داعش، توپ فوتبال امریکا

همواره مقدمات درست در صورت فراهم شدن شرایط منطقی مانند مطالعات، ارزیابی‌ها و اعمال اصلاحات مستمر به تناسب وقوع تحولات و حوادث در هر برهه‌ای از زمان به نتایج درستی منتهی می‌شوند. به همین اساس هرکسی تحولات و رویدادهای منطقه و جهان و بازتاب‏‌های هرکدام از آنها را دنبال کرده باشد، به راحتی به این مسئله پی می‏برد که دشمنان کمین کرده کشورها و ملت‌‏های منطقه به خوبی راه ترویج مقدمات نادرست میان این ملت‌‏ها و تبلیغ آن‏ها از طریق امپراتوری‏‌های رسانه‏‌ای را می‏دانند.

شاید یکی از آشکارترین مصادیق این مسئله هراس‌‏افکنی سازمان‏‌یافته‏‌ای باشد که مانند سونامی کشورهای منطقه را درمی‏نورد. واقعیت این است که دولت‏‌های متعدد امریکایی توانسته‏‌اند کاخ سفید را به عنوان دشمن هراس‏‌افکنی و فرمانده جهانی جنگ علیه هراس‏‌افکنی معرفی کنند، اما این کذب و دروغی بیش نیست؛ هر چند متاسفانه میان اقشار مختلف جوامع منطقه به عنوان یک واقعیت مسلم و پذیرفته شده درآمده است.پرسش‏‌های متعددی به شیوه استفهام انکاری در این زمینه مطرح است که همه آنها تاکید بر این مسئله دارند که واشنگتن همواره سردمدار طرح‏‌های توسعه‏‌طلبانه و اعمال نفوذ بوده و خواهد بود و هرگز در ادعای خود در زمینه‏‌ی جنگ علیه هراس‏‌افکنی جهانی صادق نبوده است؛ زیرا این هراس‏‌افکنی کاملاً دست‏‌پرورده‏‌ی خود امریکاست و همان داعشی که کاخ سفید نام آن را در فهرست گروه‏‌های هراس‏‌افکن قرار داده است، اگر کمک‏‌ها و حمایت‏‌های دولت اوباما از تفکر سلفی‏‌گری حاکم بر عربستان سعودی، قطر و نوعثمانی‏‌ها نبود و کمک‏‌های لازم در اختیار داعش و دیگر سازمان‏‌های هراس‏‌افکن قرار نمی‏‌گرفت، نمی‏توانست تا این حد ریشه بگستراند و به تبر امریکا برای قطع درختان منطقه و شاخ و برگ کشورها تبدیل شود. واقعیت این است که داعش و امثال آن مجری راهبرد امریکا در منطقه هستند و تمامی کشورهایی را که به هر نحوی از تسلیم شدن در برابر اراده‏‌ی کاخ سفید سر باز می‏‌زنند، هدف قرار می‏‌دهند و زمینه‏‌ی مداخله‏‌ی دائم واشنگتن در امور داخلی کشورهای منطقه به بهانه‏‌ی جنگ علیه هراس‏‌افکنی را فراهم می‏کنند.

از سوی دیگر، داعش به اسب تروای جریان راست‌گرای صهیونیستی در امریکا برای تضعیف خودکفایی کشورها و ملت‏‌ها تبدیل شده است.

به طور فشرده می‏توان گفت که داعش جز توپ فوتبال امریکایی نیست که با پاهای بازیکنان امریکایی و طرف‏‌های به ظاهر مخالف سیاست‏‌های امریکا، اما در واقع همسو و هماهنگ با سیاست‏‌های آن شوت می‏‌خورد و تور دروازه‏‌ی کشورهای خواهان حفظ تمامیت ارضی و کرامت خود را به لرزه درمی‏‌آورد.

به نظر می‏رسد که بدنه‏‌ی این توپ به سبب حماقت‏‌های همان بازی‌کنان به کرات سوراخ شده است و می‏تواند به پاهای آنها زخم‏‌های سنگین وارد کند یا شاید با سرعت کمتری حرکت کند. اما با وجود این، این تشکیلات همچنان اصالت امریکایی خود را حفظ کرده و از کمک‏‌های کشورهای عربی حاشیه‏‌ی خلیج فارس برای گسترش تفکر سلفی‏‌گری استفاده خواهد کرد تا با حمایت‏‌های نوعثمانی‏‌ها و اروپایی‏‌ها، اهداف و مقاصد مورد نظر آن محقق شود.

ما دلایل متعددی برای اثبات این ادعای خود داریم و شاید اشاره به برخی مسائل و مقاطع پر رمز و راز فعالیت این تشکیلات که بررسی هرکدام از آنها نیازمند انجام پژوهش مستقلی است، کافی باشد. از جمله این مسائل می‏توان به موارد زیر اشاره کرد:

1ـ گسترش دایره‏‌ی فعالیت‏‌های داعش به عراق تصادفی نیست و حمله آن به مناطق گسترده‏‌ای از ولایت‏‌های مختلف عراق طی چند ساعت، جز در سایه‏‌ی کمک‏‌های سازمان‏‌های اطلاعاتی بزرگ و باتجربه کشورهای مختلف ممکن نبود.

2ـ دخالت کردها در تشدید حملات داعش کاملاً آشکار بود و افزون بر این، مقام‏‌های رسمی کرد بارها بر لزوم استفاده از فرصت جدید به وجود آمده برای تحقق رویای تشکیل کشور کرد در منطقه که درخصوص همان طرح امریکایی برای ترسیم مرزها بر اساس تفاوت‏‌های قومیتی و نژادی صورت می‏گیرد، تاکید کرده‏‌اند.

3ـ توجه قدرت‏‌های منطقه‏‌ای هم‌پیمان کاخ سفید در منطقه و جهان به کردها و کردستان عراق، اما نه در جهت حمایت از کردها و تشکیل کشور کردستان، بل درخصوص تحقق اهداف متعدد همزمان که از جمله آنها می‏توان به موارد زیر اشاره کرد:

الف: تجزیه عراق و تقسیم آن به سه کشور براساس همان طرح خاورمیانه بزرگ و گسترده و تغییر مرزها براساس معیارهای خونی به منظور مقدمه‏‌چینی برای تجزیه دیگر کشورهای منطقه.

ب: تشکیل کشور مستقل کردستان بر پایه اصول قومیتی به منظور بسترسازی در منطقه برای اعلان کشور یهودی و ترویج اصل تشکیل کشورها براساس اصول نژادی و دینی که می‏تواند زمینه امضای معاهده سایکس ـ بیکوی جدید و ادامه جنگ‏‌ها و درگیری‏‌ها در منطقه را فراهم کرده و رژیم صهیونیستی را به ملجا و پناهگاهی برای تمامی طرف‏‌های خواهان کمک و حمایت برای حفظ چوکی‏‌های لرزان حکومت‌شان تبدیل کند.

ج: گسترش محدوده‏‌ی جغرافیایی کشور کردستان به قیمت مصادره برخی مناطق عراق، ایران، سوریه و ترکیه به منظور خلاص شدن اسرائیل از مسئله آوارگان فلسطینی و اسکان آنها در مناطق اقامت‌شان یا انتقال آنها به کشور تازه تاسیس شده در شمال عراق.

خلاصه کلام این است که داعش، جبهه النصره و جبهه اسلامی و دیگر گروهک‏‌هایی که زیرمجموعه ارتش آزاد فعالیت می‏کنند، صرف هیزم‏‌هایی هستند که کاخ سفید و هم‌پیمانان آن برای آتش‏‌افروزی در منطقه و دامن زدن به پروژه‏‌ی تجزیه کشورهای منطقه در جهت خدمت به امنیت اسرائیل استفاده می‏کند، اما زمان آن گذشته است که دشمنان بشریت بتوانند عقل و فهم ملت‏ها را به سخره بگیرند و نازی‏‌ها و استعمارگران جدید باید طعم تلخ اذعان به شکست سردمدار پروژه‏‌ی تجزیه منطقه و بر باد رفتن آرزوهای دنباله‏‌روها و هم‌پیمانان این کشور در برابر اراده‏‌ی پولادین ملت سوریه را بچشند و بدانند که احتمال اصابت توپ فوتبال آنها به تور دروازه‏ی قدرت‏‌های نوظهور جهانی، اگر محال نباشد، بعید هم نیست.(منبع: جام جم)

0 پیام برای این مطلب ثبت شده