خیابان، خانه‌‌ی میلیون‎ها کودک بی‎کار و بی‎پناه (به بهانه 12 جون/روزجهانی منع کار کودکان)

قوطی کوچک اسپند را که دود سپیدرنگ و خوش‌رایحهی آن مدام دل و دماغ رانندگانی که در راهبندان یا پشت چراخهای سرغ ترافیکی ایستاده‌‏اند، تازه میسازد از بام تا شام میچرخاند. این قوطی در واقع بیانگر سرنوشت بی‏سرانجام صدها و شاید هم هزاران کودکی است که روزگارشان نیز در چرخش مدام و سرگردانی مستمر قرار گرفته و روشن نیست که این چرخهی مسلسل چه زمانی به مقصد نزدیک خواهد شد.

آنان با دستان معصوم خویش دود اسپند را بالا میآورند تا زخم چشم دیگران، زندگی بزرگان را آسیب نرساند، مهم نیست که خود در میان گرد و خاک خیابان و دود و آلودگی موترها به تدریج زندگی‏شان را باخته و یا هم گرفتار باندهای تبهکار و فسادهای مختلف شوند. این کودکان گاهی نیز از گل صبح تا دامان شب کوشش دارند تا کفش عابران شهرهای مزدحم کشور روشن و براق بمانند، مهم نیست اگر دست و لباس آنان بسان سرنوشت شوم‏‌شان آلوده و سیاه شود.

کودکان کار، نامی است که براساس آخرین آمار وزارت کار و امور اجتماعی، دستِکم دو میلیون کودک را شامل شده و بیش از چهارمیلیون دیگر نیز در معرض آسیبهای جدی قرار دارند.

این آمار در کشوری کمتر از سی میلیونی، آمار تکاندهندهای است و وضعیت نابه‏‌سامان کودکان کشور را به نمایش میگذارد. وضعیت بد و ناگوار کودکان در کشور، معلول عوامل مختلف و به‏‌هم‏ت‌نیدهای است که از آن میان میتوان به فقر، ناامنی، فرهنگ دیرینه‏‌ی کار کودکان، بی‏سوادی و بعضاً نیز ناآگاهی از پیامدهای ناگوار کار کودکان اشاره کرد، اما در حال حاضر و با گذشت قریب به یک و نیم دهه از عمر حکومت نوین و مدنیت‏‌خواه، بیشتر انگشتهای انتقاد بهسوی وزارت کار و امور اجتماعی و شهدا و معلولین نشانه رفته و بسیاری از منتقدان، این نهاد مربوطه حکومتی را به کم‏کاریها و سهل‏‌انگاری در این زمینه متهم میکنند. اما این وزارت با رد این دلایل، ناامنی‌ها، نبود بودجه‏‌ی ملی برای حفاظت از کودکان آسیب‌پذیر و تطبیق نشدن قوانین در دادگاههای کشور را از عوامل عمده‏ نابه‏‌سامانی کودکان در کشور عنوان نموده میافزاید که کارهای انجام شده توسط این وزارت تا این سرحد نیز از طریق موسسات کمک‏‌دهنده و پروژههای انکشافی این وزارت اجرا شده و دولت (به‏‌خصوص وزارت مالیه) برای حفاظت از کودکان آسیب‏‌پذیر کدام بودجه‏‌ی مالی در نظر نگرفته است.

اما تنها دو نهاد موظف در قوه مجریه (وزارت کار و امور اجتماعی و مالیه) نیستند که کارهای سخت و آسیبهای ناروا را نصیب شش میلیون کودک افغانستان ساخته‏‌اند، بل باندهای مختلف و گروههای مافیایی متعدد در پس این پروندهی سیاه قرار دارند.

به گفته بسم‏‌الله افغان‏‌مل، عضو مجلس سنا در این قضیه دستهای زیادی به صورت منظم قرار دارد. وی اما نیروهای امنیتی را در عدم پیگیری عوامل پشت پردهی این قضیه نیز مقصر میداند. افغان‌مل میگوید: «گداییگری اطفال از روی ناچاری است و کسانی در پشت این قضیه دست دارند، مقصر اصلی‏اند. اما نیروهای امنیتی و جنایی کشور نسبت به این امر، غیرمسئولانه برخورد کرده و سهل‏‌انگاری کرده‏‌اند. این نهادها باید این موضوع را پیگیری نموده و در زمینه پاسخگو باشند

این درحالی است که برخی دیگر، برچیدن این پدیدهی خطرناک را کار همگانی و نیازمند اقدام مشترک از سوی نهادهای مختلف و مرتبط با این قضیه میدانند.

غلام محی‏الدین منصف، عضو دیگر مجلس سنا براین باور است که این حالت خطرناک است. این وضوع تنها به نیروهای امنیتی ربط ندارد، بل همه مردم، هلال احمر و به‏‌خصوص دولت باید برای حل این معضل راهکار ویژهای را روی دست بگیرند. وضعیت گداهای روی سرک، بالای کودکان دیگر نیز تاثیر ناگواری برجای میگذارد.

این برخوردهای غیرمسئولانه و سهلانگارانه باعث شده است تا امروزه کودکان کشور با معضل‌های مختلف و شدیدی چون، تجاوز جنسی، سوء استفاده جنسی، ترافیک، اختطاف، ازدواج اجباری، کار استثماری، اعتیاد به مواد مخدر، معیوبیت و بی‏سرپرستی نیز مواجهباشند. آمار یکسالهی وزارت کار و امور اجتماعی نشان میدهد که در سال 1392 خورشیدی، 2888 مورد این گونه خشونتها در کشور به ثبت رسیده است. قربانیان اینگونه خشونتها در پنج سال گذشته به 12446 مورد ثبت شده میرسد. پیش از این نیز دفتر سیاسی سازمان ملل متحد در کابل اعلام کرده بود که در نبردهای مسلحانه سال ۲۰۱۳ در افغانستان ۵۴۵ کودک کشته و ۱۱۴۹ کودک دیگر زخمی شده‏‌اند.

حقیقت تلخ این است که شش و نیم میلیون کودک آسیبپذیر در یک کشوری که آمار نفوس آن به سی میلیون نیز نمیرسد در میان 125 میلیون كودك کار و آسیبپذیر در سراسر دنیا آمار وحشتناکی است که اگر برای رفع این مشکل چارهجویی نشود، پیامد آن برای کشور بسی خطرناک و بحران‏‌آفرین خواهد بود. زیرا نسل میلیونی بدون تربیت و آموزش باقی مانده و در آینده به مجرمان حرفهای و خطرناکی تبدیل خواهند شد که با فرو ریختن عقدههای خویشتن، بخشهای زیادی از شهر را خاکستر خواهد ساخت.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده