دارالشفا یا دارالبلا

عدم نظارت درست و شایسته به گونه‏‌ای که خلاها، کمی‏ها و کاستی‏‌ها برملا شود وعدم تعهد دولت و نهادهای مسئول برای انجام وظایف ومکلفیت‏‌های ملی ومردمی، از کشور ما تصویری را به نمایش گذاشته است که ازآن وحشت و ترس می‏‌بارد: شبیه همان هیولایی که مادران کودکان‏شان را از آن می‏‌ترسانند.

اگر از کسی و یا نهادی شکایتی هم شود به جای این که برای مخاطب توضیح داده شود که مشکل درکجا است وضعف درچه است و یا اگرخطایی صورت گرفته پوزش‏خواهی شود و دلیل قانع‏‌کننده‏ای ارایه گردد تا رضایت طرف مقابل کسب گردد، به توجیه عملکردها و تفسیردستاوردها پرداخته می‏‌شود و یک بغل منت هم سر مردم گذاشته می‏شود که ما برای شما این همه کار کردیم. در حالی که آن‏ها برای کار کردن مسئولیت دارند.

به گونه مثال وزارت صحت با آن که وزیری دررأس آن قرار دارد که تجربه‏‌های کاری در سازمان‏‌های ملی و بین‏‌المللی را دارد و از طرفی یک فرد مسلکی هم به شمار می‏رود و مردم انتظار دارند که درزمینه بهبود صحت و مسایلی که به صحت و بهداشت جامعه ارتباط می‏گیرد جدی، قاطع و شجاعانه وارد اقدام گردد، اما دیده می‏‌شود که مردم ازوضع مراکز صحی و نحوه‏‌ی برخورد با مریض دراین مراکز و مهم‏تر ازهمه داروهای تجویزشده شکایت دارند.

چند ماه پیش وزارت صحت تعدادی از شفاخانه‏‌ها را غیرمعیاری اعلام خواند، تعدادی را جریمه کرد وتعدادی را مهلت داد تا خود را به معیارهای پذیرفته‏‌شده ملی و بین‏‌المللی برابر بسازند ودراین میان تعدادی نیز بسته گردیدند.

اما هستند دکترانی که هیچ گونه مدرکی ندارند و ادعای تخصص هم می‏کنند و یا از مدرک پرستاری و داروسازی و سایر شاخه‏‌های پزشکی استفاده کرده وهرنوع بیمارو مریض را می پذیرند ومعاینه و شاید هم معالجه کنند. مثلا یک کسی داکتر داخله است اما در رشته‏‌های دیگر مانند جگر و قلب وگرده تخصص دارد و یا به تبحری دراین رشته‏‌ها دست یافته است.

از آن جایی که مردم زیاد به مدرک و تخصص یک داکتر توجه ندارند و درهنگام بیماری می‏‌خواهند هر چه زودتر از شر بیماری خلاص شوند بیشتر روی شنیده‏‌های خود تکیه کرده و به داکتری مراجعه می‏کنند که شاید هیچ تخصص، تبحر و تجربه ای درزمینه مورد نظر نداشته باشد. واین آغاز مشکل است.

   در بسیاری از موارد داروهایی که تجویز می‏شوند یا از کیفیت بالایی برخوردار نیستند و یا تاریخ‏‌شان گذشته اما در نسخه‏‌ها پیچانده شده و به خورد مردم داده می‏‌شود. موارد زیادی ازاین دست دیده شده که براثراستفاده ازداروهای نادرست و داروهایی که با بیماری مطابقت نداشته اند مشکل حاد دیگری دامن‏گیر بیمار شده است.

به نظر می‏‌آید این‏ها مسایلی نیستند که وزارت صحت با آن‏ها برخورده یا ازاین ناحیه شکایتی دریافت نکرده باشد و یا این مسایل را نداند. اما چرا با این مسأله‏ی حیاتی با جدیت و قاطعیت برخورد نمی‏گردد؟

چرا وزارت صحت که مسئول بهداشت، سلامت و صحت‏‌مندی جامعه است دراین باره به سیاست‏‌های مماشات‏‌گرانه اکتفا کرده و یا اقدام‏‌های مناسبی نمی‏‌کند؟

اگر سرحدات باز است و اگر دست‏‌های مافیایی درکارند واگر توانایی و مهارت و تخنیک لازم برای راه‏اندازی برنامه‏‌های سلامتی و بهبود صحت مردم از سوی وزارت صحت وجود ندارد به این کار اعتراف کرده و وزیر صحت کنار برود. زیرا اگر مشکلی نباشد و مردم درسلامتی و خوشی به سر ببرند که دیگر نیازی به کسی نیست تا از آن‏ها نمایندگی کرده و به رفع و رجوع کارها و حل و فصل مشکل‏‌ها بپردازد ودرکل درخدمت آن‏ها باشد.

وزارت صحت به جای سفرهای نمایشی درمواقع خاص بهتراست که سری به دواخانه‏‌های شهر، شهری که مقرراین وزارت است بزند و ببیند چند قلم دارو را می‏تواند بیاد که تاریخ مصرف‏شان نگذشته است و یا از کیفیت بالا برخوردار هستند. اما همین داروها همه‏‌روزه به بیماران تجویز می‏گردد و کسی هم نیست تا مانع این کارشود. کسی هم متوجه این کار نمی‏‌شود مگر این که از اثر استفاده از این داروها به مشکلی مواجه شود.این جا است که دارو به جای این که اثر دوایی و شفابخشی داشته باشد تبدیل به بلایی می‏‌شود که آن سرش نا پیداست!

مردم نمی‏‌توانند همه دررأس امور قرار گیرند و به همین دلیل است که تعدادی را برای خدمت‏‌گذاری از سوی خود می‏‌گمارند تا کارها پیش رفته و هر روز شاهد پیشرفت باشند. یعنی در واقع طبق مفهوم فرمایش حضرت علی (ع) والی‏‌ها و وزیرها خادمان مردم اند نه این این مقام و منصب وسیله‏‌ای برای سوء استفاده باشد. اما به نظر می‏آید در کشور ما تعریف دیگری از کارگزار، وزیر، وکیل و رئیس وجود دارد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده