سایه وام‌های کلان بین‌المللی‌بر پاکستان

بسیاری از کارشناسان حوزه‏‌ی اقتصاد بین‌الملل بر این اعتقادند که اعطای وام‌های کلان از سوی نهادهای مالی بزرگ دنیا به پاکستان در واقع آغاز راه استعمار اقتصادی این کشور خواهد بود.

پاکستان ششمین کشور پرجمعیت دنیاست بنابراین با توجه به نیروی کار و نیز منابع طبیعی گسترده خود به ‌طور بالقوه از زمینه‏ی رشد اقتصادی بالایی برخوردار است. پاکستان کشوری است که اقتصاد آن بر پایه‏ی محصولات کشاورزی استوار می‌باشد. پیش از اینکه پاکستان از هند جدا شود بیشتر مواد غذایی مورد نیاز مردم هند از طریق محصولات کشاورزی این سرزمین تأمین می‌شد.

با اینکه سیل، خسارت‌های زیادی به کشاورزان وارد کرد اما باز هم این کشور توانست مازاد بر نیاز داخلی برنج و گندم تولید کند. همچنین به‌رغم اینکه بر اثر وقوع سیلاب‌های مکرر قیمت پنبه و پارچه در پاکستان افزایش یافت با این وجود محصولات نساجی این کشور بخش مهمی از صادرات آن را تشکیل می‌دهد. پاکستان همچنین دارای ذخایر بزرگ ذغال سنگ، مس، نقره و طلاست اما آن طور که باید برای استخراج این منابع معدنی تلاش نشده است.

در حال حاضر، حجم صادرات پاکستان بالغ بر 15 میلیارد دالر و واردات این کشور بالغ بر 25 میلیارد دالر می‌باشد که این نشان از پیشی گرفتن میزان واردات بر صادرات است. این در حالی است که روانه شدن سیل گسترده‏‌ی کالاهای اروپایی و امریکایی به بازارهای پاکستان و نیز دریافت وام‌های کلان بین‌المللی اقتصاد این کشور را با چالش زیادی روبرو کرده است.

یوسف حسین کارشناس مسائل اقتصادی پاکستان در گزارشی که در روزنامه‏‌ی جنگ منتشر شده است به تحلیل این موضع پرداخته و می‌نویسد:«پاکستان به بازارهای اروپا و امریکا دسترسی ندارد این در حالی است که امریکا و کشورهای اروپایی به راحتی پاکستان و سایر کشورها را تبدیل به یک بازار خوب برای محصولات خود کرده‌اند. این در حالی است که هند کشور همسایه‏‌ی پاکستان از زمان جواهرلعل نهرو اجازه نمی‌دهد محصولاتی که در این کشور تولید می‌شود از خارج وارد شود.

هند از گرفتن وام‌های بین‌المللی و کمک‌های بلاعوض برخی کشورها نیز خودداری می‌کند که همین امر باعث شده مجبور نشود به کشورهای خارجی باج بدهد. پس از استقلال پاکستان، محمدعلی جناح رهبر این کشور از امریکا کمک خواست که در پی آن، کمک‌های واشنگتن نیز به سمت این کشور سرازیر شد اما امریکایی‌ها در قبال این کمک‌ها از اسلام‌آباد خواستند در مسائل منطقه‌ای تابع سیاست‌های واشنگتن باشد. بنابراین اگرچه پاکستان از استعمار انگلیس رهایی یافت اما به دام امریکایی‌ها افتاد.پاکستان بعد از جدایی از هند تحت سلطه انگلیس و امریکا بود. امریکا برای کسب منافع خود به صورت مقطعی از پاکستان استفاده می‌کند و پس از مدتی این کشور را با مشکلاتش تنها می‌گذارد.

پاکستان اگر چه به پشتوانه‏‌ی امریکا موفق به دریافت وام از صندوق بین‌المللی پول می‌شود اما مجبور است در قبال دریافت آن از کشورهایی که در تهیه وام مشارکت داشتند اجناس و کالاهای گوناگون وارد کند. جالب اینجاست که کشورهای مورد نظر هر جنسی را با شرایط خود به پاکستان وارد می‌کنند به عبارتی در قبال وامی که به پاکستان داده می‌شود بازار این کشور در اختیار برخی کشورها قرار می‌گیرد.

کشورهای تأمین‏‌کننده‏‌ی وام از یک سو از طریق صادرات به پاکستان سود می‌برند و از سوی دیگر هنگام بازپرداخت این وام‌ها سود سرشاری نصیب آنان می‌شود. گذشته از این، نظارت بر استفاده درست از وام‌های بین‌المللی نیز به عهده بازرسان همین کشورها است.واردات اجناس خارجی صنعت داخلی را دچار ورشکستگی کرده است که این موضوع باعث ضعف اقتصادی، افزایش بیکاری و ضعف سیاسی پاکستان می‌شود. واردات بی‌رویه تضاد طبقاتی را به وجود می‌آورد زیرا عده‌ای ثروتمند از این واردات سود می‌برند اما هیچ سودی نصیب مردم عادی نمی‌شود: بنابراین ثروتمند هر روز ثروتمندتر و فقیر هر روز فقیرتر می‌شود. درآمد سالیانه پاکستان 1/5 تیلیارد روپیه است که اگر 57 درصد مالیات‌ها به‏‌ویژه گمرک اجناس وارداتی پرداخت شود این مبلغ به 2/5 تیلیارد روپیه افزایش پیدا کرده و تا حدی می‌توان وام‌های بین‌المللی را پرداخت کرد.

اما در حال حاضر، درآمد پاکستان 38 میلیارد روپیه کمتر از مبلغی است که باید به عنوان بازپرداخت وام‌های بین‌المللی پرداخت کند. از سال 2007 تا کنون پاکستان نتوانسته وام‌های خود را بازپرداخت نماید و بدین‌ترتیب مبلغ بدهی‌های این کشور از 4/7 تیلیارد روپیه به 11 تیلیارد روپیه افزایش پیدا کرده است.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده