خواست زنان از حکومت آینده

جدا از ناامنی‏‌ها که یکی از مهمترین چالش‌‏ها برای مردم در کشور به شمار می‏رود و در این رابطه زن و مرد و کودک و جوان هر یک به نوبه خود از آن آسیب می‏بیند و گاهی دچار صدمه‌‏های جبران‏‌ناپذیری نیز می‏شوند، زنان در بخش‏‌های دیگری از جمله صحت و آموزش و پرورش و بهره‌‏مندی از خدمات اجتماعی دیگر نیز در تنگنا قرار دارند.

با آن که تلاش زیاد صورت گرفته تا به وضع صحت و بهداشت مادران و کودکان بیشتر رسیدگی شود، اما هنوز هم صحت در جایگاهی که باید باشد نیست. در بخش آموزش و پرورش تلاش براین است تا زمینه‌‏ی جذب شاگردان دختر بیشتر مهیا گردد.اما باید تلاش بر این نیز تمرکز یابد، دخترانی که به مکتب می‏روند بتوانند به درس و تحصیل به مقاطع بالاتر راه یابند و مکتب و دانشگاه در نیمه راه درس و تحصیل بر آن‏ها به دلایل وجود سنت‏‌های ناپسند و ناامنی‏‌ها و نبود مکاتب دخترانه معیاری مسدود نگردد.

خدمات اجتماعی دیگر از قبیل سیستم بیمه‏‌های معیاری و روند استخدام بر اساس شایستگی و ظرفیت‏‌ها و تواناهایی بالقوه از چالش‏‌های دیگری است که زنان با آن روبرو هستند. هنوز در بسیاری از نهادها و مراکز، روند استخدام و گزینش بر اساس سقف شیشه‏‌ای دیدگاه‏‌های مردسالارانه انجام می‏گیرد و حد تعیین شده فرمالیته جذب بیشتر زنان در نهادها شعاری بیش نیست.

در نهادهای قضایی و عدلی مشکل از این هم فراتر می‏رود و در برخی موارد زنان با آن که قانون، حق را به جانب آن‏ها قایل شده، اما سنت‌‏ها و تفکرات افراطی جاافتاده‏‌ی جنسیت‏‌گرا از قانون و عدالت پیشی می‏گیرند و پیشتاز معرکه می‏‌باشند و زنان در این سیستم نیز مورد بی‏‌مهری و بی‏‌توجهی دستگاه عدالت متشرع می‏گردند.

زنان کشور در طول سال‏‌های گذشته به مزایا و حقوقی نیز دست یافتند؛ حقوق و زمینه‏‌هایی که به زنان فرصت استثنایی سیاسی را فراهم آورد تا آن‏ها افزون بر داد‏خواهی‏‌های مدنی و شهروندی به داد‏خواهی‏‌های معطل مانده نیز بپردازند.

اما ما هنوز نتوانسته‏‌ایم تعریف درستی از نظامی که آن را برای ارایه خدمات مدرن بر سر کار آورده‏‌ایم، داشته باشیم. مردم و حتی بسیاری از نهادهای ما در پای‌بندی به ارزش‏‌های آن سرگردان هستند و از این رو گاهی در دریای طوفانی شرع می‏لغزیم و گاهی در دریای نامتوازن ارزش‏‌های همین نظام به ساحلی نمی‏رسیم.

در این ده سال اخیر برای بهبود شرایط برای زنان قوانین زیادی با توجه به قوانین و دستورالعمل‏‌ها و طرز دیدگاه‏‌ها و منشورهای این یا آن کشور و تا حدی با توجه به شرایط و اقلیم اجتماعی خود کشور تولید و بازتولید شدند و ممکن هرکدام مدافعان و مخالفان خود را داشته‏‌اند، اما این به تنهایی نتوانسته باری از دوش خسته زنان کشور بردارد: زیرا تا فساد به جای فضیلت‏‌های اخلاقی- اجتماعی در جامعه حاکم باشد و قانون اجرا نگردد، ساختن قانون، درست مانند ریختن جوهر در دریاست و فایده‌‏ای ندارد.

اگر منصافه قضاوت کنیم زمینه‏‌ها و فرصت‏‌هایی هم برای حضور و نقش‏‌آفرینی زنان در عرصه‏‌های گوناگون به حمایت جامعه جهانی و تعهد دولت فراچنگ آمدند. زنان در انتخابات دوره‏‌های گذشته اشتراک کردند و حتی یکی از نامزدان انتخابات ریاست‏‌جمهوری در گذشته یک زن بود و 25 درصد کرسی‏‌ها در شورای ملی را زنان اشغال کردند و در کابینه نیز زنان حضور دارند.

از نظر اجتماعی رشد کیفی زنان تا حدی می‏تواند قابل قبول باشد، اما به همان اندازه، ارایه آمار خشونت‏‌ها از راه رسیدند و یا این که گزارش‏دهی از خشونت‏‌ها افزایش یافت. سطح آگاهی مردم به حدی رسیده که دیگر توان تحمل ستم و خشونت را به هر دلیلی که هست ندارند.

در یک دهه گذشته مردم تجربه‏‌های گران‏سنگی را به دست آوردند و در برخی موارد کمکاری‏‌ها و کاستی‏‌های بزرگی هم وجود دارد. خواست‏‌ها و مطالبات زنان همواره از حکومت این بوده است که زمینه‏‌ها و فرصت‏‌های لازم را برای نقش‏‌آفرینی زنان به شکل درست و به دور از وعده‏‌های شعاری و سبک‏‌مغزانه ی سیاسی ایجاد کرده و از زنان در برابر ناروایی‏‌ها و حق‏‌تلفی‏‌ها و حق‏‌کشی‏‌ها حمایت‏‌های قانونی قوی داشته باشد.

برای ظرفیت‏‌سازی زنان، برنامه‏‌ها و سیاست‏‌گذاری‏‌های دقیق‏‌تر داشته و برای بهبود در وضع عمومی جامعه تنها و تنها به حضور فزیکی و غیرکاربردی زنان تاکید نشده و تا زمانی که لازم است با رویکرد تبعیض مثبت به زنان فرصت عرض اندام داده شود.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده