سرنوشت ­مان را ارزان نفروشیم

نصیر احمد آرین/ از قدیم­ها ضرب­المثلی زبان­زد خاص و عام است که می­گویند: «خودکرده را نه درد است و نه درمان»،‌اما من به این ضرب‌المثل باور ندارم،‌زیرا خودکرده را درد است،‌ولی درمان ندارد. آنی که به خود درد می­رساند،‌نمی­داند،‌وقتی متوجه می­شود که این درد دیگر قابل درمان نیست،‌به این دلیل خودکرده را درد است و درمان نه. رای مساوی­ست با سرنوشت ملت،  هرچند شفافیت در انتخابات محلی از اعراب تقلب داشته باشد. با رای خود،‌فقط برای سرنوشت خود تصمیم نمی­گیریم،‌بلکه شریک تشکل نظام سرنوشتی ملت و مجموع آدم­های کشورمان می­شویم. رای،‌حق هر انسان واجد شرایط است و حق،‌نام خداست،‌همانگونه­ای که در برابر نام خدا با حساسیت عمل می‌کنیم در خصوص استعمال رای نیز باید با حساسیت برخورد کرد. رای دادن نه،‌رای دادنِ آگاهانه و در چارچوب درک مسوولیت­های فردی و اجتماعی و شناخت حقوق خویشتن و دیگران،‌از ممکنات و واجبات وجدانی آدم­هاست. خداوند صاحب اختیار است و نماینده­ی تام­الاختیار او در روی زمین نیز در تعیین سرنوشت خود مختار است،‌هر انسان صاحب­اختیاری بایستی از حق حقّۀ خود با هشیاری تمام و دقت کامل استفاده نماید.

ملت زمانی به رفاه و آسایش دست می­یابد که حقوق خود و دیگران را در روشنی درک مسوولیت­های فردی و اجتماعی خود بشناسد. جوامع بشری یا مدرن‌اند،‌یا غیر مردن و یا هم پله­مدرن. جامعه­ مدرن،‌تکلیفش معلوم است،‌حق خود و دیگران را شناخته است و برای احقاق حقوق و به کرسی نشاندن حق روش­شناسی تیوریک و پراگماتیک نیز طرح کرده است. این جوامع،‌حساب­شده،‌سنجیده و فرمالیته زندگی می­کنند و در امر سیاست نیز منابع علیای کشوری خودشان را با تفویض حق هر فرد محترم می­شمارند. جامعه­ غیر مدرن و به اصطلاح جهان­سومی،‌جوامعی را می­گویند که قلدرها و شارلاتان‌ها،‌نیش­ها‌شان تا مغز استخوان ملت فرورفته است و ملت هم با بادبزن شکرانگی عرق­های خون­خوارگی آن‌ها را خشک می­کند. قلدرها و آن‌هایی که میزان زور و زر شان با پهنا و درازای ستم و اهلیت­گریزی شان سنجیده می­شود،‌ظل‌‌الله‌اند و فره­ ایزدی دارند و بر این اساس همیشه باید بر گرده­های آدم­ها سوار باشند و از مغز و پوست و استخوان ملت تغذیه شوند. این قلدرها و شارلاتان‌ها از مادر این گونه زاده نشده بودند،‌ملت ناآگاه و خواب برده آن‌ها را به چنین موجوداتی تبدیل کرده است،‌ملت از حق خود استفاده آگاهانه،‌وجدانی و درست نکرده است،‌ملت برای این­ها رای داده است،‌ملت با سرنوشت اولاد خود بازی کرده است. جامعه­ی پله­مدرن،‌جامعه­ای است که هنوز هم قطعیت و تام­نگری جوامع غیر مدرن در آن وجود دارد،‌در چنین جامعه­ای تعدادی از افراد ملت حق خود و دیگران را می­شناسند،‌اما برای برخی مصلحت­هایی که از سراب سودجویی­های شخصی یا تیمی آب می­خورد، حقایق را کتمان می­کند. ما برای رسیدن به آرمآن‌های یک ملت مدرن و رسیدن به آمال و ارزوهایی که حق یک انسان امروزی است،‌مسوول و مکلف هستیم تا از حق مان آگاه بشویم و برای به کرسی نشاندن حق در پی چاره­جویی باشیم، رای‌مان را که حق مسلم ماست،‌برمبنای شناخت حقوق آحاد ملت و قضاوت وجدان خود مان بکار ببریم.

یکی از راه­های مهم و اساسی­ای که می­تواند،‌توسن توحش و بربریت را در کشور رام نماید و بنیاد تفکر مطلق­گرایی و تعصب مردم­خوار را به لرزه در بیارد،‌بازیافتن شعور حق استفاده از رای است. اگر ملت بتواند،‌از این حق خود مسوولانه استفاده کند و در تعیین سرونوشت خود سهیم شود،  راه زیادی را برای نهادینه شدن اصل دموکراسی و نزدیک شدن به آرمان‌های زندگی مدرن و امن طی کرده است. رای ما بی ارزش نیست و نمی­توان برای آن قیمت تعیین کرد،‌رای ما به قیمت سرنوشت چند ملیون انسان ساکن در کشور است،‌بنابراین این حق بزرگ را نباید ارزان فروخت.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده