سخنی درباب «واحد نگارش زبان دری و پشتو

هفته گذشته تفاهمنامه‌ای میان وزارت اطلاعات و فرهنگ و آکادمی‌ علوم امضا شد. در این تفاهمنامه تاکید شده که پس از این، دو نهاد در برگزاری سیمینارهای علمی ‌و تحقیقی، آماده‌سازی دایرة المعارف آریانا به زبان‌های فارسی و پشتو، تهیه و ترتیب فرهنگ‌های پشتو به پشتو و فارسی به فارسی، چاپ و نشر کتاب، سهم‌گیری آکادمی ‌علوم در نامگذاری جاده‌ها، ترجمه اصطلاحات علمی ‌و تخصصی، ایجاد هماهنگی میان موزیم ملی و اتنوگرافی، عضویت نماینده آکادمی ‌علوم در نمایشگاه‌های آثار باستانی و مبارزه همه‌جانبه دو نهاد در برابر تهاجم فرهنگی و موارد دیگر همکاری‌های لازم را باهم داشته باشند.

وزیر اطلاعات و فرهنگ گفته که زبان‌های ملی کشور مورد تهاجم زبان‌های خارجی قرار گرفته و این نهاد در همکاری با آکادمی ‌علوم تلاش می‌کند تا مانع نفوذ زبان‌های خارجی شود.

ثریا پوپل، رئیس آکادمی ‌علوم نیز گفته:« آکادمی‌علوم افغانستان پلان دارد که بالای شیوه واحد نگارش زبان دری و پشتو کار بکند، دور دوم دایرة المعارف آریانا تکمیل است تلاش این است تا در بخش آنلاین ساختن این کتاب‌ها کار بکنیم

اکنون پرسش این است که با امضای این تفاهمنامه دو نهاد با چه مکانیزمی ‌می‌توانند زبان معیار را گزینش کنند، اینکه زبان معیار چیست و چطور می‌شود، آنچه را که وزیر اطلاعات و فرهنگ مجموعه‌‌ای از نشانه ها برای برقرار ارتباطات گفته ارزش‌گذاری کرد.

پرسش دیگر این است که زبان معیار را کی تعیین می‌کند، معیار برای انتخاب زبان معیار چیست؟ وزیر اطلاعات و فرهنگ از غنی‌سازی زبان‌های ملی سخن گفته و در ضمن از تهاجم فرهنگی نگرانی کرده است. پرسش این است که چطور می‌شود زبان را غنی ساخت و با چه امکاناتی می‌توان از تهاجم فرهنگی جلوگیری کرد؟ واضح است که پیش از هرچیزی جناب وزیر و رئیس آکادمی ‌علوم باید تهاجم فرهنگی را تعریف کنند. تهاجم فرهنگی چیست و چگونه فرهنگ‌های بومی‌ را مورد تاخت و تاز قرار می‌دهد؟

وزارت فرهنگ و آکادمی‌علوم با اطمنان از تهیه و ترتیب فرهنگ لغت یا قاموس زبان پشتو و دری سخن گفته و این که در واژه‌گزینی و تشخیص واژه‌های اصیل از واژه‌های غیراصلی کاربران زبان را کمک میکند، همچنین این دو نهاد از پیشنهاد « واحد نگارش» سخن گفته و رئیس آکادمی‌ علوم گفته :« پلان دارد که بالای واحد نگارش زبان دری و پشتو کار بکند.» این واحد نگارش را چه کسی تعریف میکند، چند زبان‌شناس و متخصص واژه‌گزینی در آکادمی ‌علوم داریم تا این خلاءها را شناسایی کنند، جای دور نمیرویم در بیانات شخص رئیس‌ آکادمی ‌علوم مساله واضح است که چقدر این نهاد ظرفیت دارد تا روی زبان‌ها کارکند.

انتظار می‌رود که پیش از هر اقدامی ‌آکادمی ‌علوم تعریف‌های مشخص و مکانیزم علمی‌ را برای واژه‌گزینی و معیاری‌سازی به مردم ارایه کند تا مردم بدانند که ‌این نهاد آکادمیک چه کارهایی را می‌خواهند در جهت ویرایش و پیرایش زبان فارسی و پشتو انجام دهد، چند نفر باسواد در این نهاد حضور دارند که متخصص لهجه‌شناسی و گویش‌های بومی‌اند؟

درست است؛ تامین ارتباط و گفت‌وگو یکی از کارکردهای زبان است، به بیانی وسیله‌ افهام و تفهیم، اما انتخاب زبان معیار ویژگی‌های خودش را دارد، این وظیفه زبان‌شناسان است که بگویند زبان معیار، زبان آموزش است، زبان نوشتن و خواندن است یا زبان گویش‌ها و لهجه‌ها؟

این زبان‌شناس است که می‌تواند زبان را از نظر علمی ‌مطالعه کند، ریشه‌ها و اصالت واژه‌ها را نظر به جغرافیا، تاریخ و فرهنگ گویندگان بررسی و زبان علمی، زبان ادبی، زبان هنری و زبان عام را به درستی تبیین کند.

در بحث تهاجم فرهنگی و کاربرد واژه خارجی در زبان نیز این پرسش‌ها مطرح می‌گردد، چطور می‌توان واژه‌های بدیل برای اصطلاحات خارجی پیدا کرد، درصورت گزینش واژه‌های بدیل برای اصطلاح خارجی، آیا واژه گزینش شده می‌تواند قناعت مردم را حاصل کند، به ‌این بیان که‌ این اصطلاح باید بتواند مفهوم و معنای واژه خارجی را به زبان اصلی انتقال دهد و درضمن گویندگان زبان آن را بپذیرند.

معمولن در کشورهای پیشرفته نهادهای علمی‌ و آکادمیک به مطالعه علمی ‌زبان می‌پردازند، حساسیت‌ها و میزان پذیرش مردم را در معادل‌سازی و واژه‌سازی از نظر علمی ‌و جغرافیایی در نظر می‌گیرند.

در انتخاب زبان معیار، بی‌نشانی زبان را نیز در نظر می‌گیرند به‌ این معنا که زبان مختص به تبار و طایفه‌ی خاص نباشد.

تراسک در تعریف اصطلاح زبان معیار این نکته را یادآوری میکند که زبان معیار به هیچ یک از گونه‌های متفاوت اجتماعی، جغرافیایی و جزو آن ربط ندارد و هیچ یک از خصوصیات این گونه‌ها در آن ظاهر نمیشود. در واقع وجود هر نوع ویژگی یا خصلتی که بیانگر عامیانه بودن، تعلق به قومیت‌ها و زبان‌های محلی باشد، زبان را از حالت معیاری دور می‌سازد. ( 290p. 1999 Trask)

در تعریف‌های دیگری که از زبان معیار توسط ترادگیل ارایه می‌شود، تصریح شده که زبان معیار آنگونه‌ زبانی است که در مطبوعات به کار می‌رود و در مدارس تدریس می‌گردد و علاوه بر این، زبان گونه‌ای است که افراد تحصیل کرده بدان تکلم میکنند و در پخش اخبار و سایر موقعیت‌های مشابه به کار می‌رود (ترادگيل ١٣٧٦ ص٢٢).

ضمن این ویژگی‌ها، بسیاری از زبان‌شناسان درباره زبان معیار نظرشان این است که زبان معیار مفهوم است نسبی و زبان معیار مطلق وجود ندارد و نمی‌توان بین زبان و معیار و غیرمعیار خط فاصلی کشید و گفت این معیار است و این معیار نیست. چنانچه که نمی‌توانیم در انتخاب زبان معیار به زبان نوشتار بسنده کنیم بل زبان گفتار و نحوه‌ی تلفظ گفتاری نیز مهم است.

مشکل دیگر در تعریف زبان معیار ناهمگون بودن زبان است، زبان‌ها به طور معمول پدیده‌های یک دست و یک پارچه نیستند، اصولا نمی‌توان زبانی را یافت که دارای تنوع و ناهمگونی درونی نباشد. از دیدگاه سوسور، زبان نظام اجتماعی است که از عناصر و روابط خاص در زیربنای گفته‌ها تشکیل شده است. بنابر این زبان معیار مفهوم انتزاعی است، گفتار و نوشتار ما میتواند این مفهوم را مصداق عینی ببخشد.

با این وصف با برشماری ویژگی‌های زبان معیار و پیچیدگی‌های درونی نظام اجتماعی زبان، دشوار است که انتظار داشته باشیم نهادهای چون آکادمی ‌علوم بتواند از پس چنین کاری علمی برآید.

نهادی که نام و نشان و امکانات عالی دارد ولی به نظر می‌رسد که نیروی انسانی متخصص و زبان‌شناس در این عرصه ندارد و آنچه را که در حوزه‌ی زبان ممکن است ارایه دهد، به جای رفع مشکل، خود مشکل ساز شود.

از سوی دیگر، هر زبانی گویندگان خاص خود را دارد و گویندگان با زبانی که سخن می‌کنند عادت کرده‌اند؛ تغییر عادت زبانی دشوار است، بسیاری از اصطلاحات در جامعه پذیرفته شده و آن وقت شما بیایید که چنین واژگانی استفاده نشود، بعد می‌بینید که به جای تغییر عادت زبانی مقاومت ایجاد می‌گردد. مثل همین مصطلاحات ملی که امروز عده‌ای در برابر زبان فارسی تحت نام دفاع از ترمینولوژی ملی می‌خواهند واژگان اصیل زبان را حذف کنند و یا برچسب خارجی بزنند. از سوی بسیاری از واژگان ترکی، مغولی، عربی و انگلیسی در زبان پشتو و فارسی جا افتاده است و گویندگان با آن مشکلی ندارد اگر قرار باشد این واژگان قرضی و وامی ‌را از دایره لغات زبان‌های ملی حذف شود، خود ذخیره واژگانی زبان را آسیب می‌زند.

ویرایش و پیرایش زبان‌ها کاری است دشوار، و نیازمند کار علمی ‌و تخصصی زبان‌شناسان است تا به طور علمی‌و حساب شده به مطالعه زبان ها بپردازند و بعد تصمیم‌های لازم را درباره‌ی برخورد با زبان‌ها انجام دهند.

به باور زبان‌شناسان، معیاری‌سازی زبان روندی است که در آن یک گونه زبانی معین به گونه معیار تبدیل می‌شود و ویژگی‌های تلفظی و املایی و دستوری آن، به عنوان هنجار برتر نسبت به سایر گونه‌های اجتماعی و محلی، قبول عام و گستره پیدا می‌کند.

به هر حال، امضای این تفاهمنامه در نفس خود گامی‌است ارزشمند؛ ولی مشکل بنیادی در اجرایی شدن این پروژه‌های کلان است. تنها کسانی می‌توانند از پس آن برایند که سواد و کفایت علمی ‌در رشته زبان‌شناسی داشته باشند، در غیر آن معلوم نیست چه چیزی از زبان‌های ملی ساخته می‌شود و به عنوان راه حل زبان به خورد مردم داده می‌شود. ضمن اینکه افراد مسئول عصبیت تباری و زبانی نداشته باشند و تنها و تنها نگاه علمی ‌و فرهنگی به قضایا داشته باشد. به نظر می‌رسد که افراد تحصیل‌کرده با چنین ویژگی‌هایی در افغانستان نایاب و یا کمیاب اند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده