سرنوشت صلح در دهلیزهای تاریک سیاست

به دنبال اوج‌گیری خوش‏‌بینی‌ها نسبت به روند گفت‏‌وگو با طالبان یا آن چه از آن به نام روند صلح یاد می‌شود، هفته‏‌ی گذشته گفت‏‌وگوهای غیررسمی میان هیئت افغانی و نمایندگان طالبان و حزب اسلامی در قطر برگزار گردید. این نشست غیررسمی به میزبانی وزیر خارجه قطر و با حضور چهره‌های سیاسی از افغانستان بدون مشارکت نمایندگان حکومت و نیز هیئت هشت عضوی طالبان به ریاست شیرمحمد عباس ستانکزی و گروه حزب اسلامی به رهبری حکمتیار در دوحه برگزار گردید. همچنین گفته می‌شود که در این نشست شماری از نمایندگان چندین کشور به شمول ایالات متحده امریکا، چین و پاکستان نیز حضور داشته‏‌اند. هرچند پیش از آن ایالات متحده امریکا و پاکستان از این نشست پشت درهای بسته استقبال نموده و آن را گامی در رسیدن به ختم شورشگری و جنگ در افغانستان دانستند. چنانچه یک مقام وزارت خارجه امریکا در این رابطه اظهار داشت از روند صلح به رهبری و مالکیت افغان‌ها به صورت جدی حمایت می‌کند که از آن طریق طالبان و افغان‌ها برای پایان بخشیدن به منازعه وارد گفت‏‌وگو شوند. همین طور یک مقام وزارت خارجه پاکستان نیز در این باره گفته است پاکستان از گفت‏‌وگوی حکومت افغانستان و طالبان در قطر کاملاً حمایت می‌کند و صلح در افغانستان برای صلح در منطقه الزامی است.

در مورد این ‌که آیا مقام‌های حکومت افغانستان نیز در گفت‏‌وگوی قطر شرکت داشته‏‌اند یا خیر، مشاورامنیت ملی کشور در جلسه اعضای سنا به صراحت بیان داشت که هیچ عضوی از حکومت در این نشست حضور نداشته است. وی موضع رسمی حکومت را در ارتباط با نشست قطر چنین بیان داشت: نشست قطر از دید افغانستان رسمی نبوده و دولت افغانستان در آن به هیچ‌وجه نماینده رسمی نداشته است و قطعاً خود را مکلف به اجرای هرنوع فیصله‌ای که کرده‌باشند، نمی‌داند. هر نظری که در آن جا ارایه شده نظر شخصی افراد است و دولت افغانستان قطعاً آن را جزو یک مذاکره و موافقه رسمی نمی‌داند. مشاور امنیت ملی کشور همچنین تاکید کرد: «تا فعلا ما هیچ نوع مذاکره رسمی با طالبان نداشته‌ایم. یک روند رسمی برای مذاکره رسمی وجود ندارد. ما هیچ وقت مذاکره پشت پرده را قبول نداریم. در این مورد پیشنهادهایی که وجود داشته، حکومت وحدت ملی با قاطعیت تصمیم گرفته که مذاکره مطلق باید رسمی و علنی باشد و هر دوجانب باید خود را به آن متعهد بدانند و جانب سوم را هم در این مذاکره قبول نداریم. جانب سوم فقط می‌تواند تسهیل‌کننده باشد ولی جزو مذاکره بوده نمی‌تواند

لازم به یادآوری است که وزارت خارجه کشور نیز موضع حکومت را در رابطه با نشست قطر موازی با دیدگاه مشاور امنیت ملی اعلام داشت. سخنگوی وزارت خارجه کشور هفته‏‌ی گذشته طی یک نشست خبری اظهار داشت: «نشست دوحه رسمی نبود و این نشست از جانب «پگواش» برگزار گردیده بود و مقام‌های رسمیِ‌که از جانب افغانستان جهت اشتراک در این نشست دعوت شده بودند، در این نشست اشتراک نکردند. شخصیت‌های محترمی که از افغانستان به دوحه رفته و در نشست یادشده اشتراک کرده بودند، ممکن از آدرس‌های شخصی خود در این نشست اشتراک کرده باشند

بر بنیاد گزارش‌های نشر شده پایان این نشست بی‌فرجام بوده و نتیجه روشنی را دربر نداشته است. یکی از اعضای طالبان به هیئت افغانستان به صراحت گفته است هرچند بسیاری نیروهای خارجی قبلاً افغانستان را ترک کرده‏اند، در صورتی طالبان جنگ را متوقف می‌کنند، که نیروهای باقی مانده خارجی نیز افغانستان را ترک نمایند. بر اساس این موضع‏‌گیری طالبان می‌توان گفت که این گفت‏‌وگوها بدون توافق به پایان رسیده و صرفاً گفته شده است که نشست دیگر در امارات متحده عربی احتمالاً در ماه آینده برگزار خواهد شد.

با توجه به گزارش‌های مربوط به نشست قطر و به طور کلی دریافت دیدگاه‌های طرفین در ارتباط با روند گفت‏‌وگو و صلح باید پرسید که واقعا طرفین به دنبال چه چیزی هستند؟ در قطر چه گذشت؟ آیا هرآن چه در رسانه‌ها گفته شد واقعیت دارد؟ این همه کوشش‌ها و سفرها به دوبی و اعلام خوش‏‌بینی‌ها برای چه منظوری بوده است؟ نقش و جایگاه شورای عالی صلح هم چیست؟ پشت پرده چه می‌گذرد؟ حکومت افغانستان به دنبال چیست؟ امریکایی‌ها و پاکستانی‌ها کدام هدف را دنبال می‌کنند؟ قطر یا هر کشور میزبان دیگر چه چیزی را دنبال می‌کند؟ هدف آن‌ها واقعا خیراست؟ طالبان و حزب اسلامی وقتی می‌گویند به خاطر سربازان باقی‌مانده خارجی دست از جنگ نخواهند کشید، به کدام منظور در چنین نشستهایی شرکت می‌کنند؟ و

واقعیت این است که سیاست جاری در ارتباط با افغانستان چه از سوی حکومت و چه از سوی حامیان بین‌‏المللی آن و نیز بازی‌گران منطقه‏‌ای، همچنین طالبان و دیگر مخالفین در یک شرایط تناقض‏‌آمیز و مشوش قرار دارد. برای حکومت افغانستان هنوز یک استراتژی مشخص و سازوکار تعریف‏‌شده در ارتباط با مخالفین و مسئله صلح وجود ندارد. چنانچه دیدگاه رهبران حکومت در ارتباط با مخالفان متضاد است؛ در یک نگاه طالبان، مخالفین سیاسی‏‌اند، در نگاه دیگر طالبان مخالفان مسلح‏‌اند و قاتلین مردم! مشخص است که از درون این دو دیدگاه متضاد، استراتژی و سازوکار نامتجانس بیرون خواهد آمد.

امریکایی‌ها و غربی‌ها به شمول پاکستانی‌ها در حد سخن از روند صلح و گفت‏‌وگو حمایت می‌کنند، اما هیچ گام عملی را که صادقانه و شفاف باشد تا هنوز بر نداشته‏‌اند. به تعبیری دیگر همان‌طور که سیاست مرتبط به افغانستان از تناقض و چندپارچگی و فقدان استراتژی رنج می‌برد، موضوع صلح مربوط به آن نیز رازآلود و غیرقابل اعتماد می‌باشد. چه بسا گمان برده می‌شود که این همه تمهیدات وادعاها به نام صلح، فقط مقدمه‏‌ای است برای به پیش بردن سیاست جنگ به گونه‌های دیگر!

0 پیام برای این مطلب ثبت شده