سایه‏‌ی جرگه مشورتی در شهر

روز یکشنبه انفجاری مهیب کابل را تکان داد و این تکانه‏‌ای برای تدابیر شدیدتر امنیتی جهت راه‏‌اندازی امن جرگه مشورتی شد. روز یکشنبه ازدحامی در کابل حاکم گشت که بی‏سابقه اگر نبود اما جزو تجربه‏‌های کمنظیر شهروندان کابل از هجوم ترافیک و آشفتگی‏‌ها و بی‏‌نظمی‏‌های شهری بود.

روز دوشنبه شورای وزیران برای حل مشکل ازدحام و کاهش حجم رفت و آمدهای شهری تصمیم به رخصتی درکابل گرفت. رخصتی اعلام شد اما بسیاری از نهادهای خصوصی به کار خود ادامه دادند زیرا یک هفته رخصتی و کار نکردن به راحتی قابل جبران نیست هر چند که نهادهای دولتی از این اعلان خشنود شدند و یک هفته به دوراز گرفتاری‏‌های اداره‏ای به سر بردند.

اما کابل در تب و تاب برگزاری جرگه و رفت وآمد موترهای نظامی و زره و تفتیش‏‌های نفس‏گیر نتوانست روی آرامش را به خود ببیند گرچند خاک کمتری به هوا پراکنده شد.

روز سه‏‌شنبه کابل ازدحام کمی را به خود دید و موترهای مسافربری و تکسی‏‌ها که در ازدحام، گردنه گیر میدان می‏شوند دراین روز درنوبت ماندند. بعضی از آن‏ها که مسافر اتفاقی می‏دیدند و سوار می‏کردند منت گونه از کمبود مسافر شکایت می‏کردند!

در بعضی مسیرهای منتهی به خیمه جرگه مشورتی بس‏‌های دولتی کنترول شده توظیف شدند تا مسافران را به مقصد شان برسانند: کاری که به نظر می‏رسد اگر برنامه‏‌ریزی دقیق‏‌تری صورت بگیرد می‏تواند بخش زیادی از مشکل ازدحام و رفت و آمد شهری را دراوقات دیگر کم کند.

اما چرا چنین برنامه‏‌ای دراوقات عادی و درمسیرهای پررفت و آمد صورت نگرفته ، تا مانع ترافیک و ازدحام درمرکز شهر کابل شود.اگر در مسیرهایی که به مرکز شهر منتهی می‏شوند، بس‏‌های شهری به اندازه کافی به کار گمارده شوند ودر مسیرهای دوم ازموترهای شخصی استفاده گردد تا حد زیادی در رفت و آمد سهولت ایجاد شده و از بی‏‌نظمی و نابسامانی‏‌های شهری نیز کاسته می‏گردد.

وزارت ترانسپورت و هوانوردی بارها وعده داده تا بس‏‌های برقی را با تخنیک و کمک کشور چک راه‏‌اندازی کند اما زمان می‏گذرد و این وعده همچنان درهاله‏‌ای از توجیه‏‌های غیر قابل قبول باقی مانده است و شهر کابل دربرخی از ساعات چنان ترافیک و بیر و بار آدم و موتر را در خود شاهد است که حیرت‏‌آور و حتا تکان‏‌دهنده است.

پولیس سردرگم ترازمردم و مردم حیران ازاین وضع ساعت‏‌های زیادی را در سرک‏‌ها و جاده‏‌ها سپری می‏‌کنند تا به مقصد برسند و اگر موتری پیدا نشد و یا راه بندی‏‌های خسته کننده خاتمه نیافت مردم با پای پیاده مسیرهای طولانی را مجبور به پیمودن می‏شوند و به نظر می‏‌آید این بهترین راه برای غلبه بر راه بندی‏‌های کشنده کابل باشد.

اما اگر دقت بیشتری صورت گیرد با هوای آلوده‏‌ای که کابل دارد و خاک و گردی که همیشه در هوا معلق می‏‌باشد آیا پیاده‏‌روی‏‌های اجباری برای سلامت و صحت مردم خطری به دنبال ندارد؟

پاسخ این پرسش بسیار روشن و واضح است اما به کدام مرجع و یا نهاد مسئولیت این خطر مربوط می‏شود؟ آیا نهادی است که به این موضوع بپردازد؟ شهرداری و سازمان حفظ محیط زیست و وزارت صحت و وزارت ترانسپورت و هوانوردی کدام شان مسئوولانه پاسخ خواهند داد؟ سرک‏‌ها و جاده‏‌های قیرریزی شده هم در این روزها فرقی با سرک‏‌های خاکی و خامه ندارند. از همه جا خاک و دود و گرد و آلودگی به هوا پراکنده می‏گردد.

اگر چه ازبرکت تدویر جرگه مشورتی سرک‏‌ها و جاده‏‌های کابل تا حدی نفس راحتی کشیدند. صدای آرنگ‏‌ها و صدای بریک گرفتن ناگهانی موترها کمتر شنیده شد. اما کابل غرق در خاک‏‌های معلق بود و خرابی سرک‏‌ها بیشتر به چشم آمد و جوی‏‌های انباشته از آب‏ها و کثافات بیشتر خودنمایی کردند.

جرگه‏‌ای که برای به دست آوردن مشورت‏‌های لازم برای یک مساله سیاسی درکابل به اصرار رئیس‏‌جمهور تدویر یافت و مصارف هنگفتی هم به دوش دولت و ملت به جا گذاشت حاشیه‏‌های دردسرساز زیادی برای مردم داشت. پیامدهای اقتصادی آن که جای بحث ندارد.

آیا درکشورهایی که رویداد های بزرگی مانند المپیک برگذار می‏گردد رخصتی‏‌های چندین روزه اعلام می‏گردد؟هرچند برگزاری جرگه در کشور ما با برگزاری یک رویداد بزرگ قابل مقایسه نیست اما کشور ما به کار بیشتر ازهرجای دیگر ضرورت دارد و می‏‌طلبد که ازهر فرصت برای ترمیم و بازسازی و آباد کردن استفاده شود نه این که با هر بهانه‏‌ای رخصتی‏‌های طولانی اعلام شود و کارها برای زمانی طولانی متوقف شوند.

در این ایام سرک‏‌های درحال باز سازی به حال خود رها شدند. کثافات و زباله‏‌ها درسرک‏‌ها با هر وزش باد به هر سو پراکنده شدند. بسیاری از کارهای اداری معطل یک امضا باقی ماندند، اما جرگه باید درامن و امان برگزار می‏شد. جرگه‏‌ای که شاید نتایج چندانی در قبال نداشته باشد ولی مردم کابل در سایه‏‌ی این جرگه روزهای زیادی را در ترس و بیم و نابسامانی به سر بردند.      

0 پیام برای این مطلب ثبت شده