رفتار تحقیرآمیز با محافظان قیصاری، نمکی بر زخم شکاف قومی

علی‌سینا مهترخیل/ بازداشت گزینشی بعضی از عناصر مسلح غیرمسوول که نظام الدین قیصاری؛ فرمانده ازبک تبار وابسته به جنرال عبدالرشید دوستم، پر سر و صداترین مورد آن بود، شک و شبهات پیشین در خصوص سیاست‌های تباری حکومت را تشدید ساخت. این مساله زمانی وجهه‌بدتری گرفت که تصاویری از شکنجه‎ اعضای گروه قیصاری توسط ارتش ملی نشر شد.

هرچند حکومت دست داشتن نیروهای کماندو را در این قضیه رد نموده، ولی اصل مساله را پذیرفته و تعهد به پیگیری حقوقی و قضایی عاملان آن داده است. با این وجود، بعید به نظر می‎رسد که چنین اتفاق بیفتد و این مورد نیز مثل قضایای گذشته، بلاتکلیف خواهد ماند.

بدون شک، اگر این روند در مجموع ادامه یافته و در خصوص این مورد ویژه رسیدگی لازم صورت نگیرد، شکاف‌های قومی تشدید شده و نگاه‎ها نسبت به حکومت از دیدگاه تباری رقم خواهد خورد. این درحالی است که افغانستان سرزمینی متشکل از اقوام، طوایف، تنوعات فرهنگی و اجتماعی گوناگون است که باید در زیر چتر هویت واحد، زندگی مسالمت‎‌آمیز و برادرانه‎ای داشته باشند. شکاف‌های موجود و اختلافات ویران‌گر نیز به دلیل مشکلاتی که اغلب ناشی از جهالت و نادانی، فقر، تبعیضات ناروا، ضعف مدیریتی نخبگان قدرت و مدیران سیاسی و دخالت‎های استعمارگران بوده است. این مسایل، زمینه‎های نارضایتی برخی از این اقوام را فراهم نموده و در نتیجه آن به خطر افتادن انسجام، امنیت و یکپارچگی ملی بوده است.

حقیقت این است که در تمامی نظام‎های سیاسی که از تنوعات  فرهنگی – اجتماعی و قومی بر خوردار هستند، دولت نقش بسیار مهمی در فرآیند مدیریت شکاف‎های قومی دارد؛ دولت‎ها با بهره‎‌گیری از رویکردهای مبتنی بر عقلانیت می‌توانند مدیریتی علمی مبتنی بر عدالت و انصاف را در فرآیند تامین حقوق اقوام مختلف اتخاذ نمایند که نتیجه چنین مدیریتی افزایش انسجام و همبستگی ملی در کشور است.

اما اگر دولت و حکومت خود عامل ایجاد چنین شکاف‌ها بوده و با عملکرد خود شکاف‌های موجود را عمیق‌تر ساخته و به آنها دامن بزند، شکی نیست که چشم‌انداز زندگی سیاسی – اجتماعی در آن کشور با خشونت، تبعیض، ناروایی و ستم همراه شده و اختلافات سرچشمه گرفته از آن، باعث تباهی، بربادی و ویرانی یک کشور خواهد شد. شکی نیست که چنین وضعیتی، زمینه‎ نفوذ و دخالت بیگانگان را نیز فراهم ساخته و از موجودیت شکاف‎های موجود، استفاده ابزار خواهند کرد. این حقیقت در طول سالیان گذشته اتفاق افتاده و در بسیاری موارد، تجربه‎های تلخی را برجا گذاشته است.

بنابراین، بهتر است تا حکومت با اصلاح رویکردهای موجود خویش در عموم و تغییر روش و منش سیاسی‌اش در خصوص برخورد با گروه‎های مسلح به‌خصوص و مجازات عاملان شکنجه‌ی نظامیان قیصاری از میان نظامیان اردو و کماندو، اعتبار خویش را احیا نموده و انتقادهای موجود را از کارنامه‌اش رفع نماید. در غیر آن صورت، پیامد چنین برخوردهایی، زایش خشونت، تشدید شکاف قومی و گسترش اختلافات ناشی از آن خواهد بود.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده