دابینز و ماموریت دشوار در حوزه‌ا‎ی پر تنش

افغانستان و پاکستان در دسته‌بندی سیاست خارجی افغانستان به عنوان حوزه‌ا‏ی مشترک تعریف شده اند. این تعریف برخاسته از دنبال کردن هدف واحد ایالات متحده امریکا در این بستر جغرافیایی است؛ زیرا افغانستان از نگاه سیاست خارجی امریکا معبر نفوذی است که در منطقه‏ی آسیای میانه رهگذری جز پاکستان ندارد و ابزارهای نفوذ یا فشار براین نقطه‏ی پرابهام با فرهنگ سیاسی سنتی و در عین حال پیچیده، مناسب‏تر از پاکستان پیدا نمی‏شود. این امر را تجربه‏ی تاریخی کاخ سفید نیز به اثبات رسانده و روشن ساخته است که اهرم اصلی قدرت در پاکستان یعنی ارتش آن کشور با واگذاری باج‏های مالی به هرگونه تقاضایی تن درمی‏دهد.

به همین منظور روز جمعه سیزدهم ثور (سوم می) یک روز پس از دومین سالگرد مرگ اسامه بن لادن، مرد شماره یک القاعده وزارت خارجه ایالات متحده جیمز فرانسیس دابینز (James Francis Dobbins) را به عنوان نماینده جدید واشنگتن در امور افغانستان و پاکستان معرفی کرد.

این ماموریت در حوزه‏ی پرتنش افغانستان و پاکستان با چالش‏های تازه و چشم‏انداز پیچیده‏ای همراه گردیده است. برگزاری انتخابات در پاکستان و پیش‏بینی چنین رخدادی تا یک‌ سال دیگر در افغانستان از یک سو و خروج نظامیان خارجی از افغانستان از جانب دیگر، بیش از پیش این ماموریت را دشوار ساخته است. اما مهم‏تر از تمامی این مسایل، زمینه‌سازی و مقدمه‌چینی برای تحقق اهداف ایالات متحده امریکا برای بهره‏برداری از این رویدادهای مهم سیاسی و ساختاری است.

رقم زدن فضای مطلوب برای سر کار آمدن رئیس‌جمهور همسو در پاکستان هرچند از سود و مصلحت زیادی برای امریکا برخوردار نیست، زیرا در این کشور بیش‏ترین نقش را ارتش برعهده دارد، ولی وجود یک مهره‏ی همسو در جایگاه ریاست‌جمهوری این کشور، خالی از منفعت برای ایالات متحده نیز نخواهد بود. دست یافتن به این هدف و فراهم نمودن فضای مناسب در افغانستان با تحقق صلح با مخالفان مسلح و تحقق ثبات نسبی درا ین جغرافیای جنگ‏خیز، حل مناقشات مرزی به وجود آمده میان افغانستان و پاکستان که حکومت کابل، تقصیر این مناقشه را به نحوی به دوش امریکا نیز انداخت، دشواری‏های ماموریت دابینز را بیش‏تر می‏سازد.

با این وصف، پیش از اینکه به چگونگی اجرای این مسوولیت مهم پرداخته شود، لازم است تا به این مسأله نیز نگاهی انداخته شود که چرا جیمز فرانسیس دابینز برای این ماموریت دشوار برگزیده شد؟

دابینز متولد سال 1942 در شهر نیویارک و سفیر اسبق امریکا در اتحادیه اروپا در سال‏های 1991 تا 1993 است.

وی همچنین مشاور وزیر خارجه امریکا در امور اروپا در سال 2001 بوده است. دابینز عضو آکادمی دپلوماسی اروپا بوده و در سال 2001 ریاست هیأت امریکایی در مذاکرات بن آلمان در خصوص افغانستان را بر عهده داشت. نماینده‌ی ویژه امریکا در امور افغانستان و پاکستان سمت‏های مختلفی را در کاخ سفید برعهده داشت که برخی از این مناصب عبارتند از: معاونت وزیر خارجه امریکا در امور اروپا، دستیار ویژه‌ی رئیس‌جمهور، مشاور ویژه‌ی رئیس‌جمهور و وزیر خارجه در امور بالکان. وی همچنین نماینده‌ی ویژه امریکا در بحرآن‌های کوزوو، بوسنی، هائیتی، سومالیا و افغانستان بوده است. حضور دابینز در مناطق بحرانی سبب شده تا وی تجارب ویژه‏ای کسب کند و همه‏ی این عوامل از وی یک دپلومات حرفه‌ای بسازد.

افزون بر اقدام‌های اجرایی، دابینز در فعالیت‏های علمی و آکادمیک نیز بسیار فعال است. وی ریاست بخش سیاست امنیتی و سیاست بین‏المللی موسسه تحقیقاتی رند را بر عهده دارد. وی همچنین مسئول مرکز سیاست دفاعی و امنیت بین‏الملل موسسه رند است . حضور دابینز در کنار دیگر همکاران وی در موسسه‌ی رند سبب شده بخش مهمی از تولیدات این موسسه‌ی تحقیقاتی در برهه‏های زمانی خاص با تمرکز بر کشور افغانستان تولید شود. دابینز آثار زیادی در بخش مطالعات سیاست خارجی امریکا در حوزه‏هایی چون ایران، عراق، افغانستان و… دارد.

با این وجود، انتخاب وی برای پیشبرد این ماموریت دشوار این امیدواری را ایجاد می‏کند که بتواند پیرو خلف پیشین خویش، ریچارد هالبروک باشد. هالبروک که به عنوان یک دپلومات کارکشته در وزارت خارجه‏ی کاخ سفید برای تحقق ثبات در افغانستان و حل مسایل در پاکستان تلاش سیاسی زیادی انجام داد، تمرکز بیش‏تری بر حل مسایل از رهگذر سیاسی داشت. این نماینده‏ی خاص ایالات متحده امریکا می‏کوشید تا با زمینه‏سازی صلح میان دولت افغانستان و مخالفان آن با پادرمیانی پاکستان، کارنامه‏ی درخشان و به یادماندنی از خود برجا بگذارد. با این حال، مخالفت برخی از سیاست‏گذاران کاخ سفید در دوران اوباما و تأکید آنان بر راه حل‏های نظامی باعث شد تا هالبروک پیش از آنکه بر اهداف خویش دست یابد، دچار سکته‏ی قلبی شده این آروز را باخود زیر خاک ببرد.

با این حال، چشم دوختن کاخ سفید به نقش سازنده و تأثیرگذار دابینز از آن رو نیز قابل توجه است که وی اولین نماینده‏ی امریکا در خصوص افغانستان پس از حادثه‌ی یازده سپتامبر در کنفرانس بن از سوی بوشِ پسر است. انتخاب دابینز از سوی جان کری که با ایفای وظیفه در کمیته سیاست خارجی مجلس سنا شناخت خوبی از منطقه دارد، به این امید صورت گرفته است که وی بتواند اقتدار و مدیریت امریکا در منطقه را به نحوی که در سال 2001 تحقق یافت و استقبال از آن به صورت مثبت و گسترده بود، زنده نماید. اما آیا این انتظار تحقق خواهد یافت؟ پاسخ این سوال، چیزی است که زمان، آن را ثابت ساخته و تحقق آن نیازمند همکاری همه‌جانبه از سوی کشورهای پاکستان، افغانستان و سیاست‏گذاران کاخ سفید می‏باشد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده