روزی برای شنیدن

این صدا نیست که می‌ماند؛ این خاطره‌هاست که می‌ماند. هیچ یادم نمی‌رود اولین روزی را که در صنف ناشنوایان دانشگاه تعلم و تربیه کابل به تدریس مضمون محیط زیست پرداختم. انسان‏‌هایی فرشته‌خو، دور از دنیای دروغ و نیرنگ و فارغ از مرض غیبت و چاپلوسی. نه دشمن واژه پوهنتون بودند و نه با واژه دانشگاه کینه‌توزی می‌کردند. من فقط درس می‏گفتم و مربی زبان اشاره برای آن‏ها ترجمه می‌کرد و آن‏ها فقط علایم اشاره را تماشا می‌کردند.

اگر گفتم دانشگاه و اگر گفتم پوهنتون مربی زبان اشاره هر دو واژه را با یک علایم یکسان به شاگردان فهماند. رفته رفته در جریان سمستر، با سوالاتی از جانب آنان روبرو می‌شدم که حتی در ذهن شاگردان شنوا و صحت‌مند هم خطور نمی‌کرد.

و از شما چه پنهان تا هنوز خودم هم متوجه چنان موضوعاتی نشده بودم که شاگردان ناشنوا به آن اشاره و تاکید داشتند. همین امر سبب شد تا امسال به بهانه روز و هفته‏‌ی جهانی ناشنوایان در این زمینه مطلبی بنویسم.  

هفته‏‌ی چهارم سپتامبر، هفته‏‌ی جهانی ناشنوایان نام دارد و در سراسر دنیا به مناسبت بزرگداشت ناشنوایان مراسمی برگزار می‌شود. علت نام‌گذاری این هفته که مصادف با هفته‏‌ی آخر سپتمبر است، گرامی‏‌داشت سالروز درگذشت دکتر شرایر است. وی اولین رئیس ناشنوای فدراسیون ناشنوایان و دانشگاه گالوت بود. در این هفته، مراسم و جشن‏‌هایی از سوی انجمن بین‏‌المللی ناشنوایان با همکاری فدراسیون اتحادیه های ناشنوایان و هم‏چنین اتحادیه اروپایی ناشنوایان در سراسر جهان برگزار می‏شود.

به نقل از فدراسیون جهانی ناشنوایان، اما هدف از این جشن، ترفیع فرهنگ ناشنوایان، دانسته‌هایی از زبان علم و اشاره، آگاهی مقامات و سیاست‌مداران جامعه شنوا و همچنین عموم مردم از دستاوردهای این قشر و مشکلاتی که جامعه ناشنوایان با آن‏ها روبرو هستند، می‌باشد.

زیرا که دنیای آن‏ها دنیای سکوت است. دنیایی که دروغ و ناسزا در آن جایی ندارد، اما می‌توان کاری کرد تا کسی به آن دنیا پا نگذارد. می‌توان زندگی را نیز برای آن‏ها که این وضعیت را دارند آسان‌تر کرد. از سوی دیگر اختصاص هفته‌ای به ناشنوایان برای این است تا به ما شنواها یادآوری شود که چه هستیم.

روزی را که ما شنوایان باید گوش خود را روی دیگران باز کنیم. روزی برای شنیدن درد و مشکلات هم‌نوعانی که یک سال را در سکوت سپری کرده‌اند و از بسیاری از حقوق خود محروم مانده‌اند. روز ناشنوایان تنها یک یادآوری است وگرنه هر روز، روز ناشنوایان است. چراکه خیلی از روزها صدای ما آدم‌ها به گوش هم نمی‌رسد و شنیده نمی‌شود و در واقع بسیاری از آدم‌ها نمی‌خواهند که بشنوند.

شنوایی یکی از حواس برتر انسان است. محروم بودن از حس شنوایی فقط به مفهوم نشنیدن صدا نیست، بل ماحصل این محرومیت، موجب دست نیافتن به بسیاری از تجربیات مفید و امیدبخش زندگی فردی و اجتماعی می‌شود تا جایی که ممکن است فرد را از مسیر موفقیت دور کند.

گوش‌های انسان به صداهایی در محدوده فرکونسی 20 هرتز تا 20 کیلوهرتز حساس هستند؛ البته بعضی از انسان‌ها می‌توانند صداهای نزدیک به 22 کیلوهرتز را نیز بشنوند. براساس تعاریف آسیب‌های شنوایی به 5 دسته از ناشنوایی خفیف تا عمیق تقسیم می‌شود. در کم‌شنوایی خفیف، افت شنوایی 15 تا 25 دسی‌بل است که اشکال واضحی در گفتار و زبان این افراد دیده نمی‌شود. در گروه دوم یعنی کم‌شنوایی ملایم، افت شنوایی 25 تا 40 دسی‌بل است و درک صدای آهسته برای این گروه مشکل است و اشکال در تلفظ آن‏ها مشاهده می‌شود. گروه سوم کم‌شنوایی متوسط است که افت شنوایی 40 تا 70 دسی‌بل است.

برای این گروه سمعک(آله شنوایی) توصیه می‌شود، زیرا بسیاری از صداها را نمی‌شنوند. گروه چهارم، کم‌شنوایی شدید است با افت شنوایی 70 تا 90 دسی‌بل. این افراد هیچ کدام از اصوات گفتاری را نمی‌شنوند و استفاده از سمعک برای آن‏ها ضروری است. گروه پنجم کم‌شنوایی عمیق است که افت شنوایی بیش از 90 دسی‌بل است و در این گروه کاشت حلزون در زمان مناسب می‌تواند کارگشا باشد.یکی از مهمترین مسائل در زندگی کودکان ناشنوا شیوه برخورد خانواده با آنان است.

نحوه رفتار اعضای خانواده با کودک ناشنوا، در رشد عاطفی، سازگاری اجتماعی، آمادگی آموزش مهارت‌های زبانی و تحصیل او بسیار مهم و حیاتی است. وظیفه اصلی در تربیت کودک ناشنوا و کمک به رشد او بر عهده خانواده است خانواده با پذیرش واقع‌بینانه مشکل فرد ناشنوا می‌تواند او را در پرورش استعدادها و توانایی‌هایش یاری‌ دهد.                    ادامه دارد

0 پیام برای این مطلب ثبت شده