دهه آخرصفر

دهه آخر صفر ایام عزاداری و سوگواری است و این ایام از بیستم این ماه شروع میشود. بیستم این ماه اربعین امام حسین (ع)است و در بیست و هشتم رحلت پیامبر بزرگوار اسلام (ص) و شهادت نواسه گرامی اش، امام حسن مجتبی (ع) و در آخرین روز این ماه شهادت امام رضا (ع) واقع شده است.

اما چرا باید ایام شهادت و رحلت بزرگان دینی گرامی داشته شوند؟ فلسفه این کار چیست و چه اثرات و فوایدی باید داشته باشد و ما باید چگونه از این ایام تجلیل کنیم و یاد و نام و آرمان و دستاوردهای دینی و اخلاقی و بشری آن بزرگان را پاس بداریم و از آن‏ها حمایت و حراست کرده و در زندگی خود به کار ببریم؟

آیا صرف این که از این ایام در تکیه‏‏‌خانه‏‌ها و مساجد و دیگر مراکز دینی با انجام سخنرانی‏‌ها و خطبه‏‌ها یادبود شود، کافی است یا این که باید در ورای سوگواری‏‌ها و عزاداری‏‌ها و گرامی‏داشت‏‌ها پندی و نصیحتی و یا درسی از اخلاق و مرام انسانی و شیوه و روش وکردار و گفتار نیک و عمل شایسته نیز فرا بگیریم؟

اگر فلسفه تجلیل از ایام عزاداری بزرگان دینی صرف گرد هم آمدن و گریه و نوحه سر دادن باشد که این کار هیچ فایده معنوی و مادی جز صرف و هدر وقت و زمان برای ما ثمره‏‌ای ندارد و اگر ما به دنبال عزاداری شایسته و پر ثمر هستیم عزاداری که بتوان از آن به نتایج مطلوب رسید باید به شناخت و معرفت خود عقب‏‌گردی بزنیم و بازنگری دوباره‏ای را آغاز کنیم.

عزاداری بدون شناخت کافی خودش به فلسفه عزاداری لطمه وارد می‏کند و اشک ریختن ساده در اثر قصه‏‌سرایی‏‌های غیرواقعی نه تنها ما را از اصل و اساس دیانت دور می‏کند بل باعث سو استفاده‏‌های غیرمشروع و ناثواب دیگری نیز می‏گردد که جمع و جور کردن آن‏ها خارج از حد توان خواهد بود.

افراط گرایی‏‌های امروزرا شاید بتوان گفت در نتیجه برداشت غلط و نبود شناخت واقعی کافی از دیانت و شریعت اسلام است که رشد فزاینده‏ای به خود دیده و فرصت‏‌طلبان تاریخی از خلاها و خطاهای کوچک استفاده‏‌های کلانی را برده و می‏‌برند.

در حالی که دین اسلام دینی است که طرفدار و حامی اعتدال در امور می‏باشد و پیامبر اسلام خودش در آخرین روزهای حیات پر برکتش توصیه‏‌ها و سفارش‏‌های اخلاقی برای رعایت حقوق دیگران داشته است.

اسلام با افراط و تفریط میانه ندارد و در واقع هرگونه افراط‌گرایی را تقبیح کرده است، اما امروزه این پدیده زمینه و بسترهای مناسبی را از متن دیانت اسلام برای خود یافته و با توسل به خوانش‏‌های غیرمتعارف و شخصی‏‌تر از اسلام به ترویج پدیده‏‌ای کمر همت بسته‏‌اند که بیشتر باعث دوری و انزجار از این دین شده است.

هراس‏‌افکنی و پدیده ی افراط گرایی که امروزه به نام اسلام ختم می‏گردد در نتیجه شناخت نادرست از اسلام است و باید با این پدیده به شکل فرهنگی و نه سیاسی مبارزه کرد.

باید شناخت درستی از اسلام عرضه کرد و اولیای امور دینی جهان اسلام مکلف و مسئول هستند تا در راستای شناساندن دین واقعی اسلام وارد اقدام شوند و اگراین پدیده مجال بیشتری یابد که در اثر سهل‏‌انگاری متولیان دینی که گاهی خودشان به چنین پدیده‏‌هایی دامن زده‏‌اند دین دگرگون‏‌شده‏‌ای به بازار داغ قدرت‏‌طلبی‏‌های سیاسی عرضه خواهند شد.

امروزه بیشتر مشکلات در جهان اسلام رخ داده و یا رخ داده می‏شود. اگر جنگ و ناامنی در جهان وجود دارد بیشتر آن‏ها در کشورهایی است که اسلام در آن کشورها جزو ارکان اساسی اجتماع را تشکیل می‏دهد.

از افغانستان گرفته تا سومالیا در افریقا و تنش‏‌های فرقه‏‌ای در کشور برمه، بیشترین تنش‏‌های موجود در این کشورها بحث‏‌های داغ افراط گرایی است و هر یک از این کشورها قربانی این پدیده هستند و یا شده‏‌اند و این همه ناشی از غفلتی است که سیاست‌مداران و متولیان امور دینی کشورهای اسلامی از خود نشان داده‏‌اند.

بنابراین بر پیروان واقعی اسلام است که با شیوه‏‌ها و روش‏‌های فرهنگی و شایسته و عرضه درست چهره اسلام به شناخت سیاسی و مخربی که اکنون از این دین شده پایان دهند و چهره‏‌ی راستین اسلام ناب محمدی را از زیر غبارهای خطرناک تحجر و افراط گرایی رهایی بخشند .

0 پیام برای این مطلب ثبت شده