روزهای عید و آفت مصرف گرایی

علی سینا مهترخیل/ همه ساله با فرا رسیدن ایام عید فطر و قربان، علی‎رغم وضعیت نابسامان اقتصادی مردم، شهرها مملو از کسانی است که برای تدارک نیازهای عیدشان به مراکز خرید هجوم میآورند.

خریدها نیز دسته‎های مختلف و متنوعی دارند. در ایام عید دارا و ندار و فقیر و غنی وارد بازار میشوند، هر کس با توجه به بودجه‌اش خرید می‌کند. در ولعی سیری ناپذیر، جیب‌ها خالی می‎شود و دستها پر از بستههای خرید و این در حالی است که با گرفتن اندکی تخفیف احساس شعف می‌کنند. آخر کار هم خستگی همراه با شوق خریدهای شب عید و خوابی رویایی و شیرین. غافل از این‌که سرشان همچنان بی‌کلاه مانده است!

اگر این خریدها با اندک سنجش منطقی مد نظر گرفته شده و مورد ارزیابی قرار گیرد، خواهیم دید که بسیاری از آن‌ها بخش اصلی نیازهای ما نبوده و جزیی از ضروریات زندگی به حساب نمی‎آمده‌اند. این وضعیت نشان میدهد که تمامی ما امروزه با موج تبلیغات فراوان مبنی بر مصرف گرایی برای رضایت بیشتر از خود روبرو شده ایم. تبلیغاتی‎که افراد را برای دست‌یابی به چهره مثبت تر و یا داشتن احساس بهتر از خود به تنوع طلبی و خواسته‎های بیشتر سوق می‎دهد. جلوه گشت زدن در کالاهای زیبا و رنگارنگ، تامین خواسته‎های غیر ضروری را روز بروز جذاب‎تر می‎کند. در این میان فراوانند افرادی که علاقه وافری به خرید کردن و به مالکیت درآوردن اجناس متنوع فروشگاه‌‌ها را دارند و به اصطلاح عشق خرید هستند. آن‌ها هیچ محدودیتی برای تهیه و خرید مواد و اجناس مصرفی خود نداشته و به‌طور بی‌رویهای دست به خرید میزنند .

افرادی که از اعتماد به نفس کمتری برخوردارند از طریق نوع پوشش و شدت و تنوع در خرید، نیازهای روحی خود را در تعاملات اجتماعی پاسخ می‎دهند. نوع پوشش این افراد و توجه بیش از حد به مد و تمسک به خریدهای متعدد، در محافل اجتماعی، تامین‌‌کننده نیازهای شخصیتی این افراد است.

 اگر با آن‌ها صحبتی داشته باشید، احساس لذتی را که در خرید کردن دارند، برای شما وصف نشدنی معرفی می‎کنند. شاید در ظاهر بتوانیم این اشخاص را تنوع طلب یا سخاوتمند بدانیم و به این قدرت خرج کردن آن‌ها غبطه بخوریم. شاید پوشش رنگارنگ و جذاب آن‌ها ما را به وجد آورد و حتی در آرزوی قرار گرفتن در شرایط آن‌ها باشیم. اما جالب است بدانیم روان‌‌‌شناسان، در پشت پرده این مصرف‌گرایی و سخاوت ظاهری،  علل روان شناختی و اختلال‌‌هایی را مطرح می‎کنند که دانستن آن خالی از لطف نیست. لرزاندن دل این افراد و ترغیب آن‌ها برای  خرید کردن برای فروشندگان امری آسان و سهل است.  اگر چه حتی گاهی خود آن‌ها، به این رویه افراطی واقف‌اند؛ اما کنترل و مدیریت خواسته‎ها و امیال درونی برای تعدیل در مصرف گرایی برایشان مشکل است. آن‌ها توانایی متوقف کردن خواسته خود در هنگام مواجهه با جنس و کالای دوست‌داشتنی را نداشته و در آن لحظه به صورت تکانشی، توان تحلیل کاربردی بودن یا نبودن آن را ندارند. آن‌ها به دلیل به دست‌آوردن هویت خواستنی، در میان دیگران دست به خرید می‎زنند. جالب این که پس از این کار نیز احساس گناه زیادی را تجربه می‎کنند. این خود کم‌بینی است که علت اصلی خرید کردن را به وجود می آورد.

تایید دیگران و پذیرش اجتماع یکی از بزرگترین دغدغه‎های افرادی است که به این بیماری شخصیتی گرفتارند.عده‎ای دیگر از این افراد به دلیل اضطراب درونی و ناآرامی شخصیتی سعی می‎کنند تا خود را با یک عامل محیطی مثل خرید کردن آرام کنند. لذت و نشاطی که در هنگام خرید کالا به شخص دست می‎دهد، یک مسکن و آرام‌‌‌بخش موقتی است که پایداری زیادی هم ندارد و به صورت عادت درمی‎آید‎. اختلال شخصیتی خودشیفتگی نیز به دلیل تمایل به ایجاد جلوه‎ای خاص و غیر تکراری از خود، افراد را به خرید اجناس مارک‌دار و ویژه سوق می‌دهد .

با این وصف، باید به یاد داشته باشیم که خوب است در کنارهمه این نعمت‎ها اندیشه بهتر دیدن و زندگی کردن را هم داشته باشیم؛ به قاعده و در حد نیاز خرید کنیم و سعی کنیم با درک بهتر، این روزهای زیبا را مملو از خاطرات شیرین کنیم.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده