سایه مرگ در شاهراه کابل – هرات

محمدرضا گلکوهی/ شاهراه‎ها در هر کشوری نبض اصلی توسعه و انکشاف را تشکیل می‎دهد، ولی این مسیر در افغانستان سالیان زیادی است که در کنترول مرگ‌آفرینان قرار دارد و همواره از مردم قربانی می‎گیرد. هفته گذشته بار دیگر با شکسته شدن پُلها این مسیر به روی مردم بسته شد و برای چند روز، زیان‎های هنگفتی متوجه تاجران و مردم شد.

شاهراه‎های کابل- هرات، کابل – تورخم، کابل – شمال و کابل- مرکز هرکدام به نحوی ناامن است و شکاف‎های ناشی از ماین کنارجاده یا اسکلت‎های نیم سوخته‎ نفت‎کش‎ها همگی نشان از نبود امنیت در این شاهرا‎ه‎ها دارد. انفجارهای مکرر در نقطه‎های مختلف این شاهراه‎ با گذشت هر روز بیش‎تر شده و به همان اندازه که شاهراه‎ها را تکه و پاره می‎سازد، امید مردم به رشد و انکشاف را نیز از بین می‏برد.

مردمی‎که در این مسیرها رفت و آمد می‎کنند، رانندگانی‎که به امید یافتن لقمه نانی صبح حرکت می‎کنند تا شامگاه به مقصد برسند یا تاجرانی‎که اموال‌شان را از این شاهراه‎ها عبور می‎دهند، همگی به نحوی تجربه‎ی تلخی را سپری کرده‌اند. سوختن اموال در این مسیرها، یافتن جنازه‎ عزیزان از میان پاره‎های آتش و آهن‎های سوخته و یا حتی ناپدید شدن همیشگی در این شاهراه‎ها از جمله مواردی بوده‌اند که بارها شهروندان این کشور آشوب‌زده را دچار شوک ساخته است.

حضور نهادهایی چون پولیس شاهراه یا همان نظم عامه، ارتش ملی و سایر نهادهای امنیتی نتوانسته است مانع از دسترسی و نفوذ گروه‎های دهشت افگن و دسیسه‎گر در این مسیر شده و همواره خطر حضور و ظهور آنان در نقاط مختلف این شاهراه وجود دارد. از سوی دیگر، عدم سرعت عمل و نبود فشارهای گسترده و سنگین از سوی نهادهای عالی حکومتی روی این گروه‎ها و نبود سیاست منسجم و منظم در راستای برچیدن این گروه‎های خطرناک، باعث جسارت و جرات بیش‎تر این گروه‎ها گردیده و منجر به استفاده‎جویی بیش‎تر آنان شده است.

این درحالی است که افغانستان در پیمودن مسیر توسعه و رشد اقتصادی، به شدت نیازمند تامین امنیت شاهراهها است. زیرا افغانستان که چهار راه ارتباطی آسیای مرکزی آسیای جنوبی، چین و ایران است، تنها با شاهراه‎های امن خواهد توانست این هدف را محقق سازد. هرچند، ایجاد قوانین و مقررات تجارتی و معرفی اقتصاد بازار از فرصت‎های خوب و مطلوب برای تجارت افغانستان محسوب می‎شوند، ولی بستر امن و با ثبات برای این مقررات از الزامات اصلی و اساسی آن است.

تحقق ثبات در شاهراهها اما تنها با تدابیر داخلی به وجود نخواهد آمد، بلکه نیازمند اتحاد منطقه ای است. این فرصت اما در سایه‎ی تنش‎های سیاسی موجود و تنش‎های سیاسی و امنیتی منطقه ای، بخصوص بی اعتمادی بیش از حد میان افغانستان و پاکستان، تاثیرات ناگواری را روی تجارت و ترانزیت و اجرایی شدن آن خواهد گذاشت.

خلاصه اینکه افغانستان همکاران و همراهان خوبی را می‎تواند در میان کشورهای آسیای میانه با خود همگام سازد؛ کشورهایی‎که به طور مضاعف محاط به خشکه‌اند، برای داشتن روابط تجاری نیاز جدی به دسترسی به آب‎های گرم هند، خلیج فارس و خلیج عمان دارند.

اما محدودیتها و نوسانات سیاسی موجود در کشورهای آسیای مرکزی، مسیر بدیل را برای تجارت و ترانزیت افغانستان غیرقابل پیش‎بینی ساخته است. انتقال اموال از کوتاه ترین دهلیز ترانزیتی بین افغانستان و هند در گرو تنش‎های هند و پاکستان قرار گرفت و دولت‎مردان کابل نیز نتوانست به این چالش‎های فایق آیند.

تحقق این اهداف اما زمانی ممکن خواهد شد که افغانستان بتواند در چهارچوب شرایط منطقه‎ای و درک بهتر از شرایط کنونی کشور دست به اعمال این سیاست و اجرای این پروژه‎ها بپردازد. این درک باید معطوف به رویکرد تجارتی و اقتصادی خاص افغانستان در منطقه‎ای باشد که محاط به خشکه بوده و اما موقعیت ترانزیتی مناسبی را دارا است. رسیدن به تمام این خواسته ها اما در بستر با ثبات مهیاست. لذا تا زمانی‎که محیط شاهراه‎ها در بند مافیاهای اقتصادی داخلی و گروه‎های مسلح اجیر بوده و گروگان آنها و باداران شان باشد، تحقق رویای چهارراه ترانزیتی به هیچ وجه محقق نخواهد شد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده