دیدار با قهرمان فروتن یک کشور جنگ‏‌زده

در آن اتاق کوچک، که به سختی 12 متر مساحت داشت، 48 مرد هر جایی که گیر آورده بودند نشسته بودند: کف اتاق، برصفه‌‏ی پنجره، و روی یک تخت خواب که به گوشه‏‌ای منتقل شده بود. یک اقامت‌گاه محقر در محله‏‌ی فقیرنشین چهارقلعه کابل که برای مستاجر آن یعنی – قهرمان جدید افغانستان- بسیار کوچک به نظر می‏رسید.

اسلام امیری که 26 سال سن دارد، تیم فوتبال افغانستان را در اولین عنوان بین‏‌المللی اش یعنی قهرمانی رقابت‏‌های فوتبال جنوب آسیا، رهبری کرد. این پیروزی، درست در روزهای بعد از هفته‏‌ی تجلیل از شهدا به دست آمد و به افغان‏ها، پس از یک دهه جنگ، بهانه‏‌ای برای خوشی یافتند. رقص شادی امیری با بالا و پائین کردن دست‏‌های خالکوبی‏اش، وی را نزد افغان‏ها عزیز کرد.

یک مرد پیر از امیری که قادر به داخل شدن به خانه خود به علت ازدحام نیست و در آستانه‏‌ی در ایستاده است می‏‌پرسد: از بازی‏‌هایت قصه کن. و امیری با لبخند جواب می‏دهد: خوب شما، همه چیز را در پرده تلویزیون تماشا کردید. همه می‏خندند.

جشن‏‌ها اندکی بعد از ختم بازی و با صدای شلیک گلوله شروع شدند. در صحنه‏‌های نادری در پایتخت افغانستان، طرفداران فوتبال در چهارراهی دارالامان در غرب شهر، موترها را متوقف کرده و از رانندگان می‏‌خواستند تا صدای موسیقی خود را تا آخرین حد آن بلند کنند و در خیابان‏‌ها برقصند. رانندگان تنها بعد از آن که رضایت آن‏ها را جلب می‏کردند، اجازه داشتند تا دوباره به موتر خود سوار شده و منطقه را ترک کنند.صبح روز بعد، رئیس‏‌جمهور افغانستان از بازیکنان فوتبال در میدان هوایی استقبال کرد و آن‏ها از آن جا به استادیوم ملی راهنمایی شدند که ده‌ها هزار تن از طرف‌داران‏شان در آن غریو شادی سرداده بودند. حرکت از میدان هوایی تا استادیوم تنها پانزده دقیقه را در بر می‏گرفت اما سیل جمعیت در آن روز سبب شد تا آن‏ها بعد از سه ساعت و نیم به استادیوم برسند.امیری با ناباوری می‏گوید که وی و مربی تیم در یک موتر زره سوار بودند و مردم در چهار طرف موتر می‏آمدند. آن‏ها حتا شیشه‏‌ی عقب موتر را که یک شیشه ضد گلوله بود، شکستند. همه می‏خواستند تا جام قهرمانی را لمس کنند.

امیری که فرزند یک دوکاندار قوم هزاره است در کوچه‏‌های چهارقلعه با فوتبال کلان شد. وی و بچه‏‌های هم سن و سالش شیشه‏‌های بسیاری از پنجره‏‌ها را شکستند. وی به مجله تایم می‏گوید:«شب‏ها که به خانه می‏آمدیم، لت می‏خوردیم. در دوران طالبان، وی در مسابقات در استادیوم محلی شرکت می‏کرد؛ جایی که شبه‏‌نظامیان، اعدام‏‌ها را در وسط میدان آن اجرا می‏کردند. امیری موفقیتش را وابسته به اتفاق و چانس می‏داند. در سال 2005 وی در بازی‏‌های لیگ دسته سوم به حیث بازیکن ذخیره بازی می‏کرد و از سوی مقام‏‌های فوتبال کابل که وی را به تیم ب ولایتی آوردند، انتخاب شد. تنها چند ماه بعد از وی خواسته شد تا به تیم ملی بپیوندد.امیری چانس تجربه‏‌ی بازی خارجی را پیدا کرد. هنگامی که باشگاه محلی وی که صاحبش خلیل فیروزی، یکی ازبنیانگذاران کابل بانک بود، در سال 2011 پیروز شد، این تیم برای یک استراحت کوتاه به هند فرستاده شد. آن‏ها با یک تیم محلی یک بازی دوستانه را برگزار کردند.

مقام‌‏های باشگاه فوتبال مومبی در آن جا بودند و تحت تأثیر بازی امیری قرار گرفتند و قراردادی با وی به عنوان دفاع چپ امضا کردند. درفصل 2012 وی به عنوان کاپتان تیم فوتبال مومبی ارتقا یافت و به عنوان پرطرفدارترین بازیکن سال انتخاب شد.

با این همه، بزرگترین پیروزی‏‌های وی مربوط به بازی برای کشورش بوده است. پیروزی در جام کشورهای جنوب آسیا، شاهدی بر عزم یک تیم افغان است که با منابع محدودی، آن را به دست آورد. امیری هنوز سال 2009 را به یاد می‏آورد که تیم فوتبال افغانستان که وی آن را از سال 2010 به این سو رهبری کرده است، 48 ساعت مجبور بوده در بخش ترانزیت ترمینل بگذرانند چرا که پولی برای کرایه‏‌ی هوتل نداشتند.

وی می‏گوید:«ما در ترمینل خوابیدیم، پیشِ روی تشناب‏‌ها، و روزهایی بودند که ما حتا پول خرید آب را نداشتیم

بازی‌کنان تنها یک پیراهن برای عوض کردن داشتند. وقتی در پایان دیدارها، تیم‏‌های مقابل می‏خواستند تا پیراهن‏‌هایشان را با آن‏ها مبادله کنند، چنان که مرسوم است، بازیکنان افغانستان، معذرت خواسته و می‏گفتند که آن‏ها پیرهن دیگری ندارند که بپوشند. حتا امروزه، با وجود موفقیت‏‌های دوساله در ساحه بین‏‌المللی، تنها پولی که بازیکنان فوتبال افغانستان در هنگام سفر دریافت می‏کنند، یک مقرری روزانه معادل 50 دالر است که ماه‏‌ها بعد پرداخته می‏شود. آن‏ها در هنگام تمرین در افغانستان، 35 افغانی معادل 70 سنت مقرری دریافت می‏کنند.

اگرچه با پیروزی بر هند، برای کمک به کپتانی که جایی برای نشستن در خانه‏‌ی خود نمی یابد وعده‏‌های جایزه‏‌ها و هدایای پولی از سراسر کشور سرازیر شده است. یکی از مهمانانش می‏گوید:«خوب، با بخشی از آن پول، می‏توانی حداقل خانه‏‌ات را بزرگتر کنی

0 پیام برای این مطلب ثبت شده