دکترسجادی، عضو مجلس نمایندگان: نقطه‎ی کور دپلوماسی، ضعف حکومت است

 

 

اشاره: ایجاد دفتر قطر با نشان و بیرق “امارت اسلامی”، صفحه‏ی نوینی را در تعاملات دپلوماتیک افغانستان گشود. این امر حساسیت‏هایی را نیز به باور آورده و نگرانی‏های گسترده‏ای را خلق کرد. گفت‏وگوی حاضر با داکترسید عبدالقیوم سجادی، عضو مجلس نمایندگان و رئیس دانشگاه خاتم‏النبیین(ص) به منظور بازکاوی زوایای مختلف این موضوع صورت گرفته است.

 

با سپاس از شما، به عنوان پرسش اول بفرمایید که اهداف ایجاد دفتر قطر که به مثابه‏ی یک پروسه‏ی سیاسی از مدت‏ها پیش آغاز شده و سرانجام به بازگشایی دفتر سیاسی آنهم با نام و نشان امارت اسلامی انجامید، چه مواردی می‏تواند باشد؟

 

سجادی: قضیه‏ی قطر و پروسه‏ی آن که منجر به افتتاح{دفتر} قطر شد، دو بُعد عمده دارد؛ بُعد اول در حوزه‏ی صلح داخلی افغانستان قابل ارزیابی است. در این بعد آنچه مربوط به حکومت افغانستان می‏شد، سال‏هاست که صدای حکومت به صلح‏خواهی و آشتی‏جویی بلند شده و به صورت یک‏جانبه از مذاکره‏ با مخالفان مسلح حمایت می‏کند. اما بعد مهم‏تر آن در سطح بین‏المللی قابل تحلیل است. در این بعد، نقطه‏ی مهم اهداف و منافع ایالات متحده امریکا از ایجاد این دفتر مد نظر است دفتر قطر از یک زاویه برای افغانستان می‏توانست بسیار مهم باشد و آن اینکه آدرسی برای مذاکره با طالبان و بخصوص آن عده از طالبانی که تمایل به مذاکره دارند، باشد؛ اما متأسفانه این دفتر بیش‏ ازآنکه یک برنامه‏ی داخلی باشد، یک راهکار خارجی توسط ایالات متحده امریکا بود.

ایالات متحده امریکا در پی این است که به نحوی جنگ را در افغانستان به پایان برساند؛ اما آنگونه که فرجام این جنگ نیز تحت مدیریت امریکا قرار داشته باشد. به همین دلیل ما می‏بینیم که پیش از سفر رئیس‌جمهورکرزی به قطر، تصمیم دادن دفتر به طالبان در قطر گرفته شده بود. سفر آقای کرزی نیز به این دلیل صورت گرفت که وی خواست تا از قافله عقب نماند. متأسفانه دپلوماسی افغانستان در این خصوص ناکام بود و در نهایت دفتر با جلب موافقت حکومت ایجاد شد و به گونه‏ای ایجاد شد که اعتراض‏های مردمی و سیاسی را در پی داشت. زیرا این دفتر با هویتی ایجاد شد که در عین حالی‏ که می‏توانست به جنگ خود ادامه دهد، از این طریق وارد روند سیاسی شود. بازگشایی این دفتر تحت نام امارت اسلامی می‏توانست یک چالش جدی فراروی حاکمیت افغانستان باشد و اعتراض حکومت منجر به پایین کشیدن بیرق امارت اسلامی و تغییر نام دفتر شد.

 

با این وجود، من فکر‏ می‏کنم این تنها صورت قضیه است، محتوای قضیه تغییر نکرده است. بعید است که در محتوای قضیه اشتباهی صورت گرفته باشد، هرچند امریکا این اشتباه را ناشی از اقدام دولت قطر دانست. چنین اشتباهی در روندی که یک جانب آن امریکا و جانب دیگر آن دولت افغانستان است، ممکن نیست، بلکه به نظر بنده این اقدام به نحوی فشار بر دولت افغانستان است تا از این طریق متقاعد شود تا به خواسته‏های سیاسی امریکا تن در دهد.

 

اما اگر این روند تحقق یافته و آنگونه که گفته می‏شود این گروه به عنوان یک حزب مسلح در ساختار سیاسی افغانستان سهم بگیرد، تا چه اندازه می‏تواند برای ثبات سیاسی در افغانستان خطرناک و خطرساز باشد؟

 

سجادی: بحثی که مطرح شده و مقام‌های پاکستانی هم روی آن تأکید کردند، این است که طالبان باید با هویت موجود فعلی (امارت اسلامی) در ساختار سیاسی سهیم شود؛ چیزی ‏که با ماهیت صلح و مذاکره در تضاد قرار دارد و بحث مذاکره با این ایده‏ها تفاوت بسیار و آشکاری دارد. آنچه شما می‏پرسید می‏تواند یک چالش بزرگ فراروی پروسه مذاکره باشد. مذاکره نمی‏تواند بدون مبنا باشد و بدون چوکات خاصی صورت بگیرد. چیزی ‏که در افغانستان از سوی حلقه‏ها، نهادها و مقام‌ها مد نظر است و دولت و حکومت هم آن را قبول دارد، صلح با مبنایی است که در چهارچوب قانون اساسی مصوب سال 1382 انجام می‏پذیرد. درحالی‏ که امروزه عده‏ای از طالبان و یا حامیان شان مذاکره را به گونه‏ای مطرح می‏کنند که به معنای عبور از قانون اساسی است. این درحالی است که طی سالیان گذشته علی‏رغم تنش‏ها و مشکلات موجود، موافقت کلی روی قانون اساسی وجود داشته است. در چنین شرایطی طبیعی است که هرگونه مذاکره‏ یا روندی که عبور از قانون اساسی تلقی شود، نمی‏تواند نتیجه‏ای مشخص و قابل قبول و موثری داشته باشد.

 

حکومت افغانستان برای تحقق خواسته‏های خود به پیمان امنیتی متوسل می‏شود و در عین‏حالی که حکومت افغانستان به توقف مذاکرات پیمان تهدید می‏کند، مقام‌های کاخ سفید از پیشرفت این مذاکرات سخن می‏گویند. با این حال، به باور شما پیمان امنیتی تا چه اندازه می‏تواند به عنوان یک ابزار تعامل دپلوماتیک برای حکومت کابل به حساب آید؟

 

سجادی: فعلا پیمان امنیتی یک هدف جدی برای امریکا است و طالبان و مذاکره با آن یک ابزار در دست این کشور است. از جانب دیگر رهبری مذاکره و جریان صلح توسط افغانستان یک هدف در دپلوماسی کشور است و اعمال فشار و استنکاف از امضای پیمان امنیتی به عنوان یک ابزار در اختیار حکومت قرار دارد. بنابراین یک چانه‌زنی در این زمینه وجود دارد. ایالات متحده امریکا بدون تردید در کنار اهداف دیگری که در افغانستان تعقیب می‏کند، با پیش کشیدن دفتر قطر تحت نام امارت اسلامی ولو با یک روز و یک شب در قطر این پیام روشن را برای آقای حامد کرزی داد که امریکا می‏تواند بدیل‏های دیگری را برای حکومت آقای کرزی داشته باشد در صورتی‏ که آقای کرزی آمادگی سازش برسر خواسته‏های امریکا را نداشته باشد.

 

ادامه دارد

 

0 پیام برای این مطلب ثبت شده