دشمنان روشنایی!

در حدود یک هفته است که پایتخت پنج میلیونی کشور در تاریکی به سر برده و تنها سی درصد از شهروندان از نعمت برق برخوردار ند. این نعمت نیز به نحوی رویش را به شهروندان پایتخت نشین نشان میدهد که گویی دنبال آتش آمده باشد و تنها با چشمک زدنش، دلخوشی کودکانه را در چشمان مردم ایجاد میکند.

قطع برق پایتخت به دلیل تخریب پایه یا هم پایههای انتقال لین برق وارداتی ترکمنستان در نقطهی تحت تسلط طالبان در منطقهی دند شهابالدین ولایت بغلان اتفاق افتاده است و جدا از اینکه مردم دچار مشکلات متعددی در امور اداری و اجتماعی خویش شده‏اند، مراکز اقتصادی و تولیدی کشور در پایتخت نیز روزانه میلیونها افغانی خسارت میکنند. محل وقوع حادثه تحت تصرف طالبانی است که براساس یک تفاهمنامهی غیرمنصفانه از سوی وزارت سرحدات، اقوام و قبائل به گروه طالبان سپرده شده و اکنون لانهی امن و مستحکمی برای آنان شده است؛ به گونهای که در مدت بیش از ده روز عملیات مداوم، پیشرفت چندانی در این حوزهی جنگی حاصل نشده است. با این حال، گروه طالبان مسئولیت تخریب پایههای برق را نپذیرفته‏‌اند و حتی آمادگی‏‌شان را برای تأمین امنیت کارکنان فنی شرکت برق اعلام داشته‏‌اند. شرکت برق نیز به صورت صریح از انداختن مسئولیت این خراب‌کاری به دوش گروه طالبان ابا ورزیده است. میرویس عالمی، رئیس شرکت برق گفته است که تخریب پایههای کار جنگ است و به دلیل اینکه پایهها در مرکز جنگ قرار داشته‏‌اند به چنین سرنوشتی دچار شده‏‌اند.

این درحالی است که پیش از این موضوع باجگیری از شرکت برق یا تحمیل فشار افکارعمومی بر دولت نیز مطرح بوده و گفته میشد که گروه طالبان به منظور اینکه از این رهگذر به عوایدی دست یافته و یا هم جانب دولت را تحت فشار بیشتری قرار دهد، دست به چنین کاری زده‏‌اند. اما میرویس عالمی این احتمالات را رد نمود، هرچند به احتمال باج گرفتن وصل برق منطقه دند شهابالدین اشاره کرد. به گفته وی مردم این منطقه علیرغم اینکه شاهد انتقال خط برق توسط پایههای بزرگ از محل زندگی‏‌شان میباشند،‌اما خود از این نعمت برخوردار نیستند. هرچند شرکت برق آمادگی دارد تا به محض بهتر شدن وضعیت امنیتی، کار برق رسانی منطقه دند شهاب‌‏الدین را نیز آغاز نماید.

به هرحال، عامل مستقیم تخریب پایههای برق هرکسی باشد، واقعیت انکار ناشدنی این است که جنگ جاری نتیجهی خشونت کسانی است که خواستار تحمیل تقاضاهای شان از طریق منازعه و آتشباری است. این پدیده و عناصریکه آن را ایجاد کرده‏‌اند، کسانی اند که مخالف رشد و آرامش مردم بوده و دشمنان اصلی روشنایی میباشند. فرق نمیکند که کار تخریب پایهی برق و آسیب رسانیدن به تأسیسات عامالمنفعه را کار چه کسانی دانسته و اهداف آن را چه مسایلی بدانیم، حقیقت این است که دشمنان روشنایی تنها باعث آوردن تاریکی در پایتخت کشور نشده‌‏اند، بلکه آنان سالیان زیادی است که کلیدهای تاریکی را به دست داشته و مسیر رسیدن به سمت هرگونه روشنایی که بتواند مقصد افغانستان را برای رسیدن به ترقی و توسعه نزدیک سازد، مسدود کرده‏‌اند. تخریب پایههای برق در ولایت بغلان نیز به منظور قدرت نمایی کسانی صورت گرفته است که نشان میدهند این عوامل توانایی منع اجرایی شدن پروژههای اقتصادی را داشته و میتوانند جلو کارهای اجرایی را در عرصهی اجرایی شدن مواردی چون تاپی نیز بگیرند. زیرا سال آینده زمان آغاز انتقال گاز ترکمنستان بوده و این پروژه در عین حالیکه برای افغانستان حیاتی است، برای دشمنان روشنایی نیز دام روزی محسوب میشوند که زمینهی باج گرفتن را از آن دنبال نمایند.

بنابراین، دچار نشدن به چنین حالات ناگوار و رسیدن به ثباتی که بتواند آسیبهای جدی را به مردم وارد نکرده و راه رسیدن به روشنایی را هموار سازد، دوستی با روشنایی و دشمنی با تاریکی است. این روشنایی همان دانش و درایت برخاسته از عقل سلیم انسانی است و آن تاریکی نیز جهلی است که صاحبان خود را به خشونت واداشته و چنین پندار نامیمونی را در ذهنیت‏‌شان ایجاد کرده است که تنها راه رسیدن به امتیازگیری، جنگ و درگیری است. لذا تا این جهل در تفکر دشمنان روشنایی حاکم بوده و نتوانند فکرشان را از تاریکی نجات بخشند و دولت نیز عزم و ارادهای برای سرکوب آنان به خرج ندهد، باید انتظار تاریکیهای بیشتر و آسیبهای گستردهتر را نیز داشته باشیم.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده