دشواری‌های راه ابریشم‌برای افغانستان

راه ابریشم چشم‏‌انداز امیدوارکننده برای افغانستان است که با اجرایی شدن آن بخش بزرگی از وابستگی‌های اقتصادی کشور به بسترهای انحصاری مثل پاکستان برطرف شده و مسیر ترانزیتی آسیای میانه از طریق افغانستان، کشور ما را به دستاوردهای قابل توجه اقتصادی می‌رساند.

این پروژه در حال حاضر به منزله‌ی یک آرزوی ملی و دولتی برای افغانستان تبدیل شده و اجرایی شدن آن نیز با دشواری‌هایی مواجه است که بدون تلاش زیاد و زمینه‌سازی مناسبی که از همت و حمایت‌های کلان مادی و معنوی برخوردار نباشد، مشکل به نظر می‌رسد. راه ابریشم به همان اندازه که طرفداران خوبی را در میان کشورهای آسیای میانه و به تبع آن چین دارد، دشمنان سرسختی را نیز به همراه داشته است. ایالات متحده امریکا از گسترش نفوذ چین در هراس بوده و این امر را منافی با قدرت هژمونیک خویشتن می‌پندارد از یک سو و نگرانی پاکستان به دلیل ایجاد محدودیت منافع اقتصادی اش از رهگذر وابستگی انحصاری افغانستان در خصوص واردات اموال این کشور از جانب دیگر ، موانع و چالش‌هایی را فراروی این پروژه خلق نموده است.

مقابله با هرکدام از این موارد نیازمند ایجاد زمینه‌‌های همکاری با شرکای منطقه‏‌ای می‏باشد که نقطه‏‌ی مشترک منافع خویش را در همسویی با افغانستان جستجو نموده و می‌یابند.

به همین دلیل نیز سازمان اقتصادی شانگ‌های که متشکل از کشورهای آسیای میانه و چین بوده و افغانستان نیز عضو ناظر آن می‏‌باشد، تکیه‌گاه مناسبی برای حمایت از عملی شدن این پروژه به شمار می‌آید.

این مسأله در سفر اخیر رئیس‏‌جمهورکرزی به چین نیز مورد تأکید قرار گرفته و سخنگوی وزارت امورخارجه نیز به تصمیم قاطع حکومت برای حمایت از ایجاد راه ابریشم تصریح نمود.

در دیدار کرزی با سران چینی قرار شد تا چين در سال جاري ميلادي ۳۲ ميليون دالر كمك در اختيار افغانستان قرار داده و همچنين شركت‌هاي اين كشور مشاركت بيشتري در ساخت و سازها در افغانستان داشته باشند. ضمناً كمك‌هاي فني بيشتري از سوي چين در اختيار افغانستان قرار خواهد گرفت. آموزش نيروهاي پوليس افغانستان و اعطاي بورسیه‌هاي تحصيلي و برگزاري دوره‌هاي آموزشي مختلف براي جوانان افغانستان از ديگر محورهاي مورد توافق رهبران دو كشور است.

نقش فعال اين كشور در بسترهاي اقتصادي افغانستان با اجراي پروژه‏‌های بزرگی مانند مس عینک و بهره‏‌برداری از صفحات نفتی شمال و همچنين موافقتنامه همکاری‌های تخنيکی- اقتصادی به ارزش ۱۵۰ ميليون يوآن، معادل ٢٠ ميليون دالر امريکايی میان دو کشور جايگاه قابل تأملي را در افغانستان براي اين غول اقتصادي شرق ايجاد مي‌كند. از سوی دیگر، نگاه خوش‌بينانه به نقش چين در افغانستان به دليل عدم پيشينه‌ی امپرياليستي اين كشور در صحنه‌ی روابط بين‏الملل نشأت گرفته و نبود استراتژي هژمونيك در سياست‏‌هاي كلان چين نقش و جايگاه آن را بيش از پيش برجسته ساخته است.

چین در توسعه و انكشاف حوزه‏‌هاي پيراموني خود از نقش مثبتی برخوردار بوده و بسترهاي جغرافيايي چون آسياي ميانه، آسيا پاسيفيك،‌ شبه‏‌قاره هند و حتا خاورميانه را نيز به نحوي تحت تاثير فعاليت‏‌هاي اقتصادي خويش قرار داده است. افغانستان را نيز نمي‏‌توان جدا از اين حوزه تصور نمود، بلكه اين اقليم آشوب‏‌خيز علي رغم غيرقابل اطمينان بودن آن به لحاظ مسايل امنيتي و حضور كشورهاي غربي، با داشتن 76 كيلومتر مرز مشترك در امر تسهيل ارتباط چين با آسياي ميانه و داشتن منابع غني طبيعي دست نخورده، براي اژدهاي زرد طمع‏‌انگيز است.

با این حال، همانگونه که گفته شد رسیدن به این اهداف به هیچ وجه خالی از حساسیت‌های سیاسی نیست؛ امریکه خواسته یا ناخواسته پای چین را نیز در همراهی با افغانستان وارد منازعات منطقه‏‏‌ای و بین‏‌المللی جاری در جغرافیای آشوب‏‌خیز افغانستان میسازد.

ایالات متحده امریکا به هیچ وجه قدرت بدیلی را که بتواند حیات خلوتی را در قلب آسیا از دست وی ربوده و جایگاه مرکزی را اختیار نماید، خوش نخواهد داشت و این امر تنها با حضور چین محقق خواهد شد. لذا ممکن است ایجاد راه ابریشم به نحوی با سیاست‌های منطقه‌ای این کشور در تضاد واقع شده و ایالات متحده را به چالش‌آفرینی وادار نماید.

پاکستان هم از یک طرف ابزار سیاست منطقه‏‌ای ایالات متحده به صورت تاریخی و سنتی باقی مانده و در اجرای این نقش استوار بوده است و از جانبی در راه ابریشم نقطه‌ی منافع مشترکی را برای خود متصور نمی‌بیند. از این جهت، این کشور آرام نخواهد نشسته و از راه اندازی هرگونه آشوبی که بتواند به معضل راه ابریشم بیفزاید، دریغ نخواهد کرد. از همین منظر است که گفته می‌شود یکی از ابعاد شورش‌ها در بدخشان ارتباط مستقیم با این مسأله داشته و دسیسه‏‌ا‌ی به حساب می‌آید که ممکن است دست پاکستان در آن دخیل باشد. چرا که خشونت در بدخشان، مرز افغانستان و چین اژدهای زرد را از ورود به حوزه‌ی افغانستان بازداشته و یا دستِ کم انگیزه‏‌ی آن را کاهش خواهد داد.

بنابراین، رسیدن به این هدف که افغانستان را به راه ابریشم نزدیک نموده و این پروژه را محقق سازد، نیازمند عزم جدی، سعی و تلاش در سطح منطقه‌ای و برنامه‌سازی دقیق است. در غیر آن صورت دشواری‌های برخاسته از بسترهای سیاسی منطقه و جهانی مانع از اجرای آن خواهد شد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده