زمینه‌های افزایش ناامنی‌ها

هرچند از چند دهه بدین سوی است که در وطن ما آغاز فصل بهار، به جای شکفتن جوانه‌های زندگی و عطرآگین شدن فضای وطن به شمیم خوش بهاری که زندگی‌بخش و روح‌نواز می‌باشد؛ همواره از آغاز یا تشدید خشونت‌ها و حملات خونبار سخن گفته می‌شود. با تأسف که مردم ما در هرگوشه‌ای از سرزمین خود این تجربه‌ی تلخ و ناگوار را از سرگذرانده اند. حتا در یک دهه‌ی اخیر که ظاهراً جنگ‌های گروهی خاتمه یافته و حاکمیت شوم طالبان نیز ساقط گردیده است، بازهم با رسیدن فصل بهار، به جای رایحه‌های بهاری، بوی خون و مرگ، مشام مردم ما را آزار می‌دهد.

ولی آن چه در روزهای اخیر شاهد آن هستیم افزایش بی‌سابقه‌ی حملات انتحاری در بسیاری از ولایت‌های کشور می‌باشد. این موضوع از جهات گوناگون، مهم و تعیین‌کننده می‌باشد. نهایی شدن روند انتقال مسئولیت‌های امنیتی به دست نیروهای داخلی، در پیش روی بودن انتخابات ریاست‌جمهوری و شوراهای ولایتی و نیز زمزمه‌ی خروج نیروهای خارجی در سال 2014 مواردی به شمار می‌روند که وضع امنیتی را بیش از پیش حساس ساخته است. دقیقاً همین نکته است که مخالفان نظام سیاسی نیز بر آن انگشت نهاده و با استفاده از ضعف و سوء مدیریت حکومت، فشارهای نظامی و سیاسی خود را بیشتر ساخته اند.

هرچند مخالفان مسلح هدف از راه‌اندازی عملیات‌های مسلحانه و انتحاری را سقوط نظام سیاسی اعلام می‌دارند، اما پرواضح است که مسأله‌ی کسب امتیازات سیاسی و به دست آوردن موقف برتر در گفت‌وگوهای آن چه که مذاکره و مصالحه خوانده می‌شود، دور از نظر نخواهد بود. زیرا تاکنون تجربه نشان داده است که ادامه و تشدید عملیات‌های نظامی و انتحاری از سویی، و ضعف و ناکارآمدی حکومت از جانب دیگر سبب گردیده است که مخالفین مسلح از زمینه‌های موجود بیشترین استفاده را برای حفظ موجودیت خویش بنمایند.

اگر بر این زمینه‌ها تلاش حامیان خارجی و منطقه‌ای طالبان را در بهره‌برداری از وضع آشفته‌ی کنونی به نفع خود، و نیز ایجاد سنگ‌اندازی بر سر راه عادی شدن اوضاع و تثبیت امنیت در کشور را اضافه نماییم، کاملاً قابل درک خواهد بود که راه اندازی عملیات‌های بهاری و تشدید آن تا چه اندازه قابل پیش‌بینی می‌باشد.

بر بنیاد گزارش‌های نشرشده در هفته‌ی گذشته بسیاری از نقاط کشور ولایت‌های جنوبی و شرقی، و نیز ولایت‌های شمالی و غربی، درگیر خشونت‌های جدی بوده است. یکی از شدیدترین خشونت‌ها که تاکنون سابقه نداشته حمله‌ی گروهی مهاجمان بر ساختمان اداری ولایت پنجشیر می‌باشد. گفته می‌شود که هرچند تمامی مهاجمان از پای درآمده اند، اما این حمله، خسارات جدی را ایجاد کرده و نگرانی‌های جدی را به وجود آورده است. انجام چنان عملیات انتحاری گروهی در ولایت پنجشیر تاکنون سابقه نداشته است؛ این موضوع نشان می‌دهد که مخالفان مسلح و حامیان بیرونی آن مرحله‌ی تازه‌تری را در زمینه‌ی تشدید عملیات‌های انتحاری گشوده اند.

همانطور که اشاره گردید هرچند تشدید خشونت‌ها و ناامنی‌ها در کشور، با آغاز فصل بهار موضوعی قابل پیش بینی به نظر می‌رسد؛ اما آن چه تشدید عملیات‌های نظامی و انتحاری و گسترده شدن آن را مهم جلوه می‌دهد اینست که افزون بر عوامل و زمینه‌های گذشته، متغییرهای تازه‌تری نیز سبب گردیده اند که خشونت‌ها و ناامنی‌ها شدت یابد. ضعف حکومت در اداره، گسترش فساد اداری، آشفتگی سیاسی، ناکامی در تقویت ارگان‌های نظامی و امنیتی و عدم تعادل در مناسبات جهانی و منطقه‌ای و عدم تشخیص دوستان واقعی و… سبب گردیده است که مخالفان مسلح و حامیان آنان از این موضوع به سود خود بهره جویند. اما عوامل تازه‌تری که کم از کم به صورت فوری سبب افزایش این خشونت‌ها و ناامنی‌ها گردیده اند، یکی تقویت و نزدیکی بیشتر افغانستان و هند و دیگری آمادگی‌ها برای برگزاری انتخابات آینده‌ی ریاست‌جمهوری و شوراهای ولایتی می‌باشد.

هند و پاکستان هر دو از همسایه‌های نزدیک و دیرین افغانستان به شمار می‌روند. از جانب دیگر از هنگام جدایی پاکستان از خاک هندوستان، تنش و رقابت‌میان آن دو تاکنون وجود داشته است. این تنش و رقابت بر تمام مناسبات خارجی و منطقه‌ای آن دو کشور سایه افکنده است. از آن جایی که افغانستان به دلیل همسایگی با این دو کشور ناگزیر از داشتن روابط و مناسبات می‌باشد، کدورت و تیرگی سیاسی بر روابط خارجی افغانستان در این بخش از منطقه نیز خود را نشان داده است.

از آن جایی که اسلام‌آباد طی سال‌های بحران همواره به دست‌اندازی و مهره‌پروری در افغانستان خو گرفته است؛ یا به معنای دیگر پاکستان، افغانستان را دالان خلوت خویش در ورود به آسیای میانه می‌پندارد، از شکل‌گیری یک نظام باثبات و قوی در افغانستان همیشه نگران بوده و بر مسیر آن سنگ‌اندازی و دست‌درازی داشته کرده است. اینک که افغانستان دارای نظام سیاسی گردیده و تلاش دارد که ثبات و امنیت را در همه عرصه‌های داخلی به وجود آورده و مناسبات خارجی خود را به مثابه یک کشور مستقل و دارای حاکمیت احیا سازد، اسلام‌آباد بار دیگر تلاش دارد تا از طریق عوامل خویش، بخصوص طالبان و گروه حقانی، روند اوضاع را دوباره به سال‌های بحرانی برگرداند.

نکته دیگر این‌که نه طالبان و نه حامیان خارجی آنان، بخصوص اسلام‌آباد دوست ندارند که مردم افغانستان طی یک روند منظم و دموکراتیک نسبت به تعیین سرنوشت خود اقدام ورزند. آنان با تمسک به پندارهای خرافی که برای دست‌یابی به اهداف نامشروع خویش به کار گرفته می‌شوند سعی دارند تا با در نظرداشت برخی حساسیت‌ها و نقطه‌های آسیب‌پذیر احتمالی از برگزاری یک انتخابات سالم در کشور جلوگیری به عمل آورند.

بنابراین اگر از یک سوی انجام وقوع رویدادهای خونین بنابه دلایلی که گفته شد چنان غیرمترقبه نمی‌باشد، اما از سوی دیگر این مسأله را می‌طلبد که حکومت در زمینه‌ی نفوذ و دست‌اندازی کشورهای مداخله‌گر و نیز تنگ‌ترساختن حلقه و زمینه‌ی فعالیت مخالفین تلاش جدی و منظمی را دنبال نماید. به معنای دیگر حکومت کم از کم سعی نماید که خود موجب ایجاد بحران یا نگرانی نگردیده و اصول و ساختارهای قانونی و مشروع را به گونه‌ای زیر سوال قرار نداده و در روند کاری آنان وقفه ایجاد ننماید.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده