زخم ناسور جنگ افغانستان

محمدرضا گلکوهی/ جنگ افغانستان با ورود امریکا، به هدف سازمان‎دهی و مدیریت اوضاع در پرتو حمایت‎های گسترده‎ جهانی، جوانب پیچیده و ابعاد تازه‌تری یافت. شرایط نابسامان افغانستان که انتظار می‎رفت با شکست رژیم طالبان، بهبود یافته و ساکنان ستم‎دیده‎ آن شرایط مناسب‎تری را تجربه کنند، نه تنها رو به بهبودی نرفت، بلکه با گذشت هر سال، دسیسه‎های نوی در آن دخیل شده و گویا این سرزمین هنوز هم برای ریختن خون شهروندانش، عطشی سیری‌ناپذیر دارد.

همکاران بین‎المللی افغانستان که با ناقوس صلح آفرینی و کرنای بازسازی در افغانستان حضور یافتند، پس از سپری شدن بیش از یک و نیم دهه نبرد، نه تنها موفق به تحقق اهداف تعریف شده‌شان نگردیدند، بلکه حاصل کارشان، برجا ماندن مافیاهای مهارناپذیری بود که تمام سطوح ساختاری و کارگزاری افغانستان را در چنگال‌شان گرفته‌اند. عناصر ناکارآمدی‌که با همکاری کشورهای خارج، بیش از هفده سال بر گُرده‎های مردم حکمرانی کردند. اکنون نه خودشان توانسته‌اند چشم‌انداز روشن، مثبت و سازنده را فراروی کشور خلق کنند و نه حامیان بین‎المللی‌شان راهکاری موثری برای تحقق چنین سازوکاری بوده‌اند.

اکنون نیز چنین به نظر می‎رسد که گویا حامیان افغانستان هم خود خسته شده و هم مردم به آنان فشار وارد می‎کنند که این همه هزینه و قربانی برای شعارهایی که کم‎تر محقق شده ضرورت نبوده و باید طرح نویی درانداخت. از سوی دیگر، افغانستان در محور منازعات منطقه‎ای و جهانی قرار گرفته و به نحوی قربانی مخاصماتی می‎شود که سرنخ آن در رقابت‎های بزرگ امریکا – روسیه، امریکا – چین، امریکا – ایران و… قرار دارد. کشور ما درگیر نبرد ناخواسته‎ای شده که در پشت پرده‎ آن، اهداف اقتصادی – سیاسی امریکا نهفته و این کشور قصد دارد تقاص شکست‎های خویش در عرصه‎ اقتصادی با چین و در حوزه‎ سیاسی با ایران و روسیه را از طریق خاک افغانستان بگیرد.

به همین دلیل است که سناریوی جنگ جاری بیش از حد پیچیده، مبهم و ناکارآمد جریان دارد. جنگی‎که قرار بود در قالب پیمان استراتژیک کابل – واشنگتن، با حمایت‎های همه جانبه‎ این کشور و متحدان غربی آن به پیش رفته و در اسرع وقت زمینه‎ عبور کشور از این منازعه‎ درازمدت فراهم شود، اکنون زمینه‎‌ای بزرگ‎تر و دامنه‎ای شدیدتر یافته است. حتی عاملان و ابزار آن نیز قوی‎تر شده و گروه‎های بدیلی در دوطرف درحال شکل گرفتن است. پیشنهاد خصوصی‌سازی جنگ از جانب امریکا از یک‎سو، شکل‎گیری گروه‎های تندرو و خطرناک‎تری چون داعش از جانب دیگر و تقویت گروه طالبان از جانب سوم، همگی نشان از وخامت شدید اوضاع دارد.

در چنین وضعیتی، دولت افغانستان نیز به صورت دربست تسلیم سیاست‎های بیرونی و به ‌خصوص حامیان خارجی خود شده و از تبدیل مهره‏‎های کلیدی گرفته تا چگونگی اجرای نقشه‎های جنگ و صلح، همگی با دیکته و تاکید عوامل ذی‌نفوذ بیرونی چون دولت‎مردان کاخ سفید صورت می‎گیرد. شکی نیست که تنزیل اقتدار دولت به این اندازه، هم ملت را به نظام سیاسی کشور بی باور ساخته و هم دشمنان و حریفان سیاسی و نظامی حکومت را قوی‎تر خواهد ساخت. در چنین حالتی است که می‎توان گفت زخم ناسور جنگ در افغانستان به این آسانی قابل درمان نیست و معلوم نیست که این سرطان ریشه‎دار در بدنه‎ تبدار این سرزمین تا چه اندازه قربانی خواهد گرفت.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده