زمستان، فصل‌دوچند شدن رنج‌های مردم

زمستان با تمام زیبایی‏‌هایی که ممکن است برای انسان‏‌ها خلق کند و نشانه‏‌ای از برکت و سرسبزی فصل‏‌های بعدی باشد اما می‏تواند به فصلی نفرت‏‌انگیز و ترسناک نیز تبدیل شود. مخصوصاً برای کشور کوهستانی مانند کشور ما با گردنه‏‌های دشوار، نبود امکانات و ازهمه مهمترعدم مسئولیت‏‌پذیری مقام‏‌های مربوط.

همه ساله کشور ما شاهد وقایع و حوادث دردناکی است: حوادثی که می‏توان با تدبیر و برنامه‏‌ریزی‏‌های متوازن و ملی و همه‏‌شمول از فهرست خاطرات بد و دردآور، آن‏ها را حذف کرد، اما به نظر می‏‌آید پرونده‏‌ی امسال ما در زمستان نیز خالی از حوادث نخواهد بود و دست کم بیماری‏‌های ساری و شیوع آن‏ها چیزی نیست که بتوان نادیده گرفت و انکار کرد.

زمستان فصلی است که درآن بیش ازهر زمان دیگری بیماری‏‌های ساری شایع می‏شوند. در این زمینه علت‏‌های زیادی وجود دارد اما می‏توان مهمترین آن‏ها را آشنا نبودن و یا رعایت نکردن مسایل بهداشتی از سوی مردم همگام سرماخوردگی‏‌ها ، زکام و بیماری‏‌های ساری دیگر است.هنوز مردم فکر می‏کنند رعایت کردن و رعایت نکردن بهداشت شخصی به فرد بستگی دارد و مربوط به فردی است که مریض است و اگر درمحل و مکان عمومی قرار دارد به خودش مربوط است که درهنگام سرفه و یا عطسه رعایت حال دیگران را می‏کند یا نه. اگر کرد که نور علی نور است و اگر نکرد به دیگران هیچ ارتباطی ندارد که او با رعایت نکردن بهداشت فردی خود به اجتماع لطمه می‏زند.

شیوع یک بیماری خودش یک لطمه کلان به اجتماع است. در جامعه‏‌ای که رعایت بهداشت یک فرد که مریض است و درمکان عمومی هم قرار گرفته یک امر شخصی تلقی شود نه یک مسئولیت شهروندی برای جلوگیری از شیوع بیشتر بیماری‏‌های فصلی؛ می‏توان تصور کرد که وضع از چه قرار خواهد بود؟

در کنار این مساله که مردم به بهداشت و رعایت آن توجه ندارند و رعایت حال دیگران را هم نمی‏کنند، مقام‏‌های صحی کشور به نظر می‏رسد که فقط در چهارچوب وزارت قرار دارند و از قضایای بیرون فقط از طریق گزارش‏‌های «همه چیز خوب است» و «جای نگرانی نیست» و از این قبیل با خبر می‏شوند.

شفاخانه‏‌ها و مراکز صحی و داروخانه‏‌ها تا چه اندازه تحت نظارت قرار دارند؟ آیا داروها برای درمان واقعی به کار می‏روند یا برای فروش؟ آیا خریطه‏‌های دارو باید پُر باشند تا بیمار به خوب بودن و حاذق بودن داکتر باور پیدا کند و با امید بیشتری برای بهبودی به خانه برگردد؟

برای خلاص شدن از شر یک سرماخوردگی ساده چند بار باید به سراغ مطب و شفاخانه رفت؟ آیا در این کشور با جان مردم هم تجارت می‏شود؟ به نظر می‏رسد بر این تجارت که رونقش به مراجعه چند و چندین باره بیمار بستگی دارد نظارتی هم صورت نمی‏‌گیرد. داروهای بی‏کیفیت که داستان دیگری دارند.

اکنون که فصل سرد از راه رسیده است و با خود بیماری‏‌های ساری را نیز آورده، وزارت صحت و دیگر نهادهای مسئول در برابر حوادث ناگوار و غیرمنتظره آمادگی دارند؟ آیا جاهایی که از مراکز صحی دور هستند و یا دسترسی کمتری به این مراکز دارند می‏توانند امسال نگرانی کمتری نسبت به سال گذشته داشته باشند؟ آیا کودکان امسال کمتر از سینه بغل و سرماخوردگی تلف خواهند شد؟ آیا آمار تلفات ناشی از سرمای زمستان در نواحی دوردست و کوهستانی امسال کاهش خواهد یافت؟ وزارت صحت چه حرفی برای گفتن دراین باره دارد؟ این وزارت چه برنامه‏‌ای برای کاهش حوادث مرگبار زمستانی دراثر سرما، نبود دارو وعدم دسترسی به مراکز صحی دارد؟

همه ساله ما شاهد رویدادهای ناگوار در نواحی کوهستانی هستیم، و همه ساله هم توجیهاتی از سوی مقام‏‌های مسئول بیان می‏شوند که می‏توان تصور کرد سال بعد رویدادهای ناگوار اتفاق نمی‏‌افتد، و اگر رخ دهند کم خواهند بود، اما در عمل این گونه نیست وهمین که آب‏ها از آسیاب افتادند و سر و صداهای رسانه‏‌ای خوابید مسئولین پشت کار خود می‏روند و وعده‏‌های داده شده به باد فراموشی سپرده می‏شود، تا این که حادثه دیگری گرد نسیان از خاطره‏‌های مبارک این ویا آن مسئول بردارد، و باز قصه‏‌های مفت دلایل و علت‏‌های هزاران بار گفته به خورد مردم داده شود.

ما چه زمانی به خود خواهیم آمد؟ چه زمانی از این خواب غفلت نفرت‏‌انگیز بی‏‌مسئولیتی برخواهیم خواست؟ آیا باید اجازه داد تا زمستان درکوهستان‏‌های دشوار جان کودکان را بگیرد و آیا امکان ندارد به این نواحی داروهای مورد نیاز در فصل‏‌های گرم رسانده شود تا ما شاهد مرگ کودکی به خاطر کمبود و یا نبود دارویی ساده و دردی قابل درمان نباشیم؟ وزارت صحت برای این پرسش ساده پاسخی دارد؟

0 پیام برای این مطلب ثبت شده