زمان برای گفت‌وگو با طالب‌ها

منبع: د امریکن کانسرواتیو/ برگردان: شاهمردی/ گزارش‌هایی اخیرا منتشر شده اند حاکی از این که کاخ سفید به دیپلومات‌های ارشد خود دستور داده تا «گفت‌وگوهای مستقیم را با طالبان» شروع کنند. این مسئله‌ای است که در شروع جنگ افغانستان غیرقابل تصور بود و تا امروزه همچنان به عقب انداخته شده است. با وجود انتقادها آشکار است که یک چنین گفت‌وگوهایی بهترین فرصت را برای ختم طولانی‌ترین و عبث‌ترین جنگ امریکا پیش خواهد کرد.

درحالی که روی برحق بودن شروع عملیات نظامی در افغانستان در پی حملات 11 سپتمبر اتفاق نظر وجود دارد، دردمندانه بعد از 17 سال روشن است که هیچ کس طرحی درباره چگونگی ختم این نبرد از نظر نظامی ندارد.

احتمالا بزرگترین مانع برای ختم جنگ تعریف واژه «پیروزی» بوده است که جنرال مک کریستال در سال 2009 گفت که پیروزی در افغانستان به معنای وارونه ساختن خیزش طالبان، افزایش سریع نیروهای امنیتی افغانستان و مبارزه با مسئله فساد یغماگرانه از سوی برخی مقامات افغان است.

هشت سال گذشت و هیچ موفقیتی وجود نداشته است. با این وجود جنرال آستین میلر، آخرین فرد در صف فرماندهی نیروهای امریکایی در افغانستان در سخنان استماعیه خود در کنگرس درباره «هدف کلیدی» امریکا گفت که «هراس‌افکنان هرگز  بار دیگر از افغانستان به حیث مامنی برای تهدید ایالات متحده استفاده نخواهند کرد.»

دلیلی که مک کریستال در خاتمه دادن به این جنگ ناکام ماند این است که این اهداف از لحاظ نظامی غیرقابل کسب اند. برآورد این جنگ در این صورت، ناکامی دوامدار است.

حفظ 15 هزار سرباز در میدان جنگ در افغانستان به هیچ وجه از حملات بر ضد ایالات متحده که از آن جا نشات بگیرد، جلوگیری نخواهد کرد و به این منظور ما کم از کم 45 میلیارد دالر تنها امسال پرداخته‌ایم. راه حل سریع بنابراین خروج سربازان مان است تا افکندن آن ها در یک منازعه بی‌فایده.

من شخصا در سال 2911 طی دومین اعزامم به میدان جنگ در افغانستان مشاهده کردم که حتی با 149 هزار سرباز امریکایی و ناتو هنوز بخش‌های زیادی از این کشور در کنترول دولت قرار ندارد و دور از دسترس سربازان ائتلاف است.

آن چه ما را ایمن نگه داشته است،  و ما را ایمن نگه خواهد داشت، قوت ما، استخبارات متمرکز جهانی ما، نظارت و توانایی‌های شناسایی ما برای دفاع از مرزهای مان در برابر حملات خارجی بوده است.

بسیاری از صاحب‌نظران ادعا می‌کنند که اگر ارتش امریکا از افغانستان خارج شود، هرج و مرج آن جا را فرا خواهد گرفت و این مسئله واقعا هم واقعیت دارد. اما ما افغانستان را همین گونه تحویل گرفتیم و امروزه چگونه است؟ و صرف نظر از این که چه وقت و تحت چه شرایطی ایالات متحده این کشور را ترک خواهد کرد، آینده این کشور بستگی به این دارد که افغان‌ها خود به سازوکاری دست یابند.

پرسشی که سیاست‌سازان امریکایی نیاز است بپرسند این است که کدام بیشتر به نفع امریکاست: حفظ یک جنگ پرهزینه و دوامدار که مانع حملات آتی نخواهد شد یا ختم اشتراک امریکا در این جنگ؟

ادامه نبرد برای کشوری که منابع حیاتی امریکا را بلعیده و خون امریکایی‌ها را بدون هیچ تاثیری ریزانده، و توانایی نیروهای مسلح را برای دفاع در برابر هر تهدید حیاتی بالقوه ضعیف ساخته در عین حال نتوانسته که خطر تهدید هراس‌افکنی جهانی را از بین ببرد منطقی نیست. برای تقویت امنیت ملی‌مان ما باید به اشتباهات این سیاست خاتمه دهیم.

درحالی که اساسات یک برنامه خروج تا حدی پیچیده نیست با آن هم ممکن است با مخالفت‌های قابل توجهی مواجه شود. یکی از استدلال‌ها بر ضد خروج از سوی مک کریستال 9 سال قبل وقتی که سوگند می‌خورد بیان شد که گفت قطعا متحدان مان را نومید و دشمنان مان را تشجیع خواهد کرد.

از زمان مک کریستال تاکنون طالبان طبق گزارش‌ها بر مناطق تحت کنترول خود افزوده اند. دولت افغانستان یکی از فاسدترین رژیم‌ها در روی این سیاره بوده و تلفات غیرنظامیان در این کشور در نیمه نخست سال 2018 بالاترین رکورد را داشته است.

تنها راه ختم این ناکامی دائمی آن است که رئیس‌جمهور ترامپ شجاعتی را که گاهی برای ایستادن در برابر واشنگتن نشان داده، نشان دهد. یعنی نادیده گرفتن وضعیت فعلی که امنیت ما را گروگان گرفته و جنگ را خاتمه داده و سربازان ما را برگرداند. بدون یک عزم ما نمی‌توانیم روی ناکامی دوامدار در افغانستان حساب کنیم. در صورت خروج نیروها، امنیت امریکا تقویت خواهد شد و آمادگی‌ها بهبود خواهد یافت.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده