سرمایه‌های فکری و مدیریت منابع انسانی (بخش اول)

انسان دارای دو نیرو است. نیروی فزیکی و نیروی فکری. در نیروی فزیکی با حیوانات شریک؛ اما نیروی فکری سبب تمایز انسان از حیوان و عامل ترقی و سربلندی بشر است. در دنیای امروزی، نفوس زیاد یا زور و بازو دیگر نماد قدرت نیست؛ بلکه میزان سواد افراد، سطح تحصیلات جامعه، تنوع تخصص‌ها و تعدد اشخاص مسلکی و ورزیده در عرصه‌های مختلف، تعیین کننده قدرت و تضمین کننده صلابت یک کشور است. به همین خاطر اکثر کشورها در قسمت آموزش و پرورش نفوس تلاش می‌کنند؛ نه در حصه زایش و افزایش آن؛ زیرا دریافته‌‌اند که مفیدیت نفوس اندک؛ اما باسواد بهتر از نفوس زیاد؛ اما گرسنه و بیسواد است.

در جهان عصر حاضر، نیروی انسانی جایگاه خاص و ویژه‌ای را به‌خود اختصاص داده است. آنچه روند توسعه، پیشرفت و انکشاف را تعیین می‌کند نه سرمایه، نه منابع مادی و تجهیزات؛ بلکه نیروی انسانی کارآمد و سالم است. نیروهای انسانی ثروت واقعی یک ملت را تشکیل می‌دهند. لذا در راستای توسعه باید به انسان و تربیت و پرورش او به‌صورت خاص توجه نمود. استراتژی منابع بشری در کشورهای توسعه یافته همواره بر سایر استراتژی ‌های انکشافی مقدم بوده است. مثلا %81 از منابع ملی جاپان را منابع بشری‌شان تشکیل می‌دهد و فیصدی باقی‌مانده شامل منابع طبیعی و فزیکی می‌شود. نکته قابل توجه اینکه در منابع مادی و فزیکی محدودیت وجود دارد؛ ولی منابع انسانی به‌عنوان مهم‌ترین منبع، مدت زیادی می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.

فیلسوف مشهور، کنفسیوس می‌گوید: اگر برای یک‌سال برنامه‌ریزی می‌کنید گندم بکارید. اگر برای ده سال آینده برنامه‌ریزی می‌کنید، درخت میوه بکارید. و اگر برای صد سال آینده برنامه‌ریزی می‌کنید، انسانها را تربیت کنید. در همه کشورهای جهان آموزش و تربیت نیروی انسانی به‌عنوان مهم‌ترین استراتژی توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی تلقی می‌شود. %60 منابع بشری جاپان به‌عنوان یکی از کشورهای توسعه یافته به شکل مداوم در حال آموزش هستند. آموزش و پرورش نیروی انسانی مهم‌ترین ابزار برای رسیدن به توسعه پایدار است. منبع اصلی نو فکر کردن، تازه اندیشیدن و خلاق بودن به سیستم آموزشی و پژوهشی جوامع بستگی دارد.

اگرچه مفهوم سرمایه انسانی ریشه در ادبیات اقتصادی دارد؛ اما در حقیقت ویژگی‌های کیفی افراد، سرمایه آنها محسوب می‌شود. سرمایه انسانی نه سرمایه فزیکی و نه سرمایه‌ مالی است؛ بلکه سرمایه انسانی به عنوان دانش، مهارت، خلاقیت و سلامت فرد تعریف شده است.

یکی از علمای رشته مدیریت بنام بِکِر به این موضوع اشاره می‌کند که سرمایه انسانی، سرمایه فزیکی و سرمایه ‌مالی همه به نحوی از اشکال سرمایه محسوب می‌شوند؛ اما تفاوت آنها از اینجا ناشی می‌شود که یک فرد را نمی‌توان از مهارت، سلامت و ارزش‌هایش جدا کرد؛ در حالی‌که این امکان در مورد دارایی‌ها و اموال فرد وجود دارد. این بدان معناست که پایدارترین و تجدیدپذیرترین سرمایه همان سرمایه انسانی است. تا جایی که خداوند هم در قرآن مجید فرموده است: « ای مردم ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم سپس گروه گروه و قبیله قبیله قرار دادیم تا یکدیگر را بهتر بشناسید، همانا شایسته‌ترین شما در نزد خداوند پرهیزگارترین شماست». در ممالک پیشرفته این تفاوتها به خوبی شناسایی شده و از توانایی‌ها و شایستگی‌های افراد به وجه احسن جهت ترقی کشورشان استفاده می‌کنند؛ اما در افغانستان یک کتله کودن است که این تفاوتها را بهانه‌ای برای تبعیض، تعصب، توهین، تحقیر و تهدید اقوام، ملیتها و مذاهب دیگر قرار می‌دهند. نه تنها شایستگی و استعداد؛ بلکه جان انسان‌ها در این کشور بی‌ارزش شده است.

  • محمدواثق حسینی

0 پیام برای این مطلب ثبت شده