رهایی ملابرادر، تیری در تاریکی!

حکومت در مذاکره با مقام‏‌های پاکستانی سعی ورزید تا ملا برادر؛ فرد شماره دوم گروه طالبان را از زندان پاکستانی‌ها، به عنوان یک دستاورد برای تحقق روند صلح و گفت‏وگو با مخالفین آزاد نماید. این کوشش‌ها در ظاهر به نتیجه رسیدند و پاکستانی فرد یادشده را از زندان رها نمود. اما ملا برادر کیست؟ ملا برادر معاون وزارت دفاع امارت اسلامی و معاون ملاعمر بعد از شکست طالبان بود. گفته می‌شود وی یکی از چهار فردی است که در بنیانگذاری گروه طالبان در سال 1994 نقش برجسته‏‌ای داشته است. طالبان ملا برادر را به عنوان مغزمتفکر گروه یاد می‌کنند. او دانش‏آموخته درس‌های دینی در مدارس پاکستانی بوده و در گروه طالبان جنگیده است. گفته می‌شود نسبش به قبیله پوپلزایی، یکی از قبایل قندهار (قبیله‌ای که حامد کرزی نیز به آن انتساب دارد) می‌رسد.

هم‏چنین گزارش شده که ملا عبدالغنی برادر با احمدولی کرزی برادر حامد کرزی که از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۱ رئیس شورای ولایتی قندهار بود در ارتباط بوده است. این دو موضوع، یعنی نسبتش به قبیله‏ی رئیس‏‌جمهور و ارتباطش با برادر رئیس‏‌جمهور، در تعامل‌های بعدی سیاسی از جمله تأکید بر آزادی وی قابل تأمل می‌باشد. ملا برادر در دوران جنگ بر علیه نیروهای شوروی عضو حزب اسلامی به رهبری مولوی یونس خالص بوده است. با سقوط طالبان از اریکه‏‌ی قدرت، او معاون ملا محمد عمر شد. وی در سال ۲۰۱۰، در شهر کراچی در جنوب پاکستان به وسیله نیروهای پاکستانی دستگیر و زندانی شد. بربنیاد گزارش‌ها و نقل قول‌ها وی پیوند خویشاوندی دوجانبه با ملاعمر دارد، هم چنین نام وی در فهرست تحریم های شورای امنیت سازمان ملل متحد قرار دارد که از حق مسافرت و استفاده از خدمات بانکی محروم است. منابع مطلع و نزدیک به طالبان گفته اند ملابرادر در مدتی که زندانی بوده دچار “ناراحتی عصبی” شده و میزان قند خون او هم بسیار بالا است.

حال پرسش این است که آزادی ملابرادر چقدر می‌تواند برروند گفت‏‌وگو و صلح، آنگونه که حکومت افغانستان انتظار دارد و به خاطر آن سرمایه گذاشته است، اثرگذار باشد؟ بر اساس آمار غیررسمی، صدها تن از طالبان به شمول تعدادی از افراد اثرگذار در زندان‏های پاکستان زندانی اند. تحلیل‌گران بدین باوراند که پاکستان با در اختیار گرفتن تعدادی از اعضای ارشد طالبان در عمل قصد دارد تا بر روند اوضاع افغانستان از جمله موضوع مذاکرات صلح با طالبان تأثیر بگذارد.

به همین دلیل گفته می‌شود که با وجود استقبال و خوش‏‌بینی از آزادی زندانیان به منظور ایجاد فضای قابل اعتماد و کاهش بدبینی‌ها، اما با توجه به برخی تجارب گذشته و چگونگی آزادی طالبان زندانی، تاثیر مثبت رهایی ملابرادر و دیگر همتایان او اثر مثبت و قابل ملاحظه‏‌ای بر سرنوشت مذاکره و صلح نخواهد داشت. بخصوص طی چندین سالی که ملابرادر از صحنه عملی و واقعی طالبان به دور بوده است. این عدم حضور بلندمدت وی در صفوف طالبان و تغییر و تحولاتی که تاکنون در عرصه‏‌ی سیاسی و نظامی رونما گردیده است، اثرگذاری وی را برغم پیشینه وی با تردید جدی روبرو می‌سازد.

