راه دشوار اردوغان

ناآرامی‌های ترکیه با هرج‌‌و‌مرج طلب و هراس‌افکن خواندن تظاهرکنندگان از سوی اردوغان همچنان ادامه دارد: ناآرامی‌هایی که کمتر کسی توقع ادامه یافتن آن به این شکل را داشت.

برخورد خشونت‌آمیز پولیس ترکیه با اعتراض‌کنندگان و استفاده‌ی کم‌سابقه‌ی نیروهای ضد شورش از گاز اشک‌آور و اسپری مُرج برای متفرق کردن مردم، بازگوکننده‌ی استیصال دولت ترکیه در حل بحران داخلی این کشور است. این در حالی است که ترکیه در سال‌های اخیر – با تظاهر به تسلط بر اوضاع داخلی – اشتهای زیادی را برای دخالت در مسائل منطقه‌ای از خود نشان داده است. دولت اردوغان افزون بر بحران‌های داخلی، در حال دست و پنجه نرم کردن با شکست‌های سیاست خارجی این کشور است.

وقوع تلفات انسانی میان اعتراض‌کنندگان به گونه‌ای که 3 کشته و صدها زخمی در میان آن‌ها دیده می‌شود، ناتوانی دولت اردوغان را در برخورد انسانی، صحیح و مسالمت‌آمیز با حوادث داخلی بازگو می‌کند: حوادثی که ممکن است با شدت یافتن آن و قانع نشدن مردم از رفتارهای اردوغان، ترک‌ها را وادار به کاری کند که بهار عربی را این بار به زبان ترکی در این کشور ترجمه کنند.

گرچه ربط دادن حوادث اخیر ترکیه به مسائل سوریه کمی عوامانه به نظر می‌رسد چرا که منشأ این ناآرامی‌ها به مسائل داخلی این کشور و مخالفت احزاب سکولار با حزب اسلامگرای عدالت و توسعه برمی‌گردد یعنی طرح تبدیل پارک قاضی به مجتمع تجاری در میدان تقسیم استانبول، اما با این حال مردم برای انتقاد از سیاست‌های خارجی وی و ناکارآمد جلوه دادن حزب حاکم در اداره‌ی کشور، از هر فرصتی استفاده می‌کنند تا عملکرد ناموفق دولت ترکیه در حوادث منطقه را – بویژه در مسائل سوریه – به رخ اردوغان بکشند.

دیکتاتور خواندن اردوغان از سوی مردم ترکیه به خاطر حضور بیش از یک دهه‌ی وی در قدرت و همزمان شدن این ناآرامی‌ها با بهار عربی در کشورهای منطقه، نوید تحولات بزرگی را به نفع مردم ترکیه می‌دهد. از سوی دیگر مسئول دانستن اردوغان در خون‌ریزی‌های سوریه توسط برخی نمایندگان پارلمان و احزاب مخالف وی انتقاد بجایی است که متوجه نخست‌وزیر ترکیه می‌شود و او هیچ راه فراری برای در امان ماندن از این انتقادها ندارد.

شکست‌های اخیر در سیاست‌های خارجی ترکیه بویژه در مسأله‌ی سوریه، اتفاق کمی نیست و مردم این کشور به خوبی می‌دانند که نباید به سادگی از آن بگذرند. مشارکت اردوغان در تشدید بحران سوریه و ادامه خونریزی‌ها و همچنین تحمیل کردن هزینه مسلح کردن هراس‌افکن‌ها و هزینه‌های زیاد دیگر بر مردم ترکیه در حالی که تاکنون هیچ نفعی عاید مردم این کشور نشده است، عملکرد ناموفق نخست‌وزیر ترکیه را نشان می‌دهد که رسانه‌های وابسته به دولت، نتایج این شکست را همواره برعکس جلوه می‌دهند.

استقرار سامانه‌های موشکی پاتریوت توسط ناتو در مرز ترکیه با سوریه و وارد شدن ترکیه به ماجرای جنگ سوریه که در راستای تضعیف دشمنان اسرائیل رخ می‌دهد، شرایط روانی نامساعد همراه با آینده‌ی تاریک برای مردم ترکیه به وجود آورده و مردم، آینده‌ی روشنی را برای این مسأله نمی‌بینند. ادامه‌ی چنین شرایطی برای دولت اردوغان با ادامه پیروزی‌های ارتش سوریه و شکست‌های پی در پی هراس‌افکن‌ها و در شرایطی که اردوغان در حال از دست دادن پایگاه مردمی در کشور است، آسان نخواهد بود.

اعتراض‌کنندگان در میدان تقسیم ترکیه و شهرهای گوناگون این کشور طیف‌های مختلفی از مردم این کشور را تشکیل می‌دهند که با دین اسلامی هیچ مشکلی ندارند، اما از نگاه کاسب‌کارانه حزب حاکم به اسلام و سوء استفاده از عواطف و گرایش‌های اسلامی قشر سنتی مردم به شدت بیزار و خسته شده اند. آن‌ها معتقدند حزب عدالت و توسعه به سرکردگی اردوغان منافع حزبی خود را بر منافع مردم ترجیح داده و در بسیاری از مواقع با سر دادن شعارهای عوام‌فریبانه – از قبیل حمایت از مردم فلسطین و سوریه – در صدد همسو کردن تعداد بیشتری از مردم با خود است.

ادامه رفتار آمیخته با عصبانیت اردوغان با مردم، حزب عدالت و توسعه را با چالشی بزرگ مواجه ساخته و در شرایطی که محبوبیت این دولت اسلامگرا در حال افزایش بود، با ادامه برخورد دیکتاتورمآبانه اردوغان با مردم، این حزب در حال از دست دادن جایگاه سابق خود نزد مردم است. اگرچه برخی اعضای ارشد حزب عدالت و توسعه با زبانی نرم از معترضان خواسته ‌اند تا به منازل خود بازگردند و حتا تأکید کرده‌اند که باید صدای معترضان را شنید، اما با این حال معترضان موضع‌گیری‌های تند نخست‌وزیر ترکیه در قبال خود را تحقیرآمیز و غیرقابل قبول می‌دانند.

به کار بردن زبان خشن، ادبیات اهانت‌آمیز و سیاست مشت آهنین در برابر مردم، همان رفتاری است که اردوغان چندی پیش با همین شیوه جنرال‌های مزاحم را با توّهم طرح کودتا حذف نمود. او شاید با حذف جنرال‌های برجسته‌ای مثل «باش بوغ»، «یاشار بیوک آنیت» و چند افسر دیگر از قدرت، تصور کرده است همه تهدیدها را از سر راه خود برداشته اما چرا او نمی‌تواند دریابد که حساب مردم از حساب نظامیان جداست؟ او اگر نتواند سیل عظیم مردم خشمگین را کنترول کند و بر اوضاع مسلط شود و با زبان نرم، سیل عظیم مردم را به خانه بازگرداند، دیر یا زود تخت قدرت اش به همان پرتگاهی می‌رود که تخت قدرت دیکتاتورهای عرب در آن افتاد.

اردوغان باید هر روز حوادث کشورهای بهار عربی را مرور کند و پا جای پای دیکتاتورهای سرنگون شده نگذارد. او زبان و ادبیات معمر قذافی را به یاد بیاورد که چگونه اندکی پس از موش خواندن مخالفان توسط مردم لیبیا سرنگون شد. او میدان تحریر قاهره را به یاد بیاورد و نگذارد میدان تقسیم استانبول به میدان تحریر دیگری بدل شود. یمن را ببیند و از سرنوشت علی عبدالله صالح عبرت بگیرد. او نیز باید بداند که دوران عوام‌فریبی‌ها گذشته است و با سردادن شعارهای پوپولیستی دیگر نمی‌تواند بیش از این بر اریکه‌ی قدرت تکیه بزند.

ادامه اعتراضات مردمی می‌تواند نتایج تلخی را در انتخابات پارلمانی در ترکیه برای حزب عدالت و توسعه رقم بزند، انتخاباتی که شاید شکست تلخ حزب عدالت و توسعه به دنبال داشته باشد و مسبب اصلی این شکست کسی جز اردوغان نباشد. تاریخ، این روزها شاهد شتاب گرفتن حوادث بزرگ و خطرناک در منطقه است و هیچ بعید نیست مردم ترکیه با ادامه اعتراضات خیابانی خود سرنوشت این کشور را تغییر داده و سرنوشت اردوغان را به سرنوشت قذافی، بن علی، مبارک و علی عبدالله صالح دچار کنند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده