ساختارهای سالم انتخاباتی، معیار انتخابات آزاد

برگزاری انتخابات پارلمانی در سال آینده یکی از خبرهای خوشی بود که هفتهی گذشته از ارگ ریاست جمهوری مخابره شد و بخشی از نگرانیها را در خصوص ابهامات موجود در این عرصه کاهش داد.

هرچند نفس برگزاری انتخابات در سال آینده با تردید آمیخته است و هنوز روشن نیست که آیا با توجه به وضعیت موجود امنیتی و شرایط نابسامان بودجهای، حکومت خواهد توانست این امر مهم را عملی سازد یا خیر. اما نکتهی مهم و باریکتر از مو در چگونگی برگزاری انتخابات میباشد. زیرا روشن نیست که انتخابات آتی پارلمانی را چه کسانی مدیریت نموده و ساختاری که روی این پروسهی سرنوشتساز و مردمی نظارت خواهد کرد، تا چه اندازه از اعتبار و مشروعیت برخوردار است. زیرا برگزاری انتخابات در نظامهای دموکراتیک به منظور اعتمادزایی و یا هم بازگشت اعتماد از دست رفته به نظام سیاسی است. بسیاری از نظامهای دموکراتیک وقتی به لحاظ مشروعیت دچار بحران میشوند، دست به برگزاری انتخابات زودهنگام زده و از این طریق راه را برای ادامهی مسیر مردمسالاری باز میکنند.

اما این اصل زمانی محقق خواهد شد که ساختار برگزار کننده و دستگاههای نظارتی این پروسه، خود از سلامت و اعتبار لازم برخوردار باشد. چرا که اگر انتخابات آزاد، رقابتی باشد اما ساختار سالم نداشته باشد و نظارت دقیق روی آن صورت نگیرد، دستاورد انتخابات آزاد دود میشود و به هوا میرود. شکی نیست که انتخابات سالم ابعادی دارد و سازوکار و نظارت در آن به شکلی است که آرای ریخته شده در صندوق خوانده میشود. تجربههای پیشین از انتخابات در افغانستان و نبود دستگاههای سالم جهت برگزاری و نظارت دقیق و شفاف از این پروسه ثابت ساخته است که انتخابات در افغانستان نه سالم بوده، نه آزاد و نه هم رقابتی به معنای واقعی آن.

با توجه به این تجربههاست که باید به لزوم اولویت ساختاری انتخابات سالم تأکید کرد و روی آن کارهای موثری انجام داد. به دلیل اینکه انتخابات سالم به سازوکار و ساختار مناسب نیاز دارد و هرگاه چنین سازوکار سالم در میان نباشد، به راحتی آب خوردن با آرای مردم معامله صورت گرفته و شفافیت و سلامت انتخابات از بین خواهد رفت. به همینگونه در چنین فضایی رقابت معنا نخواهد یافت، چرا که زورمندان و زرداران با استفاده از زر و زورشان پیروز شده و اشخاص ضعیف از گردونهی رقابت به شکل ظالمانه و خائنانه خواهند افتاد. هرچند آرای مردمی زیاد و پایگاههی اجتماعی قوی نیز داشته باشند.

آنچه در شرایط فعلی لازم است، ایجاد شفافیت در بسترهای انتخاباتی است. تعیین دقیق حوزههای انتخاباتی، مشخص ساختن میزان دقیق رأی دهندگان و ایجاد شناسههای دقیق جهت شرکت در انتخابات و جلوگیری از تقلب به علاوهی اینکه باید ساختار سالم و شفاف جهت برگزاری انتخابات سالم داشته باشیم، از ملزومات اصلی و مقدمات واقعی این پروسه است. هرگاه این مقدمات فراهم نشده و بخصوص اینکه انتخابات در پرتو مدیریت ساختارهای کنونی یا سازوکارهای مشابه آن برگزار گردد، اولا اعتماد لازم مردمی را جلب نخواهد کرد و پای صندوقهای رأی خالی خواهد ماند و دوم اینکه آرای مردم نیز شمرده نشده و نمایندگان واقعی بر مسند قانونگذاری نخواهند نشست.

تردید نباید کرد که هرگاه حکومت در فراهمسازی مقدمات انتخابات سالم و ایجاد ساختارهای مناسب و سالم جهت برگزاری انتخابات آزاد و رقابتی موفق نشود، میخ محکمی بر تابوت اعتماد خویشتن زده و شکاف موجود میان دولت – ملت عمیقتر از حال خواهد شد. لذا به نظر میرسد برگزاری انتخابات در زیر چتر چنین ساختارهای ناسالم به هیچ وجه مفید و موثر نبوده و عدم آن بهتر از وجود چنین انتخابات خواهد بود.

بی‏گمان اصلاح انتخاباتی و ایجاد ساختار سالم، قدم اول و اساسی است که میتواند برای پی‏ریزی طرح مناسبی باشد تا انتخابات سالم و شفاف به معنای خواندن آرای مردمی را تضمینکند. البته رسیدن به این مرحله کار آسان نیست، زیرا از همین اکنون دستگاههای مافیایی سیاست فعال شده و فراروی اجرایی شدن طرحهای اصلاحاتی سنگ‏اندازی میکنند. ایجاد مانع فراروی توزیع تذکره‏ی الکترونیکی یا تعلل در آغاز کار کمیته‏ی گزینش و کندی روی روند اصلاحات انتخاباتی از مواردی‏اند که دستهای دسیسهگر ضد مردمی را نشان میدهد. اما اگر چنین کاری در عمل محقق شود، دستاورد کلانی در عرصهی انتخابات و اعتمادسازی از سوی حکومت به حساب آمده و ما شاهد برگزاری پروسهای خواهیم بود که تحول اساسی را در راستای اعتمادزایی به ارمغان خواهد آورد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده