درحاشیه‏‌ی نشست سه‌‏جانبه ترکیه ستیزها و گرایش‌‏های رئیس‌‏جمهور

ماه‏‌های پایانی عمر حامدکرزی در ارگ ریاست‏‌جمهوری با جار و جنجال‏‌های زیادی توام بوده وهست. او در یک موضع‌‏گیری سرسختانه در برابر امریکا قدعلم کرده و علی‏رغم تقاضاها، تاکیدهاو اصرارهای موافقان رابطه‌‏ی راهبردی با امریکا همچنان برموقف خود پای فشرده و امریکا را به عدم صداقت با افغانستان متهم کرده است.

رئیس‏‌جمهوری حتا جدی‏تر از آن دربرابر ایالات متحده صف‌‏آرایی کرده و این کشور را به عنوان رفیق دزد و شریک قافله می‏داند: به این معنا که دست امریکا و غرب را در ناامنی‏‌های افغانستان دخیل دانسته و بارها به صراحت اعلام کرده که امریکا مستقیماً در پرورش هراس‌‏افکنی وناامن ساختن افغانستان درهمسویی و هماهنگی با پاکستان دست دارد واز همین خاطر، او معتقد است که اگر این دوکشور بخواهند، صلح در افغانستان آمدنی است و برمبنای همین برداشت است که آغاز عملی و علنی گفت‏‌وگوهای صلح توسط امریکا با طالبان را شرط امضای پیمان امنیتی با امریکا اعلام کرده است.

در برابر این ستیزها، وی گرایش‌‏های منطقه‏‌ای خود در ماه‏‌های اخیر را افزایش داده است. از سفر به ایران و پاکستان گرفته تاهند و روسیه، همگی در همین بستر قابل تحلیل و ارزیابی است. آقای کرزی اواخر هفته‏‌ی گذشته هم به ترکیه سفری داشت که در جهت همین سفرهای دنباله‏‌دار معنا می‏‌یابد. یقیناً از منظر ریاست‏‌جمهوری، این سفرها به هدف تقویت روابط منطقه‏‌ای افغانستان و تقویت روند صلح با این کشورها صورت می‏گیرد.

اما در نشست سه‏‌جانبه ترکیه که هشتمین دور از این نشست‏‌ها می‏‌باشد، گفت‏‌وگوهای صلح محوراصلی آن بوده است. در نشستِ پیشین و هفتمین نشست سران افغانستان، پاکستان و ترکیه قرار برآن شده بود که دفتر گروه طالبان در عربستان سعودی بازگشایی گردد. علی‏رغم توافقات ابتدایی در این باره این دفترتاکنون باز نشده است. احتمالاً، از آنرو که عربستان منتظر چراغ سبز امریکا می‏باشد و این کشور نمی‏تواند بدون ایما و اشاره ایالات متحده در مورد افغانستان کاری انجام بدهد، گشایش این دفترتاکنون در ریاض به جایی نرسیده و به تأخیر افتاده است اما شاید این بار فشارها و اقدام‌‏های موثرتری برای این امر به عمل آید تا ریاض به جای دوحه – که مورد نظر امریکا بود و باتلاش‏های این کشور دفتر طالبان درآنجا بازشد -، جایگزین گردد.

اگر رئیس‏‌جمهور کرزی موفق شود که چنین دفتری برای طالبان در عربستان بازگردد، می‏توان آن را یک گام در جهت موفقیت سیاست‏‌های ارگ ریاست‏‌جمهوری در قبال صلح افغانستان به حساب آورد اما اینکه این دفتر، ثمره و نتیجه‌‏ای برای عینی ساختن صلح هم خواهد داشت یانه، آرزوی دور از انتظار خواهد بود به‏‌خصوص اینکه اگر تحلیل ارگ ریاست‌‏جمهوری را در این خصوص بپذیریم که کلید صلح افغانستان در دست امریکا و پاکستان است.

به تعبیر دیگر حکومت معتقد است که صلح افغانستان درگام نخست در دستان امریکا و سپس در دستان پاکستان است و تا این دو کشور تلاش واقعی و عملی برای این موضوع نکنند، صلح درکشور برقرار نخواهد شد. مفهوم این سخن این استکه هر تلاش دیگری در این جهت عملاً محکوم به شکست است. با این وجود ریاست‏‌جمهوری از تلاش‌‏ها در این زمینه دست برنداشته و از آزادی اسیران خطرناک طالبان از زندان بگرام گرفته تا توسل جستن به دامن عربستان سعودی و ترکیه و حتا عالمان دینی و مسلمان هندی، تلاش می‏کند.

به نظر می‏رسد که گفت‏‌وگوهای صلح تحریک طالبان پاکستانی با دولت این کشور می‏تواند این بار در نشست سه‏‌جانبه ترکیه، افغانستان را در موقف نسبتاً برتری برای مجاب کردن پاکستان جهت کمک به صلح افغانستان یاری رساند. به این معنا که طالبان افغانی و پاکستانی در اهداف ایدئولوژیک، دیدگاه مشترک دارند و زمانی که پاکستان بتواند طالبان کشورش را در میز مذاکره با خود وادار سازد، قطعاً قادر است که طالبان افغانی را نیز درپای میز مذاکره با دولت افغانستان حاضر سازد.

به‏‌خصوص آنکه اداره رهبری طالبان افغان موسوم به شورای کویته در قلمروحکومت پاکستان و تحت سیطره نظامی و استخباراتی این کشور قرار دارد و لذا مجاب کردن این گروه برای حضور در میزصلح افغانستان نمی‏تواند کاری دشوار برای پاکستان باشد.

با این حال، ادامه سفرهای منطقه‌‏ای حامد کرزی، تلاش‌‏های او برای صلح و جلب رضایت گروه طالبان، همگی به نحوی در راستای گرایش‌‏های منطقه‏‌ای ارگ ریاست‏‌جمهوری و ستیز آن با امریکا و غرب، قابل تحلیل و ارزیابی است که نمی‏توان از آن چشم‏‌ها را فرو بست.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده