درد دل یک شهروند، حادثه‎ای که آب یأس بر امیدهایم ریخت

وقتی شنیدم کاروانی از نمایندگان مجلس در قالب کمیسیون اقتصادی راهی صفحات شمال شده و برنامههای دیگری در حوزههای مختلف کشور روی دست دارد، چقدر به آیندهامیدوار شدم و به دل گفتم که اقتصاد بیمار کشور از چنگال مافیاها رهایی خواهد یافت.

این را پیرمردی میگوید که نامش ظریف است، ولی همگی او را «حاجی» خطاب میکنند. حاجی این درد دل را در یک مجلس مردمی گفته و از حادثهی پانزده عقرب سال 1386 به عنوان آبِ سردی یاد میکند که بر آرزوها و امیدهایش ریخت. حاجی شهیدکاظمی را یک پل ارتباطی واقعی میان دولت و ملت دانسته و او را نمایندهای میداند که توانست برای مردم امید آفریده و کاخهای مرمرین مافیاهای اقتصادی را به لرزه آورد. به گفته این شهروند که لحن بغض‌‏آلودی دارد، شخص سیاه چردهای که دسته‏‌ی گل را برای شهیدکاظمی آورد، از اعتماد و خوشبینی استادکاظمی سوء استفاده کرده بود. زیرا در نظر شهیدکاظمی، این دستِ پلید شاید دستی بود که برای تحسین نمایندگان مجلس به استقبال آنان آمده بود، ولی چهکسی میدانست که این سیهدل در میان گلهای دستی‏اش، پیام مرگ را آورده بود.

اگر شهیدکاظمی سفر ناتمام خویش را به پایان میرساند، نظارت پارلمانی در کارکرد قوه مقننه به خوبی تمثیل شده و تفسیر دیگری از نمایندگی در خانهی ملت ارائه میشد که الگویی برای دیگران میشد، ولی صد حیف که آن سفر نیمه‏‌تمام ماند و دستهای دسیسهگر تحمل آن را نداشتند که ملتی بتواند قامت رسای نماینده‏‌شان را بیشتر از این مشاهده نموده و شاهد تحقق آرزوهای خویشتن باشند.

این جملهها را حاجی ظریف بر زبان میآورد و به حکم آنکه « آن سخن کز دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.» حاضران مجلس را به شدت تحت تأثیر گفتههای خویش قرار میدهد. وی تعبیرها و تحلیلهای خویش را با خطابهای مکرر استادکاظمی، بیان کرده و می‏گوید: «با رفتن استادکاظمی ما به این باور رسیدیم که دلسوزان ملت در سرزمینیکه فضای سیاسی آن را دسیسهها و دسیسهگران مدیریت میکنند، زمینهی تلاش و فعالیت پیدا نخواهند کرد

حاجی چقدر دلتنگ است و به گفتهخودش، هر سال که ماه عقرب و نیمهی آن نزدیک میشود، آه سرد سینهی او بیشتر شده و به‏‌خصوص از اینکه نهادها و جریانهای حاضر نمیتوانند، تمثیل‏‌کنندهی نقش و ارادهی واقعی شهیدکاظمی باشند، بی‏‌اندازه ناامید و ناراحت است. او از جریانهای وفادار به شهیدکاظمی و حامیان وحدت ملی که در چهارچوب دولت واحدی گرد آمده‏‌اند میخواهد تا نگذارند خونهای پانزده عقرب سال 1386 بر زمین باقی مانده و این حادثه کماکان به صورت مرموز و مبهم باقی بماند.

حاجی منتظر روزی است که کسی از میان این ملت با قاطعیت و ادارهی مشابه به استادکاظمی برخاسته و امیدهای بربادرفتهی ملت را به واقعیت تبدیل نماید تا روح شهید کاظمی و سایر شهدای وحدت ملی خشنود و چشم رهروان راه آنان نیز به افق امیدبخش زندگی روشنتر شود.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده