رویکرد منطقه ای سیاست امریکا در افغانستان چیست؟

به دنبال افزایش ناامنی‌ها در افغانستان و فعال شدن گروه‌های مخالف و هراس‌افکن، همچنین وقوع رویدادهای خونین و تکان‌دهنده در در داخل کشور و برخی از کشورهای اروپایی، نقش و ماموریت نیروهای بین‌المللی به‌ویژه نیروهای امریکایی در افغانستان تحت عنوان مبارزه با هراس‌افکنی و تأمین ثبات و امنیت به شدت در افکار عمومی زیر پرسش قرار گرفت. این موضوع تا بدان اندازه جدی و غیرقابل کتمان بود که سیاست‌مداران و نظامیان امریکایی به گونه‌ای در انجام ماموریت خود در افغانستان اعتراف به شکست نمودند. آنان جنگ افغانستان را طولانی‌ترین جنگ امریکا در دوران معاصر دانستند بدون آن که دستاورد لازم را به همراه داشته باشد.

در همین راستا با روی کار آمدن حکومت جدید امریکا به رهبری دونالد ترامپ گمان برده می‌شود که سیاست‌ها و راهبردهای تازه‌تری درباره وضعیت وخیم یادشده روی دست گرفته شود. چنانچه در هفته گذشته جیمز ماتیس، وزیر دفاع امریکا اظهار داشت که به زودی گزینه های مختلفی را برای رسیدگی به شرایط افغانستان به دونالد ترامپ، رئیس جمهور این کشور ارایه خواهد کرد. وی افزود که امریکا رویکرد منطقه ای نسبت به قضیه افغانستان خواهد داشت. وزیر دفاع امریکا بدون این که جزئیات بیشتری از این رویکرد ارایه کند، به کنگره این کشور گفت که امریکا باید نسبت به افغانستان روش های متفاوتی در پیش گیرد.

اما نکته مهم یا پرسش اساسی این است که با توجه به هزینه‌های بسیاری که در بخش‌های مختلف به مصرف رسیده و تلاش‌های بسیاری نیز برای ثبات سیاسی و امنیتی صورت گرفته چرا ناامنی و بی‌ثباتی نه تنها به پایان نرسیده است بل اکنون با گذشت هر روز شاهد افزایش تعداد حملات انتحاری و تهاجمی مخالفان دولت در کابل وسایر مناطق کشور می‌باشیم و از لحاظ سیاسی نیز حکومت افغانستان و حامیان بین‌المللی آن به شمول ایالات متحده امریکا خود را در «بن‌بست» می‌بینند؟ چگونه است که هراس‌افکنان با این ‌که بارها از سوی سیاستگران داخلی و خارجی و نیز فرماندهان نظامی داخلی و خارجی ناتوان و اندک شمرده می‌شدند امروز به چنان توانایی دست‌یافته‌اند که به سادگی می‌توانند با عبور از کمربندها و کمره‌های امنیتی نیروهای امنیتی و نظامی داخلی و خارجی حساسترین ‌نقاط و اهداف و مکان‌های سرخ را آماج قرار دهند؟

بدون شک برای چنین پرسش‌هایی پاسخ‌های مختلفی وجود دارد. اما به نظر می‌رسد که امریکا با دریافت‌های تازه و تحلیل آن‌ها به این نتیجه رسیده است که با قضیه افغانستان با رویکرد منطقه‌ای برخورد نماید؛ راه حل و چاره اساسی را از درون چنین فرضیه‌ای بیرون بکشد. اما این راه حل منطقه‌ای چه و چگونه خواهد بود؟ این مسئله‌ای است که تاکنون درباره آن توضیح داده نشده است. ولی آگاهان سیاسی در این باره دیدگاه‌هایی را مطرح ساخته و گزینه‌های احتمالی را در میان نهاده‌اند.

بعضی از آگاهان سیاسی بدین باورند که با توجه به این موضوع که استراتژی ایالات متحده امریکا در هردوره‌ای از حکومت‌ها در واقع تلاش برای به دست آوردن و حفظ رهبری امریکا در امور نظامی و سیاسی و اقتصادی در سطح جهانی است، کاخ سفید در هیچ دوره سعی ننموده که این هدف اساسی خود را پنهان سازد. البته که در هردوره‌ای ممکن است راهبردها متفاوت باشند ولی هدف نهایی همان رهبری بلامنازع امریکا در سطح جهان است. بنابراین اگر در طرح‌ها و سیاست‌ها ‌تجدید نظری هم صورت می‌گیرد اولویت محور این تجدید نظر همان استراتژی بنیادین محفوظ و ماندگار است نه وضعیت تاسف بار مردم افغانستان. بنابراین اختیار سیاست یا رویکرد منطقه‌ای امریکا درباره افغانستان با توجه به تحولاتی که در منطقه پدیدار گشته در مرحله نخست همان برتری و نفوذ و نظارت بلامنازع امریکا برای حفظ منافع فرامرزی آن در منطقه است. این آگاهان بدین باورند که در چنین رویکردی بنابه دلایل متعدد که زمینه شرحش در اینجا نیست «افغانستان» می‌تواند نقش محوری داشته باشد. بنابراین هرگونه کوشش و گرفتن تدابیر لازم برای اجرای رویکرد منطقه‌ای از سوی ایالات متحده امریکا در افغانستان از جمله افزایش احتمالی نیروهای نظامی و حمایت از بیشتر نظامی از افغانستان حفظ رهبری و کنترول اوضاع منطقه از سوی امریکا است.

همچنین پس از مرحله نخست شاید پرسش این باشد که عملی ساختن سیاست یا رویکرد منطقه‌ای درباره افغانستان به صورت جزئی‌تر چگونه خواهد بود؟ در این باره بعضی از آگاهان سیاسی گزینه‌های مختلف احتمالی را مطرح ساخته‌اند. یکی از این گزینه‌های احتمالی این خواهد بود که امریکا در این رویکرد منطقه‌ای سعی خواهد کرد که رقبای منطقه‌ای خود را بیش از گذشته تحت فشار بگذارد. به طور قطع چنین رویکردی وضعیت را در کشور بحرانی‌تر خواهد ساخت و موجب افزایش تنش خواهد گردید. گزینه احتمالی دیگر آن دانسته می‌شود که امریکا دیگر بیش از این در برابر حمایت منطقه‌ای برخی از کشورها و قدرت‌های منطقه از گروه‌ها و عناصر هراس‌افکن صبر و چشم‌پوشی نخواهد کرد و آنان را وادار خواهد ساخت که از «سیاست‌های چندگانه» دست بردارند. اما در این که این روش با توجه به تحولات منطقه‌ای و پیوندها و باریکی‌های شرایط تا چه اندازه برای امریکا اجازه چنین تصمیمی خواهد داد جای تردید وجود دارد.

گزینه احتمالی نهایی که از سوی آگاهان سیاسی در این باره مطرح گردیده است این است که شاید امریکا تلاش ورزد تا نوعی از اجماع و همسویی منطقه‌ای را با درنظرداشت منافع و تهدیدهای مشترک به غرض تامین ثبات و امنیت درافغانستان و منطقه به وجود آورد. همانطور که یادآوری گردید موارد یادشده فقط گزینه‌هایی احتمالی اند که کارشناسان و آگاهان سیاسی درباره رویکرد منطقه‌ای امریکا درباره افغانستان مطرح ساخته‌اند، ولی واقعیت قضیه در آینده روشن خواهد شد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده