند و در جامعه حضور داشته باشند.

در مقابل این دختران اما پسرانی قدعلم می‌کنند که حضور دختران را در دانشگاه خلاف ارزش‌های اسلامی می‌پندارند و تمامی هم و غم‌شان این است که دختران را از دانشگاه بیرون کنند. تلاشی که به نتیجه‌ای نمی‌انجامد، اما با این وجود آن‌ها با فشار آوردن سر رهبری دانشگاه می‌خواهند کلاس‌های درس دختران و پسران را از هم جدا کنند. این موضوع به جدال همیشگی میان دختران و پسران دانشکده علوم اجتماعی بدل شده است. نزاعی که سرانجام از دل صنف‌ها بیرون می‌شود و پای استاد را نیز به دخالت در این قضیه می‌کشاند. این اول سریال است و داستان دنباله‌دار است. آنچه که روایت شد، تنها بخشی از قسمت‌های سریال «خط سوم» است که جمعه‌ها از طریق تلویزیون طلوع در ساعت 7 شام، مهمان خانه‌ها می‌شود. داستانی تازه و بکر و ناگفته‌های گوشه‌های دانشگاه کابل در این سریال تصویر شده و به همین دلیل آخر هفته‌ها، این سریال صدها مخاطب را در برابر قاب جادویی قرن بیست و یک میخکوب می‌کند.

بسیاری از جوانان امروزی خاطرات زیادی از محیط دانشگاه کابل دارند. خاطراتی که در حال حاضر به سریالی بدل شده و نزاع‌های آن بحث‌های جدی را نیز در پی آورده است.

در کنار آنچه که یادآوری شد این سریال جلوه‌های دیگری نیز دارد. با آنکه تغییر پوشش در جامعه افغانستان در فضاهای عمو‌می ‌چون کوچه و خیابان مشهود نیست، اما در فضاهایی چون دانشگاه، کافه، رستوران، ادارات و… پسران و دختران جوان پوشش خود را تغییر داده‌اند. این مساله نیز برای گروه از جوانانی که باورهای افراطی از اسلام را با خود یدک می‌کشند، قابل قبول نیست. این موضوع از جنجال‌های دیگر میان این گروه از جوانان است. این نبرد ادامه دارد، دختران خود پرچم مبارزه را به دست می‌گیرند و با قناعت نکردن به خواست‌های آموزش و کشف حجاب پا از این هم فراتر می‌نهند و خواست‌های برابری‌طلبانه سیاسی (حق رای و مشارکت سیاسی) و فرهنگی (قوانین برابر) را مطرح می‌کنند و می‌کوشند با نوشتن از خود و دیگران (از روزنامه نگاری و شرح حال نویسی تا داستان نویسی) از وضعیت پیش آمده به درآیند و به عنوان شهروندان آزاد جامعه مدرن وارد تاریخ شوند.

در کنار این، بازتاب مسایل اجتماعی و چالش‌های جامعه افغانی از دیگر موضوعاتی است که در سریال خط سوم بازتاب یافته است. سریال خط سوم حدود یک ماه می‌شود که به روی آنتن رفته و تا کنون تنها چهار قسمت آن به دست نشر سپرده شده است.

این سریال کار مشترک «خانه فیلم رویا» و موسسه «کابورا پرودکشن» از زیر مجموعه‌های موبی گروپ است. این سریال را رویا سادات، کارگردان مشهور کشور کارگردانی کرده است. طرح اصلی این سریال را عزیز دلدار نوشته است.  ممنون مقصودی، مهال واک، احمدآریوبی، احمدنوید نوین، امیداحمد ادراک، سیدمرتضی علوی، فرزانه نوابی، حسیبا ابراهیمی و …… در نقش‌های آن بازی کرده‌اند.

دست‌اندکاران این سریال هنوز جزییات بیشتری در مورد این سریال و داستان کلی آن ارایه نکرده‌اند. همچنان آن‌ها واضح نساخته‌اند که قرار است داستان این سریال در چند قسمت جمع شود.

با این حال به نظر می‌رسد موضوع کمبود بازیگران زن در این سریال به خوبی مشهود است. در این سریال اکثرا دختران جوانی که پیشینه حضور چندانی در سینما نداشته در نقش‌ها حضور دارند. از همین رو، آن‌ها کمتر توانسته‌اند خودشان را در نقش‌ها بیابند. دیالوگ‌های که آن‌ها رد و بدل می‌کنند، بیشتر حالت تصنعی دارد و به عبارت دیگر در انتقال پیام به مخاطب این بازیگران توفیق چندانی نداشته‌اند. ممکن است دلیل این انتخاب‌های کارگردان، نبود هنرپیشه‌های زن و نداشتن جای‌گزین مناسب بوده باشد.

در کنار این، مکان‌های فیلمبرداری که در این سریال انتخاب شده؛ خیلی خوب نیست. از آن جایی که این داستان بیشتر در دانشگاه کابل جریان دارد، لذا می‌طلبد که محیط نیز بیشتر همخوان ساخته شود. اما به دلیل محدودیت‌ها، ظاهرا از یک اتاق به چند منظور استفاده شده است. به عنوان مثال، وقتی خوابگاه دانشگاه کابل در این سریال بازسازی می‌شود، این محل آنچنان کوچک نمایش داده می‌شود که گویا کارمندان یک اداره با هم به جدل می‌پردازند. در حالی که خوابگاه دانشگاه کابل حدود 2هزار دانشجو را در دل خود جای داده و چندین جریب زمین را احتوا کرده است. اما به دلیل محدویت مکان در شهر کابل این موضوع تا اندازه‌ای قابل درک است.

با این وجود در قطاری که توسط سرنشینان سنت و مدرنیته هدایت می‌شود، تا کنون مسیر روشنی وجود ندارد. به این پرسش ممکن است در قسمت‌های بعد پاسخ داده شود. اما با این وجود همه تلاش کارگردان این است که به مخاطب این پیام را القا کند که در مسیر پیشرو از میانه‌وری و یا حد وسط کار گیرد.

مهال واک در این میان همین نقش را دارد. نام او در این سریال وژمه است. وژمه دختری است که همواره تلاش می‌کند؛ میانه‌رو و انسان خوب باشد. در پی برآورده ساختن آرزو‌هایش است، اما به دلیل مشکلات خانواده‌گی و اقتصادی که دارد؛ نمی‌تواند به آسانی به هدفش برسد. او سعی می‌کند که زمینه همدلی و برابری را میان هر دو طیف مساعد سازد و دختران را برای ورود به دانشگاه ترغیب کند.

با همه این‌ها اما تولید سریال خط سوم یک نوید خوش برای سینمای کشور است. با توجه به کسادی بازار هنر و سینما، آفرینش چنین کارها بسیار دشوار به نظر می‌رسد. در شرایطی که چرخ تلویزیون‌های افغانستان را بیشتر سریال‌های خارجی مخصوصا سریال‌های ترکی و هندی می‌چرخاند، تولید این سریال‌ می‌تواند امیدی برای پر کردن جای خالی سریال در رسانه‌های داخلی باشد.

  • آرش عزیزی

0 پیام برای این مطلب ثبت شده