سایه تنش‌های داخلی بر نشست تاشکند

نشست تاشکند به دنبال برگزاری پروسه‎ کابل در حالی در 26 و 27 ماه مارچ راه‌اندازی شد که اوضاع امنیتی و سیاسی افغانستان، بیش‌تر از هر زمان دیگری دچار التهاب و تنش است. انفجارهای مرگبار، جنگ مستمر و تنش‌های داخلی از یک سو و عدم حضور مخالفان مسلح که هدف اصلی این نشست‎ها هستند در تاشکند از جانب دیگر، شک و تردیدها نسبت به دستاوردهای این نشست را افزایش داده است.

این درحالی است که در نشست صلح افغانستان بر روند مسالمت‌آمیز حل معضل افغانستان، همکاری در زمینه امنیت و تعاملات منطقه‌ای تاکید شد. شرکت‌کنندگان نشست تاشکند، امنیت و توسعه پایدار افغانستان را ضامنی برای صلح و ثبات در آسیای مرکزی و جنوبی و امنیت این منطقه را زمینه‌‌ساز ثبات جهانی خواندند.

این یک واقعیت است که حل معضل افغانستان بدون اجماع جهانی و منطقه‌ای میسر نیست. زیرا حضور گروه‌های بین‌المللی تروریستی، خونریزی‌های روزافزون، قاچاق مواد مخدر و… اموری نیستند که در بستر سیاسی و جغرافیایی افغانستان شکل گرفته و خاستگاه داخلی داشته باشند. این مسایل همگی پایگاه و جایگاه بیرونی دارند و بدون نابودی این منابع و خشکاندن ریشه‌های آن در خارج، رسیدن به صلح در افغانستان ممکن نیست.

بعد دیگر این جنگ اما ظرفیت‌های داخلی است. به این معنا که تا زمانی‎که عناصر درگیر جنگ برای صلح حاضر نشده و متقاعد به مذاکره نگردند، تا وقتی‎‌که اندیشه و مفکوره افراطی در کشور وجود داشته باشد، تا زمانی‌که تفرقه، نفاق، تعصب و تشتت از درون نظام سیاسی دامن زده شود، تا وقتی‌که تعریف روشنی از دشمنان و موضع قاطع در برابر آنان وجود نداشته باشد، امکان رسیدن به صلح نیز غیرقابل انتظار است.

وجود این دو خالی‌گاه در سطح داخلی و بین‌المللی باعث گردیده که اوضاع افغانستان در سطوح منطقه‌ای و بین‌المللی به طور گسترده بررسی ‌شود، ولی نتایج و پیامدی را به دنبال نداشته باشد.

به نظر می‌رسد عامل اصلی شکست این گونه نشست‌ها نیز نبود انسجام درونی و سیاست روشن و قاطعانه حکومت در فضای داخلی نسبت به مذاکرات صلح بوده است. به همین دلیل است که مشابه به نشست تاشکند طی سال‌های اخیر بارها برگزار شده، ولی حاصلی را در بر نداشته‌اند. «پروسه کابل»، «نشست مسکو»، گروه بین‌المللی تماس، «پروسه استانبول- قلب آسیا»، گروه تماس «سازمان همکاری شانگهای و افغانستان» و دیگر نشست‌ها از جمله مواردی‌اند که حاصل آن چنین بوده است: «نشستند و گفتند و برخاستند»

بنابراین، به همان اندازه که اجماع منطقه‎ای و بین‎المللی برای حل این بحران نیاز است، انسجام درونی و قاطعیت در سیاست دولت در برابر مخالفان نیز ضروری است تا بتوان به نتایج جامع، قابل قبول موثری دست یافت؛ نتیجه‎ا‌ی که دستاورد آن صلح و ثبات بوده و اوضاع بحران آلود کشور را از شرایط نابسامان کنونی نجات بخشد.

l حسین خاموش

0 پیام برای این مطلب ثبت شده