در تحلیل اقدام مشترک افغانستان- پاکستان و نشست امارات به نام «صلح» به اسباب «جنگ» می‌کوشند

عبدالشکور اخلاقی/ «صلح» نه تنها یک خواست انسانی است که از ذات سالم جامعه انسانی سرچشمه می‌گیرد، بلکه در پی تحولات و کشمکش‌های ناخوشایند در طول تاریخ به یک ضرورت قطعی جامعه بشری بدل شده است. در این میان بخاطر بحران دوامدار کشور ما و پیامدهای تاثرانگیز آن، دست‌یابی به صلح و استقرار آرامش و ثبات یک خواست و آرمان همگانی دانسته می‌شود. از هنگام استقرار نظام نوین سیاسی در کشور تلاش‌های ملی و بین‌المللی بر این موضوع متمرکز بوده است که آخرین شعله‌های جنگ و نشانه‌های ناامنی نیز خاموش شود. ولی متاسفانه با وجود همگانی بودن این خواست و آشکار بودن ضرورت داخلی، منطقه‌ای ‌و بین‌المللی موضوع صلح، و تلاش‌ها و سازوکارهایی که برای تحقق آن بکار بسته شده است، هنوز صلح یک رویای دست نیافتنی تلقی می‌گردد.

در هفته گذشته، افزون بر کوشش‌های مداوم پیشین، دو خبر در ارتباط به موضوع صلح و تامین امنیت در کشور روی تلکس خبرگزاری‌ها رفت. نخست برگزاری نشست کاری برنامه عمل افغانستان و پاکستان بود. این نشست کاری مشترک میان مقام‌های افغانستان و پاکستان در کابل برگزار شد. هدف اساسی این نشست تقویت روند صلح و همبستگی میان دو کشور خوانده شده است. برای اجرایی شدن این طرح گفته می‌شود که چندین کمیته کاری مانند کمیته‌ سیاسی، مهاجرین، نظامی، امنیتی و اقتصادی تشکیل گردیده تا چگونگی روند همکاری‌ها را در بین دو کشور مشخص سازد.

خبر دوم برگزاری نشست امارات در ارتباط به مسایل افغانستان، به‌خصوص موضوع صلح بود. طبق گزارش‌ها نشست چهارجانبۀ مشاوران امنیت ملی چهار کشور یعنی افغانستان، امریکا، عربستان سعودی و امارات در ابوظبی برگزار گردید. بربنیاد این گزارش‌ها در این نشست دربارۀ روند صلح افغانستان، مبارزه با هراس‌افکنی و همکاری‌های منطقه‎ای بحث صورت گرفت و نیز طرح عملی مشترک دراین باره، نهایی گردید. طبق اظهارات یکی از مقام‌های امنیتی کشور این نشست چهار جانبه در پی نشست قبلی، برای تایید پلان تطبیقی مکانیزم همکاری امنیتی دایر شده است. وی افزود: در نشست قبلی طی یک مکانیزم همکاری امنیتی در راستای مبارزه با تروریزم، همکاری‌ جهت تامین صلح و همکاری منطقه‌ای، پلان تطبیقی ریخته شده بود.

همانطور که در آغاز نیز بیان شد، موضوع صلح از خواسته‌های همگانی و یک ضرورت ملی، منطقه‌ای ‌و بین‌المللی است؛ اما متاسفانه تاکنون تلاش‌های صورت گرفته به هیچ‌وجه راه به جایی نبرده است. تنور جنگ هم چنان روشن و داغ است، از نظامیان و به‌خصوص مردم غیرنظامی قربانی می‌گیرد؛ خشونت هر روز ابعاد وسیع‌تر و فاجعه‌بارتری پیدا می‌کند و چشم‌انداز آینده از هر زمان دیگر، تاریک‌‌تر به نظر می‌رسد. بنابراین نشست‌هایی که در ارتباط با صلح برگزار می‌شود؛ بیش از آن‌که دارای عناوین جذاب داشته باشند بایستی از ظرفیت راهبردی و عملی برخوردار باشند. تاکنون چندین نشست و دیدار در سطوح مختلف کشوری میان مقام‌های ارشد افغانستان و پاکستان صورت گرفته است. تعهدهای جدی و وعده‌های خوش‌بینانه در زمینه پیگیری استقرار صلح و مبارزه با تروریزم، تشویق مخالفین مسلح به گفتگو و دست کشیدن از جنگ و خشونت داده شد، ولی در پی هر نشست هیمنه آتش جنگ شعله‌ورتر گردید.

همین‌طور در باب نشست منطقه‌ای ‌و حتا فرا منطقه‌ای ‌برای صلح نیز همین داستان تکرار شده، تاکنون نشست‌های زیادی با حضور مقام‌های بلند پایه سیاسی و امنیتی در سطح منطقه و اروپا برگزار شده است. در تمامی این نشست‌ها موضوع تحقق صلح و اتخاذ کارشیوه‌های رسیدن به آن مورد بحث قرار گرفته است، ولی بدون نتیجه!

حال پرسش این است که چرا این همه نشست‌ها و تصمیم‌ها و توافق‌ها به نتیجه مطلوب منجر نمی‌شود؟ بلکه آتش جنگ و دامنه خشونت و گروه‌های تروریستی هر روز در حال تکثیر و تشدیدند! پاسخ این پرسش از جنبه‌های گوناگون قابل بررسی است، در اینجا اما، پاسخ چنان پرسشی این بخش از شعر مرحوم بلخی است: به نام «صلح» به اسباب «جنگ» می‌کوشند

در گفتگوهای افغانستان و پاکستان بارها تاکید و تعهد بر داعیه مبارزه با تروریزم گردید؛ اما حلقه‌های ذی‌نفوذ در مقام‌های نظامی و استخباراتی آن کشور همواره حمایت‌های گوناگون خود را از گروه‌های تروریستی ادامه داده‌اند‌. در واقع آنان موضوع مبارزه با تروریزم و صلح را یک ابزار برای خود و راهی برای انحراف اذهان دیگران قرار داده‌اند‌. در مورد نشست منطقه‌ای ‌امارات نیز چنین انتقادی وجود دارد. اگر هدف واقعا پایان دادن به جنگ و ناامنی در افغانستان است چرا کشورها و قدرت‌هایی که مستقیما در موضوع دخالت دارند و از آن نفع می‌برند در چنین نشست‌هایی حضور ندارند؟ چگونه می‌توان انتظار داشت که بدون حضور حامی اصلی طالبان یعنی پاکستان بتوان به یک راه‌حل عملی دست یافت؟ چطور بصورت یک جانبه چهار کشور گرد یک میز بنشینند و در غیاب همسایه‌های اصلی افغانستان بر سرمسایلی توافق نمایند؟ به‌خصوص که نوعی رقابت سیاسی و اقتصادی میان آنان نیز وجود دارد.

بنابراین اگر هدف رسیدن به صلح تاکنون موفقیتی درپی نداشته است، به علت نبود صداقت ، تعهد و واقع‌بینی است و این‌که هر قدرتی خواسته از موضوع صلح برای اهداف منطقه‌ای ‌و فرامرزی خود به گونه‌ای ‌بهره برداری نماید.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده