روز جهانی بشردوستی‌و حقیقت تلخ بشرکُشی

نوزدهم ماه آگست مصادف با 25 ماه اسد، روز جهانی بشردوستی است؛ روزیکه بستر و بهانهای را برای نزدیک شدن بیشتر انسانها مهیا نموده و مبنا و انگیزهی محبت‌ و دوستی را میان افراد بشر فراهم میسازد. زیرا حقیقت این است که زندگی انسانی با دوستی معنا یافته و با محبت رنگ می‏گیرد. دشمنی، جنگ و مخاصمه ماهیت حیات انسانی را برهم زده و حیوانیت را در متن حیات اجتماعی برجستهتر به تصور خواهد کشید.روز جهانی انسان‏دوستی است و این روزها بهانه‌های ساده برای پرداختن به پیچیده‌ترین مفاهیم هستند. در دنیای امروز هیچ‌کسی ادعای دشمنی با بشر ندارد و شعارها همگی حکایت از دوستی و صمیمیت دارد، اما واقعیت این است که هرچه به سوی مدرن شدن پیش می‌رویم و هر چه از جنگ‌های بزرگ جهانی فاصله می‌گیریم آمار کشته‌شدگان در جنگ‌های داخلی و جهانی افزایش پیدا می‌کند. جنگهای نابرابر جاری در خاورمیانه و نمونهی روشن آن در غزه، نمونه‏ای روشن این ادعاست. لذا این پرسش برجستهتر از پیش به نظر میرسد که چرا و با کدام انگیزه و هدف باید این روز را بزرگ داریم؟

روشن است که انسان، امنیت، آرامش و بقای خود را در جامعه و در گرو زندگی مسالمت‏‌آمیز با دیگران می‌یابد. به همین دلیل هر چه جوامع به سمت مدرنیته پیش می‌روند، قوانین تازه‏ای به نفع صلح و آرامش بنا می‌کنند. اگر روزی به نام روز نوع‌دوستی در نظر گرفته شده است نشان می‌دهد که هنوز به تلاش برای ایجاد آرامش و کم کردن تنش‌ و دشمنی نیاز داریم. انسان‌ها برای زندگی اجتماعی خود و برای اینکه وارد هر نوع رابطه‌‏ای با یکدیگر شوند نیاز به اعتماد دارند. چرا که زندگی بدون عشق و اعتماد جهنم می‌شود و نباید انتظار داشت از دل این جهنم، سلامت ذهنی و روانی بیرون آید. زیرا خشونت، زادهی محیط خشونت‌آمیز است و جدال و جنگ و جنجالهای موجود، محصول محیط و بستری است که در فضای جنگ و در بستر نزاع و کشمکش رقم خورده است.

مفاهیمی مانند صلح، نوع‌دوستی و حقوق بشر مفاهیم کاملاً مدرنی هستند که وارد زندگی ما شده‌اند، اما این ما هستیم که تاکنون هم‏چنان در جوامع سنتی زندگی می‌کنیم و جنگ، سنت زیست و قانونی زندگی ما در سطوح گوناگون کوچک و کلان ملی و جهانی است.

این واقعیت بیانگر آن است که انسان به ‌طور سنتی جنگجو بوده و حالا پس از تغییراتیکه مدرنیته وارد زندگی او کرده است، در تلاش برای فاصله گرفتن از این سنت است. تاریخ ما تاریخ پدرکشی‌ها و برادرکشی‌ها و جنگ‌های قبیله‌‏ای بوده و فاصله گرفتن از این وضع، شکوفایی و رشد ما را در پرتو ارزشهای انسانی نشان میدهد.

در طول تاریخ بشر در همه جای جهان برای بقا یا با طبیعت جنگیده یا با حیوانات یا با همنوع خودش. از همین روست که بزرگترین شعرای جهان از هومر گرفته تا فردوسی وقتی برای یک حماسه دست به قلم شدند، حماسه‌ی جنگ سرودند. حماسه در ستایش جنگ است و قهرمانان از دل جنگ‌ها برآمده‌اند. زیباترین تصاویر از انتقام‌جویی و قدرت‌نمایی در ادبیات جهان ثبت شده است، با اینکه در ادیان ابراهیمی نصیحت شده است که «همسایه‌ی خود را دوست بداریم»، هنوز روابط ما گرایش زیادی به سمت دشمنی و کین‌خواهی با همنوع دارد تا دوستی. طبیعی است که عشق و اعتماد انسان به انسان‌ها حکایت از سلامت یک جامعه دارد، اما هنوز نسل‌ها باید بگذرد و درباره‌ی صلح و انساندوستی صحبت شود تا شاعری از این جوامع برخیزد و حماسه‏‌ای در ستایش صلح خلق کند.

به این ترتیب ضروری است تا روز جهانی بشردوستی را سرآغاز تلاش جمعی در جوامع ملی و جهانی قرار دهیم برای اینکه قهرمانان صلح را ستایش نموده و از دوستی و محبت بیشتر از جنگ و جدل و منازعه بسراییم. این امر نیازمند تلاش عملی و تغییر درونی در لایههای گوناگون نظامهای سیاسی و تشکلهای فرهنگی – اجتماعی است و بدون اینکه عمل خویشتن را بر مبنای ذهن سالم و صلحخواه استوار سازیم، شعار دادن از بشردوستی بی‏هوده است و زندگی اجتماعی ما با اساسات صلح و آشتی و مسالمتآمیز بودن رقم نخورده و جنگ واقعیت تلخ حیات اجتماعی ما خواهد بود.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده