رئیس‏‌جمهور منتخب یارئیس دولت وحدت ملی؟

سرانجام کمسیون به اصطلاح مستقل انتخابات افغانستان پس از ماه‌ها چانه‌‏زنی‏‌های سیاسی با هم‌دستانش در ارگ نتیجه انتخابات را اعلام کرد و بدون هیچ گونه آمار و ارقام از تعداد رای‏‌دهندگان و آرای به دست آمده برای هر دو نامزد انتخاباتی، اشرف غنی احمدزی را به عنوان رئیس‏‌جمهور افغانستان و عبدالله عبدالله را به عنوان رئیس اجرایی اعلام کرد.

تب و تاب‏‌های انتخاباتی هر چه که بود با این اعلام مرموز و ناعادلانه (به بنای دولت وحدت ملی) برای مردم نه برای نامزدان تا حدی فروکش کرد، اما هیچ گونه شور و شعف و شادی در چهره‏‌های خسته مردم که با هزاران امید و انگیزه به پای صندوق‏‌های رای رفته بودند، را نمی‏‌توان مشاهده کرد. حق مردم و امید و انگیزه مردم به گونه آشکار و روشن در جایی به سرقت رفت که انتظاری چنین از آن نمی‏‌رفت، هرچند این جا افغانستان است و هرکار نشد و محالی امکان شدن وانجام را می‏یابد، اما در این سطح انجام چنین محالی جز سکوت و همراهی جامعه جهانی با روندی که برای برگزاری شفاف و شفاف‏‌سازی آن ملیون‏‌ها دالر هزینه کرده و به دنبال نتیجه مطلوب بودند و حیرت فوق‏‌العاده مردم چیز دیگری در پی نداشت.

این انتخابات مردم کشور را به دو دسته کاملاً جدا تبدیل کرد: نتیجه‏‌ای که هرگز از یک روند تقویت‏‌کننده مردم‏‌سالاری چندان قابل قبول نمی‏‌باشد. اشتراک مردم فقط در انتخابات یکسان ارزیابی شد، اما فرداهای پس از انتخابات و هواداری و طرفداری‏‌های ناثواب و حق مطلق دانستن فرد مورد مردم را به دو دسته کاملاً مجزا تبدیل کرد. این بحث‏‌ها در میان برخی خانواده‏‌ها نیز سرایت کرد و زن و مرد را تا مرز جدایی کشاند. بحث‏‌های زبانی و قومی شدت گرفت و کرسی ریاست‏‌جمهوری گویا که ناموس یک عده باشد با چنگ و دندان و به هر قیمتی حتی به قیمت بی‏‌اعتباری آبرو وعزت افغان‏‌ها در سطح جهان به این کرسی دو روزه چسپیدند و در آخر به آن با زدوبندهای سیاسی و ناعادلانه و جفا در حق رای‏‌های پاک مردم رسیدند و شدند رئیس‏‌جمهور منتخب! مگر این انتخاب از دل صندوق‏‌های رای و آن هم از صندوق‏‌های واقعی رای برآمده است که عنوان نجیب و باصلابت رئیس‏‌جمهور «منتخب» را برخی رسانه‏‌های هدف‌دار و دنباله‏‌رو اهداف دیگران به خورد اذهان عامه می‏دهند؟ مگر میزان رای‏‌های به دست آمده برای این فرد معلوم شد که شد رئیس‏‌جمهور منتخب؟ با اغماض و چشم‏‌پوشی‏‌های صبورانه می‏توان فرد اعلام شده به عنوان رئیس‏‌جمهور را رئیس دولت وحدت ملی خواند نه رئیس‏‌جمهور منتخب!

انتخاب زمانی صورت می‏گیرد که به شکل قانونی و شفاف و بدون دست‌کاری‏‌های همه‏‌جانبه عده‏‌ای بی‏‌وجدان باشد، اما میزان تقلب به اندازه‏‌ای زیاد بود که حتی رئیس این کمیسیون به اصطلاح مستقل در روز اعلام نتیجه نهایی انتخابات دور دوم ریاست‏‌جمهوری به آن اعتراف کرد و نتیجه را بسیار سرپوشیده و مبهم اعلام کرد.

اکنون که معلوم و روشن نیست که اشرف غنی احمدزی با چه تعداد رای به اریکه‏ی قدرت ریاست‏‌جمهوری کشور تکیه خواهد زد، آیا اصولی و قانونی و شایسته است که او را رئیس‏‌جمهور منتخب بدانیم دست‏ِ‌کم اگر میزان رای‏دهندگان را و میزان رای این نامزد ریاست‏‌جمهوری مشخص و معلوم می‏‌بود شاید می‏‌توانستیم که به او چنین عنوان مردمی و نغز و باابهت را بدهیم و او را به عنوان کسی که در یک رقابت آزاد و برابر و شفاف به میزان بیشتری از آرای مردم دست یافته منتخب مردم قلمداد کنیم .

هرچند مردم از این که از جنجال‏‌های انتخاباتی رهایی یافته‏‌اند خشنودند و تکلیف‏‌شان با خودشان و با کار و بار و روزگارشان معلوم شد، اما از روی ناچاری و خستگی اعتراضی نخواهند داشت، مگر این که کاسه‏‌ی صبرشان لبریز شود و انتظارات و خواسته‏‌های شان به شکلی که وعده داده شده، عملی نگردند. آن وقت از آتشی که درخواهد گرفت باید ترسید که در آن تر و خشک خواهد سوخت.

حکومت وحدت ملی و یا هرعنوانی که می‏‌توان برای آن در نظر گرفت باید متوجه نیروی بالقوه و نهفته در وجدان جمعی جامعه باشد و بداند نمی‌‏تواند تا ابد بر گرده‏‌ی مردم سوار شده و دیکتاتورمآبانه به سیطره و سلطه‌‏گری بپردازد و خداوند در قرآن مجید فرموده است که وارثین زمین در نهایت مظلومان اند نه ظالمان! ظلم پایدار نیست، با هر سیاستی که برای توجیه آن به خرج داد.

 

0 پیام برای این مطلب ثبت شده