سرمایه‌های فکری و مدیریت منابع انسانی

2)  سرمایه انسانی و سرمایه ارتباطی، قابلیت تبدیل شدن به مالکیت شخصی ندارند، بلکه باید بین کارکنان و مشتریان و تامین‌کنندگان مشترک باشند. بنابراین، رشد این نوع از دارایی‌ها نیاز به مراقبت و توجه جدی دارد.

اجزای تشکیل دهنده سرمایه فکری:

در چند سال اخیر، یک توافق نسبی درباره تقسیمبندی اجزای سرمایه فکری شرکت به وجود آمده است. طبق این مطالعات و تعاریف، سرمایه فکری شامل : 1- سرمایه ارتباطی (سرمایه مشتری) 2- سرمایه انسانی 3- سرمایه ساختاری (سازمانی) است.

۱- سرمایه ارتباطی (سرمایه مشتری)

موضوع اصلی سرمایه ارتباطی، دانش موجود در کانال‌های بازاریابی و روابط با مشتریان است وعامل تعیین کننده اصلی در تبدیل سرمایه فکری به ارزش بازاری و در نتیجه، عملکرد کسب وکار سازمان است مضمون اصلی سرمایه مشتری، دانش به کار گرفته شده در کانال‌های بازاریابی سازمان و روابط با مشتری در حین انجام کسب و کار است.

2-  سرمایه انسانی

سرمایه انسانی یک سازمان شامل مهارت‌ها، تخصص، توانایی حل مساله وسبک‌های رهبری می‌شود.

سرمایه انسانی به عنوان مبنای سرمایه فکری منتج به بهبود عملکرد و ایجاد سود برای شرکت می‌شود. به گونه ساده، سرمایه انسانی بیانگر موجودی دانش هریک از کارکنان سازمان است.

3- سرمایه ساختاری (سازمانی)

سرمایه ساختاری شامل همه ذخایرغیرانسانی دانش در سازمان می‌شود که دربرگیرنده پایگاه‌های داده، نمودارهای سازمانی، دستورالعمل‌های اجرایی فرآیندها، استراتژی‌ها، برنامه‌های اجرایی و به طور کلی هر آنچه که ارزش آن برای سازمان بالاتر از ارزش مادی‌اش باشد، است.

سرمایه ساختاری عبارت است از کلیه موجودی دانش غیر انسانی در سازمان که در برگیرنده پایگاه داده‌ها، نمودارهای سازمانی، استراتژی‌ها، روال‌ها و هر چیزی است که ارزش آن برای شرکت بیشتر از ارزش مادی آن است.

اگر یک سازمان دارای نظام‌ها و رویه‌های کاری ضعیفی باشد، سرمایه فکری کلی به حداکثر توانایی بالقوه‌اش دست نخواهد یافت. در حالی که، سازمان‌هایی با سرمایه ساختاری قوی دارای یک فرهنگ حمایتی خواهند شد که به افراد امکان می‌دهند تا دست به کارهای جدیدی بزنند، با شکست روبه‌رو‌ شوند و یاد بگیرند. همچنین، سرمایه ساختاری می‌تواند به کارکنان در پشتیبانی برای تحقق عملکرد فکری بهینه و همچنین عملکرد کسب وکار سازمان کمک کند. سرمایه ساختاری تابعی از سرمایه انسانی نیز است. بنابراین، سرمایه ساختاری و سرمایه انسانی در تعامل بایکدیگر به سازمان‌ها کمک می‌کنند که به طور هماهنگ سرمایه مشتریان را شکل و توسعه داده و به کارگیرند.

سنجش و اندازه‌گیری سرمایه‌های فکری

سازمان‌ها به چهار دلیل ممکن است سرمایه‌های فکری خود را مورد سنجش قرار دهند که عبارتند از: 1- بهبود مدیریت داخلی 2- بهبود گزارش‌دهی به خارج سازمان3- مبادلات این سرمایه 4- دلایل قانونی بهبود.

  • محمد واثق حسینی/ بخش ششم

0 پیام برای این مطلب ثبت شده