اگر این گزینه را با قرینه دیدگاه‌ها و مواضع پیشین ملا برادر در کنارهم قرار دهیم، امید اثرگذاری رهایی وی بیش از پیش منتفی خواهد گردید. وی پیش از این هم چون سایر رهبران طالبان، افزون بر مطرح ساختن شرایط ویژه خودشان، مهم‏ترین شرط مصالحه و صلح در کشور را منوط به خروج کامل نیروهای بین‌المللی از افغانستان خوانده‌بود. چنانچه وی سال‌ها پیش در جواب به ایمیل نیوزویک گفته بود که یگانه راه صلح، خروج نیروهای بین‌المللی از افغانستان است. شرط و شروطی از این نوع همواره هسته اصلی راهبرد طالبان را در مورد جنگ و صلح در کشور در سال‌های گذشته تاکنون تشکیل می‌دهد. بنابراین هیچ نکته قابل اعتماد و تضمینی وجود ندارد که ملا برادر درباره گذشته اش تجدید نظر کرده باشد و پس از آزادی دوباره به کویته برنگردد و فعالیت‌های جنگی را از سر نگیرد. حتا دور ماندن او از صحنه جنگ ویا انتقال به مقصد سومی هم، تضمینی وجود ندارد که بتواند بر روند گفت‏وگو و صلح اثرگذار باشد. بنابراین جان کلام آن است که هرچند ملابرادر در اثر کوشش‌های رئیس‏‌جمهور با هر انگیزه‏ی احتمالی از زندان طالبان رهایی یافت، یا به معنای دیگر ملا برادر آزادی اش را مدیون کرزی تصور نماید، اما اینکه او بتواند در صحنه‏‌ی جنگ یا گفت‏‌وگو و صلح نقش اثرگذار داشته باشد، بسیار بعید به نظر می‌رسد.

اما پرسش دیگری که مطرح می‌گردد این است که آیا پاکستان با رهایی ملابرادر صداقت و اعتماد لازم را برای موفقیت روند گفت‏‌وگو و صلح در افغانستان نشان داده است. در این باره هرچند مقامهای رسمی خوش‏‌بینانه برخورد نموده اند اما واقعیت غیر این می‌باشد. تحلیل بر این است که این اقدام پاکستان نه براساس صداقت و اعتماد، بل از روی اجبار و شگردی درهم آمیخته صورت گرفته است. یعنی اینکه پاکستان از یک سوی به گونه‏‌ای زیر فشار جامعه جهانی قرار دارد و از این رو مقام‌های اسلام‏آباد کوشیدند با رهایی ملا برادر به نوعی این فشار را کاهش داده و حُسن نیت صوری خود را در روند صلح افغانستان به نمایش بگذارند. هم‏چنین موافقت اسلام‏آباد در انتقال ملا برادر به کشور سومی و عدم تسلیم‏‌دهی او به افغانستان از یک سوی دهن کجی به حکومت افغانستان و از جانب دیگر خروج فشارهای وارده بر اسلام‏‌آباد دانسته شده است. بنابراین هرچند مقام‌های رسمی از رهایی ملابرادر به عنوان یک موفقیت یاد نموده و برای آن پیامدها و نتایج خوش‏‌بینانه‏‌ای تصور می‌نمایند ولی واقعیت آن است که تلاش برای رهایی ملا برادر از سوی حکومت، حُکم تیری در تاریکی را دارد، حال آنکه اسلام‏‌آباد بسیار هدفمندانه و هوشمندانه آن تیر را به سوی افغانستان رها ساخته است.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده