سرنوشت انتخابات در فضای آشفته‎

محمد قره غی/ انتخابات پارلمانی یا مجلس نمایندگان که پس از چندسال تاخیر و مدت‎ها کشمکش‎های سیاسی، قرار است در بیست و هشتم ماه میزان سال جاری برگزار گردد، با شائبه‎های جدی و اماواگرهای زیادی مواجه است.

 اولین مساله در این خصوص، اصل شمولیت انتخابات است. زیرا فراگیری در انتخابات یک اصل اساسی است که بدون آن جوهره عدالت زیر سوال رفته و ماهیت این پدیده‎ دموکراتیک زیر سوال خواهد رفت. پرسش این است که در وضعیت آشفته‎ امنیتی کنونی، چه تضمینی برای برگزاری انتخابات فراگیر و همه شمول وجود دارد و چگونه حکومت قادر به برگزاری انتخابات در نقاطی خواهد شد که به صورت صددرصدی در کنترل و تسلط گروه‎های مخالف دولت قرار دارد؟ حتی تهدیدهای امنیتی به حدی است که مراکز شهرهای بزرگ کشور نیز در معرض هرگونه حمله و هجمه قرار دارد و این مساله، انگیزه و اشتیاق همگانی را برای شرکت در این پروسه به شدت کاهش داده است.

موضوع دوم اما شفافیت انتخابات است. بدون شک، وقتی فراگیری در انتخابات وجود نداشته باشد و حکومت نتواند از این روند به خوبی حراست و پاسداری کند، شفافیت در آن معنا نخواهد داشت. از سوی دیگر، بسیاری از احزاب سیاسی از دخالت‎های بی‌رویه حکومت سخن گفته و مدعی هستند که سران حکومتی و برخی عناصر زورمند دولتی به شدت این پروسه را مورد دستبرد قرار داده و قصد دارند به جای نمایندگان انتخابی یک مجلس کاملا انتصابی تشکیل دهند. هدف از این کار نیز آن است تا مجلس و نمایندگان مردمی در سالیان آتی موی دماغ قوه مجریه نشده و مانع اجرای طرح‎های خودسرانه‎ آن نگردند. اگر حکومت نتواند پاسخ خوبی به این پرسش بدهد و پرد‎ه‎ ابهام موجود را برندارد، بدیهی است که مشروعیت انتخابات و نظام سیاسی کشور را زیر خواهد برد.

در چنین فضای آشفته‌ای، آنچه مسلم است اینکه اعتماد مردم روی این روند بیش از پیش کاهش یافته و میزان مشارکت آنان کم خواهد شد؛ هرگاه مشارکت سیاسی به درستی مدیریت و کنترل نگردد، ما شاهد آفت‎های بزرگی خواهیم بود. زیرا یکی از حوزه‌هایی که به نظر می‌رسد سرمایه اجتماعی بر آن تاثیر دارد، مشارکت سیاسی و به‌ویژه مشارکت در انتخابات است که می‌تواند ازطریق تقویت و گسترش علاقه‌مندی افراد به مسایل سیاسی، باعث بهبود فعالیت‌های سیاسی آنان شود. حقیقت این است که از یک طرف اعتماد اجتماعی و هنجارهای اجتماعی بر تقویت شبکه‌های اجتماعی تاثیر می‎گذارد و ازسوی دیگر، اعتماد اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی نیز بر افزایش میزان مشارکت در انتخابات تاثیر مثبت و معنی‌داری دارد. بنابراین، باید به دنبال تثبیت زمان و تحقق اصول انتخاباتی بود تا بتوان سرمایه‌های بزرگ و ارزشمند اجتماعی را احیا نموده و اعتماد اجتماعی رو به زوال مردم را زنده کرد.

این امر نیازمند آن است تا با رعایت اصول، زمان و معیارهای واقعی آن، اعتماد اجتماعی را به عنوان یک سرمایه اصلی حفظ نموده، ارتقا بخشیده و گسترش داد؛ امری‎که در چند دور انتخابات گذشته محقق نشده و به وقوع نپیوسته است. دردمندانه که حتی روند برعکس این مسیر طی شده و ما شاهد نزول و افول اعتماد اجتماعی به عنوان یک سرمایه بزرگ بوده‌ایم. نقطه‎ آغاز این آفت و آسیب نیز دولت‎مردان و سردمداران نظام بوده‌اند. زیرا آنها باعث شده‌اند تا بارها زمان، شرایط و چگونگی برگزاری انتخابات‎ها با تغییرات مستمر مواجه شده و اعتماد اجتماعی روی این پروسه از بین رفته و تغییر نماید.

از سوی دیگر، در فضای کارزار انتخاباتی، مسایلی چون؛ دروغ، تهمت، تقلب، تغلب و… همگی به نحوی در این روند تاثیرگذاری منفی داشته و باعث زوال و افول اعتماد اجتماعی گردیده است. تعهدات، وعده‌ها و نویدهای داده شده نیز پس از برگزاری انتخابات عملی نگردیده و این امر در زوال این سرمایه‎های اجتماعی تاثیر مضاعفی داشته است. این موارد تاثیر ناگواری بر سلامت اخلاق و روان جامعه داشته است. به همین دلیل است که ما در هر دوره انتخابات شاهد از بین رفتن بخشی از سرمایه‌های اجتماعی هستیم. شک نباید کرد که اگر این روند در چنین شرایطی به پیش برود، این دوره نیز بدتر از سایر دوره‎ها به اعتماد اجتماعی جامعه آسیب خواهد زد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده