سفر به سرزمین بودا!

تایلند؛ سرزمین میراث‏‌های فرهنگی است؛ نمادها و نشانه‏‌های فرهنگی از عصر باستان تا امروز هم‏چنان پرنگ و پویا هستند. دیوارنگاری‏‌هایی که در عصر باستان برای حفظ و نگهداشت حافظه تاریخی مردم این سرزمین و انتقال تجربه‌ها و اندوخته‏‌ها به نسل‏‌های بعد انجام می‏شد تا امروز در این سرزمین بازروایت و بازآفرینی می‌شوند.

دیدار از کاخ سلطنتی تایلند که معروف به کاخ بزرگ ( Grand Palace) است برایم از جهات گوناگون جالب بود. یکی از جاذبه‏‌های این کاخ بخشی است که به مناسک آیینی بودایی اختصاص دارد. در این بخش که دهلیزهای طویل قرار دارد، نقش و نگارهای دیواری توجه هر بیننده‌ای را به خود جلب می‏کند.

در دیوارهای این دهلیزهای دراز، تولد بودا، صحنه‏‌هایی از نشست‏‌های مدیتیشن و تمرکز بودا برای رسیدن به آرامش و روش های زوال رنج آدمی‏ به تصویر کشیده شده است. مقام نیروانا و رسیدن به عالی‏ترین مقام معنوی و آرامش جاودانگی!

این نگاره های دیواری توسط نقاشان چیره‏دست سرگذشت زندگی بودا و چگونگی مراسم مردمی ‏را که به سلک روحانیت بودایی می‏پیوستند نشان می‏دهد.

این نگاره ها از نظر بصری گویا و رساننده است. هم‏چنین، افسانه‏‌ها و روایت‏‌های شفاهی که درباره شاهان پیشین و حکم‌روایان این سرزمین سینه به سینه نقل شده است در این دیوارها با ظرافت‌های ویژه به تصویر کشیده شده است.

کاخ بزرگ

این کاخ بزرگ سطنتی که بودای زمردین را در خود جا داده است در سال 1782 بنا شده و این مجتمع بزرگ تنها برای اقامت شاه و ملکه نبوده است. بل شامل دفتر اداری شاه و بخش‌‏های اداری نظام سلطنتی نیز بوده و مهمتر از همه شامل معبد بزرگ امرالد بودا است.

مساحت این کاخ بزرگ 218000 متر مربع است که توسط چهار دیوار به طول 1900 متر احاطه شده است. در سال 1782 رامای اول بر تخت سلطنت نشست این قصر به بهره‏‌برداری رسید. پیش از این مجتمع سلطنتی در جای دیگر در نزدیک تنبوری در غرب رودخانه چائو فرایا قرار داشت.

دلایل زیاد برای رامای اول وجود داشت که پایتخت سلطنتی را از آن سوی رود به این مکان منتقل کند، رامای اول فکر می‏کرد که بودن پایخت سلطنتی در آن سوی رود پایدار نیست به این دلیل با صدور فرمانی تصریح کرد که این مکان نه تنها برای اقامت شاه و ملکه است بل برای دفترهای اداری نیزاستفاده شود. این متجمع سلطنتی پس از آن زمان به کاخ بزرگ شهرت یافت. در میان این ساختمان‏‌های شاهی دو مناره بزرگ برافراشته شد یکی در دهلیز تخت سلطنتی دوسیت مها پراست و دومی‏در فراز عمارت فرا مها مونتین.

در شمال این مجتمع سلطنتی صومعه امرالد بودا یا بودای زمردی قرار دارد، مردم به این صومعه می‏آیند و از آموزه‌های بودا درس می‌گیرند و لحظاتی در سکوت روح‏شان را پالایش می‏دهند. زیارتگاه بودا با طلای ناب پوشیده شده، تندیس تقدیس شده بودا سه پارچه فصلی دارد، کالای زمستانی، تابستانی و فصل باران.

در هر فصل شاه به عنوان خادم زیارتگاه بودای زمردین تندیس بودا را در مراسمی ‏با کالای مربوط به فصل خاص می‌پوشاند. این مراسم شباهت‌‏های زیاد به گردگیری از زیارتگاه در اماکن مقدس مسلمانان دارد، تبدیل پرده بیت‏الله حرام، و گردگیری از ضریح برخی از پیشوایان اسلامی‏در ایران و عراق.

بودای زمردین

تندیس بودا با سنگ سبز زبرجد پوشیده شده. این تندیس در سال 1434 از صومعه‏‌ای در «چینگ رای» کشف شد. در آن زمان تندیس بودا با پلستر پوشیده شده بود مردم فکر می‏کردند که یک مجسمه عادی و معمولی است اما بعدها راهب بزرگی که این تندیس را کشف کرده بود متوجه شد که پلستر از روی بینی تندیس کنار رفته و یک سنگ سبز در زیر قسمت بینی تندیس ظاهر شده است. راهب بزرگ به این نتیجه رسید این تندیس بودای زمردین است.

تندیس بودای زمردین در کشور لاوس در شهر «لوانگ پرابانگ» بود. بیش از 226 سال این تندیس در کشور لائوس نگهداری می‌شد تا اینکه در 1778 زمانی که ارتش تایلند به فرماندهی چائو فرایا چاکری ( کسی که بعدها رامای اول شد) به لائوس یورش برد و شهر «وين تيان» پایتخت را تصرف کرد. تندیس بودای زمردین را به بنکاک پایخت انتقال داد و در صومعه‌ی سلطنتی که در محوطه کاخ بزرگ قرار دارد جا داد.

این صومعه بودایی در واقع به مثابه نمازخانه کاخ سلطنتی تلقی شد و برخلاف دیگر صومعه‏‌ها در این صومعه هیچ راهبی سکونت ندارد.

در کنار محراب این صومعه دو تندیس بزرگ بودا که توسط رامای سوم سفارش شده قرار دارد. این تندیس‌‏ها هزینه‏‌های زیاد برای رامای سوم به جا گذاشت اما از ان جایی که پادشاهان در خدمت ترویج و پاسداری از آیین بودایی بودند این هزینه را به سخاوتمندی تمام می‏‌پذیرفتند.

این کاخ شامل بخش‌‏های مختلف دفتر اداری محل اقامت شاه و ملکه البته این بخش به روی دیدارکنندگان باز نبود اما بخش مهم دیگر به استوپه‌های بودایی و مناره‌‏های سه ضلعی سر به فلک کشیده با رنگ‌‏ها و نگاره‏‌های حیرت‏انگیز است. جایی که تندیس بودا در آن قرار دارد با خشت طلا مزین شده و معماری باشکوه جلوه‏‌های خاص به این محل داده است.

موزیم پارچه و لباس ملکه

در سمت راست دروازه ورودی کاخ بزرگ، موزیم «ملکه سیری کیت» قرار دارد. این موزیم مکانی برای نگهداری پارچه و لباس ملکه تایلند اختصاص داده شده و ملکه شخصا برای نمایش صنعت تولید پارچه تایلندی، سبک لباس و حفاظت از این صنعت ظریف و زیبای کشور این موزیم را در سال 2003 افتتاح کرد و تا سال 2012 این موزیم را با سیستم خنک‌‏کننده، سالن نمایش ویدیویی، سالن سخنرانی، کتابخانه، گالری و انواع پارچه‏‌ها و مودل‌های گوناگون لباس‌های مدرن و سنتی مزین ساخت.

ملکه سیری کیت، عشق فراوان به ترویج صنعت پارچه‏‌های تایلندی دارد و خود در طراحی و مود لباس صاحب‏نظر است. امروز پارچه‌‏های برند تایلند در بازارهای بین‏‌المللی مشتری‏‌های خود را دارد، دلیل این محبوبیت جهانی افراد از خود گذشته و خدمت‌گزاری چون شاه و ملکه تایلند است که برای جهانی ساختن پارچه‏‌های تایلندی سال‏‌ها تلاش کرده تا این صنعت تقویت شود. کشورها و ملت‏‌هایی به دستاوردهای بزرگ اقتصادی و فرهنگی می‏رسند که پشت صحنه رهبران سیاسی و چهره‌‏های ملی‏‌شان قرار دارند و برای خدمت به وطن‏‌شان لحظه‏‌ای درنگ نمی‏کنند.

تلاش‏‌های سخاوتمندانه کسانی چون ملکه سیری کیت و کسانی دیگری سبب شده که امروز تایلند در صنعت پارچه و تولید پشمینه و پارچه‏‌های ابریشمی ‏در بازار جهانی شهرت پیداکند.

افتخارات این دستاوردهای اقتصادی و فرهنگی به مردم این کشور برمی‏گردد و می‏توانند به داشته‏‌های شان افتخار کنند. ما افغان‏‌ها ادعای مان گوش فلک را کر می‏کند و به «غیرت وطنی» مان افتخار می‏کنیم؛ غیرتی که نتیجه‏‌اش خون، کشتار و ویرانگری است. در بیرون از کشور که می‌رویم مردم از شنیدن نام افغانستان به وحشت می‌افتند. کاش می‏شد که زمامداران و تکه‏‌داران سیاست تباری کمی‏سر عقل میامدند و برای رهایی این ملت از شرم ویرانگری و خشونت آستین بالا می‏زدند و به جای افتخار به « غیرت ویرانگری» به آبادانی و تقویت تولیدات ملی و میهنی فکر می‏کردند.

افغان ها زمانی می‏توانند افتخار کنند که صنعت قالین دستباف افغانی در بازارهای جهان فرش شود و میوه خشک افغانستان زینت آرای میزهای مردمان جهان شود. صنایع دستی کشور به سوغات ارزشمند برای مردم دنیا تبدیل شود و با مارک و نشان افغانستان، شرم « غیرت ویرانگری» را از پیشانی ما پاک کند.

کتابخانه ملکه

من با همکارانم در بخشی از موزیم ملی به کتابخانه ملکه تایلند رفتیم، دیدن کتابخانه برای من تحسین‏‌برانگیز بود. ملکه تایلند تنها بانوی کاخ نشین و مرفه و تنبل نیست که تنها به برنامه‌‏های تشریفاتی بیاید و خودنمایی کند. ملکه به چندین زبان زنده دنیا آشناست و ده ها کتاب در باره مسایل گونه گون نبشته است.

ترجمه کتاب های مطرح دنیا به زبان تایلندی و معرفی فرهنگ ملت های جهان به مردم تایلند و بر عکس معرفی فرهنگ ها و سنت های تایلند به زبان انگلیسی و زبان‌های مطرح دنیا بخشی از خدمات عملی و فرهنگی ارزشمندی است که ملکه تایلند در زمان حیات خود انجام داده است.

مردم می‏توانند به داشتن چنین شخصیت‌هایی افتخار کنند که به رغم برخورداری از بهترین مقام کشوری تن‌پروری و لذت های تنانگی را بر خود حرام کرد و روزها و سال‌ها عمر خود را صرف نوشتن کتاب و ترجمه کرد و در تولیدات فرهنگی کشورش سهم گرفت.

دیدار ازاین کتابخانه برای من حسرت و حیرت به جا گذاشت، حسرت اینکه چرا ما افغان ها از این همه دستاوردهای ملت های جهان پند نمی‏‌گیریم و چرا این غیرت افغانی از خواب غفلت و جهالت بیدارمان نمی کند. به رغم این که شخصیت های اول کشور ما هر روز سفر می‏کنند و به کشورهای پیشرفته دنیا می‏روند اما فکر و ایده شان تغییر نمی‏کنند انگار که همه چیز سنگ شده باشد! هنوز در زندان تفکر تباری و زبانی دست و پا می‏زنند و منافع کلان ملی را در پای خواست‌های منفور قبیله و زبان قربانی می‏کنند و انوقت از « غیرت افغانی» دم می‏زنند!

در حیرت از اینکه ملت‏‌های دنیا چقدر به ارزش‏‌های انسانی و احترام به هم نوع خود بها می‏دهند و برای رهایی از فقر و خشونت آستین بالا می‏زنند. زمانی که به کرسی قدرت هم می‌رسند مسئولیت انسانی و میهنی‏‌شان را از یاد نمی‌برند و تلاش می‏کنند که برای نسل های بعد، پیشرفت و رفاه و مدنیت را هدیه کنند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده